حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
به گزارش مهر، ششم مرداد سال 85 مردی در بزرگراه آزادگان با دیدن صندوقچه آبیرنگ، وقتی در آن را گشود، هراسان در تماس با مرکز فوریتهای پلیسی 110 از پیدا شدن جسدی در صندوقچه خبر داد. در پی این تماس، ماموران کلانتری 152 خانیآباد پس از حضور در محل، موضوع را به بازپرس شهریاری در دادسرای جنایی تهران گزارش کردند.
با حضور قاضی جنایی در محل معلوم شد، مقتول مردی هفتاد ساله است که دست و دهان او با چسب بسته شده است. با دستور قضایی مبنی بر انتقال جسد به پزشکی قانونی، پرونده برای تحقیقات به شعبه 10 پلیس آگاهی تهران ارجاع شد. با شروع تحقیقات ماموران و بررسی افراد گمشده معلوم شد مقتول به نام امیر پس از جدایی از همسرش بهتنهایی زندگی میکرده است و از دو سال پیش، زنی میانسال به عنوان پرستار به محل سکونت وی رفت وآمد میکرده است.
با جمعبندی اطلاعات، ماموران در تحقیق از همسایههای مقتول متوجه شدند زن پرستار وسایل منزل را بار کامیون کرده و گفته است صاحبخانه به شیراز نقل مکان کرده است. در ادامه تحقیقات، ماموران متوجه شدند زن میانسال با مردی به نام غلامحسین که شغلش خیاطی بوده، ارتباط داشته است.
با به دست آمدن این سرنخ، ماموران با حضور در محل کار غلامحسین، متوجه شدند وی این محل را تخلیه و به مکان نامعلومی رفته است.
شش سال پس از وقوع این جنایت، در حالی که تحقیقات در این زمینه برای شناسایی زن و مرد متهم به قتل ادامه داشت، ماموران متوجه شدند مرد متهم در جنوب تهران با هویت جعلی ازدواج کرده است.
با گزارش موضوع، بازپرس شعبه اول دادسرای جنایی، دستور قضایی در این ارتباط را صادر و کارآگاهان غلامحسین را دستگیر کردند. با شروع تحقیقات، متهم زبان به اعتراف گشود و گفت: با همدستی زنی چهل و دو ساله به نام زهرا مقتول را کشته و جسدش را درون یک صندوقچه در بزرگراه آزادگان رها کردیم. با اعتراف مرد متهم، زن پرستار نیز دستگیر و به قتل پیرمرد هفتادساله اعتراف کرد. با اعتراف متهمان پرونده برای رسیدگی به شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. صبح دیروز دو متهم در شعبه 71 دادگاه کیفری و به ریاست قاضی عزیزمحمدی محاکمه شدند. در ابتدای جلسه نماینده دادستان با تشریح کیفرخواست برای متهمان تقاضای مجازات قانونی کرد.
سپس فرزندان مقتول در جایگاه قرار گرفته و برای قاتلان درخواست قصاص کردند. آنها مدعی شدند ادعاهای متهمان صحت ندارد و پدرشان مرد خیری بوده است.
در ادامه غلامحسین در جایگاه حاضر شد که در دفاع از خود گفت: مقتول تنها زندگی میکرد و من و زهرا در کارگاه دوخت مانتو پیش او کار میکردیم. زهرا همچنین بهعنوان پرستار به خانه امیر رفت و آمد داشت. یک روز زهرا نزد من آمد و مدعی شد امیر از او سه میلیون تومان طلب دارد و بهدلیل این طلب او را تحت فشار قرار داده است. او سپس نقشه قتل را طراحی کرد و با همدستی من مقتول را به کارگاه کشانده و زهرا در ماست قرص خوابآور ریخت و به مقتول داد. آن روز من دست و پای او را بستم و زهرا کیسهای پلاستیکی را روی سر امیر کشید. وقتی از مرگ او مطمئن شدیم جسد را در صندوقچهای گذاشته و در بزرگراه آزادگان رها کردیم. روز بعد هم اثاثیه خانهاش را سرقت کرده و بین خودمان تقسیم کردیم.
پس از آخرین دفاعیات متهمان و وکلای آنها، قضات دادگاه برای صدور حکم وارد شور شدند.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....