اخوان‌المسلمین و تحول در جنبش‌های اسلامی

تحولات سریع و شتابنده‌ای که در کشور مصر روی داد، نگاه‌ها را به سمت آینده تحولات سیاسی این کشور جلب کرد. از زمان شروع قیام مردم مصر علیه دیکتاتوری حسنی مبارک که با خارج شدن وی از قدرت و واگذاری اداره امور به ارتش این کشور همراه بود؛ مسیر تحولات به گونه‌ای بود که هر یک از جریان‌های قدرتمند سیاسی - فرهنگی نقش خاص خود را در آن ایفا کرده‌اند. در این میان جنبش ریشه‌دار و قدرتمند اخوان‌المسلمین مصر به عنوان منسجم‌ترین و در عین حال پرنفوذترین جریان سیاسی،فرهنگی و اجتماعی در این کشور جایگاه مهمی را در اداره، تداوم و به نتیجه رساندن این اعتراضات داشت.
کد خبر: ۶۰۲۴۶۶
اخوان‌المسلمین و تحول در جنبش‌های اسلامی

حرکت اعتراضی و انقلابی مردم مصر هر چند الهام گرفته از جنبش اعتراضی در تونس بود، اما ریشه‌ها و عوامل این حرکت انقلابی، بسیار عمیق‌ و محکم‌تر از تونس بود و سابقه‌ای طولانی داشت. حضور مشخص احزاب و جریان‌های مدنی و سیاسی در انقلاب مردم مصر، آن را با اعتراضات مردم تونس متفاوت کرده بود و همین امر هم باعث شده است تا آینده این دو کشور نیز با هم متفاوت باشد.

مصر به عنوان الگوی جهان عرب از دیرباز مهد رشد و بالندگی تفکرات نویسندگان و متفکرانی بوده که تاثیر بسزایی بر جریان‌های فکری در کشورهای مختلف داشته‌اند. در طول مبارزه 18 روزه مردم مصر علیه رژیم حسنی مبارک که برای سرنگونی آن، هر چند جریان‌های متفاوتی حضور داشتند اما هیچ یک از این جریان‌ها به اندازه جنبش اخوان‌المسلمین مصر تاثیرگذار و هدفمند عمل نکرده است. این جنبش که بیش از 8 دهه حیات سیاسی و اجتماعی در مصر دارد، با استفاده از ظرفیت‌های پیدا و پنهان خود در کنار مردم مصر حاضر شد و با یک مدیریت صحیح و کارآمد موفق به همراهی و هم‌نوایی با مطالبات مردمی مطرح شده در میدان التحریر شد که برآیند این همراهی سرنگونی رژیم مبارک بود.

این جنبش که در تار و پود کشور مصر و بسیاری از کشورهای عربی و اسلامی ریشه دوانده و سنگر محکمی از اسلام‌خواهی در منطقه است، نه امروز که سالیان درازی است در صحنه سیاسی مصر حضور دارد. این حضور که با فراز و نشیب‌های فراوانی همراه بود، امروز موفق به تثبیت خود به عنوان یکی از اصلی‌ترین بازیگران عرصه تحولات مصر شده است و بدون شک، اخوان‌المسلمین در آینده سیاسی مصر نقش و جایگاه بسیار مهمی خواهد داشت. جنبش اخوان‌المسلمین را باید زاییده اوضاع سیاسی و اجتماعی تاریخ معاصر مصر و رهاورد رواج تفکر جدایی دین از سیاست (سکولاریسم) در میان روشنفکران و ملی‌گرایان مصری دانست که برای اصلاح مصر در دوران خفقان بعد از انقلاب 1919 این کشور علیه انگلیس شوریدند.

اهداف بنیانگذاران این جنبش ـ بویژه حسن البناء، رهبر اخوان المسلمین ـ از یک سو بر ایجاد تحول در اعتقادات اسلامی مسلمانان و بخصوص مصریان از حالت ایستا و بی‌تحرکی به سمت پویایی و حاکمیت تعالیم شریعت بر زندگی اجتماعی و سیاسی مصر و از سوی دیگر بر اتحاد و وحدت مسلمانان در برابر استعمارگران تاکید داشت که کشورهای اسلامی را مورد تجاوز قرار داده بودند. اهداف و اقدامات اخوان‌المسلمین تا پیش از کشته شدن حسن البناء توأم با نوعی هماهنگی و یکپارچگی بود، اما در پی کشته‌شدن حسن البناء و بویژه ظهور جمال عبدالناصر رئیس‌جمهور وقت مصر در عرصه قدرت و بهره‌گیری وی از اسلام در جهت اهداف خود، نوعی تفاوت بین اهداف و اقدامات اخوان المسلمین به‌وجود آمد.

آغاز فعالیت سیاسی

حسن البناء در خاطراتش می‌نویسد: در مارس 1928 شش نفر از برادرانی که در درس‌ها و جلسات من شرکت داشتند، یعنی احمد المصری، فواد ابراهیم، عبدالرحمان حب‌الله، اسماعیل عزو و ذکی المغربی به منزل من آمدند و گفتند: ما دیگر از این زندگی ذلت بار خسته شده‌ایم، در این کشور مسلمانان از هیچ عزت و حرمتی برخوردار نیستند و جایگاه آنها از خدمتکاران و بیگانگان نیز پایین‌تر است. ما حاضریم با نثار خون خود با تو همراه شویم. من از سخنان آنها واقعا متاثر شدم و می‌دیدم که نمی‌توانم از زیر بار مسوولیتی که به عهده من می‌گذارند،‌ شانه خالی کنم، از این رو به دعوت آنها لبیک گفتم و در همان جا با هم سوگند خوردیم تا جان در بدن داریم، در راه اسلام فعالیت و مبارزه کنیم. یکی از برادران پرسید: چه نامی برای خود انتخاب کنیم؟ یک انجمن، فرقه، اتحادیه و... تا رسمیت پیدا کنیم. گفتم: هیچ یک! ما برادرانی در خدمت اسلام هستیم، یعنی اخوان المسلمون و اخوان شعار خود را الله هدف ماست، رسول الله رهبر ماست، قرآن برنامه‌ ماست، جهاد و تلاش کار ماست، شهادت آرزوی ماست قرار داد.

از آنجا که در آن زمان میان مبانی اسلام و اجرا و تطبیق آنها فاصله بسیاری به وجود آمده بود، این امر کمک کرد حرکت بنا بسرعت میان اقشار مختلف جامعه مصر جا باز کند و موجب مشارکت وسیع و حماسی مردمی شود. از مهم‌ترین عوامل انتشار سریع جنبش اخوان را باید در موارد ذیل ملاحظه کرد:

1ـ اعراب و مسلمانان مصر در یاس و نا امیدی به‌سر می‌بردند و این موضوع رهاورد زندگی مملو از قید و بندهای سیاسی و اجتماعی بود که از سوی استعمار اروپایی بر آنان تحمیل می‌شد.

انگلستان از زمان آغاز جنگ جهانی اول به مصر حمله کرد و سال‌ها بر این کشور حکومت کرد. همین مساله موجب شد، بسیاری از آزادگان و وطن پرستان مصری ضرورت مقابله با استعمار را احساس و جنبشی را راه‌اندازی کنند. بسیاری از شیوخ الازهر با این حرکت ملی همراه شدند و این امر باعث شد این حماسه ملی ـ میهنی در طلب آزادی از قید و بندهای استعمار از یک عقیده اسلامی نشات بگیرد.

2ـ شیوع اختلافات مذهبی و حزبی در بیشتر احزاب مصری از زمان آغاز و شکل‌گیری آنها منجر شد گرایش و تمایلی در حرکت مردم مصر به سوی اخوان ایجاد شود تا این جنبش جایگزینی برای آن احزاب باشد. اسلامگرایان ضرورت تغییر مرحله‌ای و خارج ساختن اسلام از انزوا را احساس کردند. این انزوا به دلیل گرایش‌های صوفیانه و افراط‌گرایی و تعصب دینی به شکل‌های مختلف ایجاد شده بود.

3ـ برخورد مستمر مردم مصر با سربازان اشغالگر انگلیسی، گسترش سازمان‌ها و نهادهای مسیحی، فعالیت تعدادی از مستشرقان در جامعه مصر، تاثیرپذیری برخی از اندیشمندان مصری از جریان‌های الحادی و مادی غرب و تعمیق اندیشه جدایی دین از سیاست در جهان عرب در اواخر دوره عثمانی به‌عنوان شکاف فکری که بخش قابل توجهی از جهان عرب را فراگرفته بود.

4ـ فساد دستگاه سیاسی حاکم و عدم تحقق اهدافی که مردم مصر به دنبال آن بودند و دوری از احکام اسلام به دنبال پیروی از سیاست جدایی دین از سیاست از جمله در مجامع علمی و اسلامی که سمبل آن در الازهر قابل مشاهده بود. بویژه انتشار کتابی از یکی از شیوخ‌الازهر با عنوان اسلام و اصول حکومت که در آن به تبعیت دولت مصر از استعمار انگلیس انتقاد شده و چنین دولتی را شایسته حکومت بر مسلمانان ندانسته بود.

استراتژی اخوان در فعالیت‌های خود

جنبش اخوان‌المسلمین ابزار مختلفی برای پیشبرد و گسترش فعالیت اسلامی خود استفاده کرد که می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

1ـ ساختار منحصر به فرد جنبش: ساختار هرمی جنبش که به جای از راس به قاعده، از قاعده به رأس بود و در توسعه و گسترش جنبش در جامعه مصر و خارج آن نقش بسزایی داشت.

2ـ تشکیل جناح نظامی: تشکیل جناح نظامی که از دید جنبش یکی از ستون‌های دولت اسلامی به‌شمار می‌آمد و جماعت اخوان در جنگ سال 1948 فلسطین از آن در کنار نیروهای عربی علیه نیروهای اشغالگر صهیونیست استفاده کرد، همچنین این جناح از مقاومت مردمی در کانال سوئز در سال 1951 با هماهنگی با افسران ارتش مصر پشتیبانی کرد.

فعالیت نظامی از جمله ابزار مورد استفاده جناح نظامی جماعت اخوان در دهه 40 با هدف ایجاد تغییر و تحولات اجتماعی و سیاسی در مصر و علیه حکومت از آن استفاده کرد.

3ـ انتشار جنبش در جهان عرب و اسلام: جماعت اخوان‌المسلمین، محور پیونددهنده جنبش‌ها بویژه جنبش‌های اسلامی دیگر شد. دعوت به وحدت دو جهان عربی و اسلام و استقلال آنها و عدم جهت‌گیری آن به سوی شرق یا غرب، یکی از مهم‌ترین اهداف و شعارهای این جماعت بود که در آغاز دهه 40 مطرح شد.

4ـ شیوه‌های اصلاحی در فعالیت سیاسی جنبش: جماعت اخوان‌المسلمین برنامه اصلاحی وسیع و گسترده‌ای را تدوین و مطرح کرد که در آن افکاری چون عدالت اجتماعی، برابری، آزادی، صلح و چگونگی رویارویی با سختی‌ها و مشکلات زندگی عمومی جلوه گر بود و همین عاملی شد تا به جماعت بویژه میان طبقه فقیر محبوبیت مردمی بسیاری بخشید که اکثر جامعه مصر را تشکیل می‌داد.

5 ـ‌ اعتقاد به مرحله‌ای بودن فعالیت‌ها: اخوانی‌ها معتقد بودند مراحل متعددی وجود دارد که جنبش باید از آن عبور کند تا به هدف خود برسد تا نهایتاً به اجرای آیین و دین و شرع خدا روی زمین بینجامد. در 26ژانویه 1973 روزنامه اخوان‌المسلمین برای نخستین بار در مصر منتشر شد. این روزنامه نخستین نشریه ارگان این گروه به‌شمار می‌رفت.

گفته می‌شود، شمار اعضای این جمعیت در پایان جنگ جهانی دوم به بیش از 2 میلیون نفر می‌رسید. انشقاق در اخوان المسلمین و انحلال آن طی سال‌های 1937 و 1939 رخ داد. اعضایی که در جماعت به نحوی عقاید انفرادی و تک روی داشتند، جنبش را به دلیل ناخرسندی از خط مشی حسن البناء ترک کردند که با تدبیر و صبورانه عمل می‌کرد، زیرا به نظر آنها دیدگاه‌ها و اقدامات بناء آشکارا با اهداف جنبش در تعارض بود.

در سال 1939 اختلاف نظرها بر سر مسائل سیاسی و مصرف وجوه جمع‌آوری شده برای فلسطین در مصر و امتناع بناء از دادن اجازه اقدام عملی و توسل به زور و خشونت؛ بذر جدایی و دو دستگی را در جنبش اخوان کاشت. از جمله شاخه‌های منشعب از اخوان‌المسلمین می‌توان به جامعه جوانان محمدی و پیوستن محمد ابوزید سردبیر نشریه النذیر به آن اشاره کرد.

فعالیت‌های اخوان در رابطه با قضیه فلسطین و ارسال سلاح و نیرو به سرزمین‌های اشغالی و همچنین اقدامات مهم آن قبل و بعد از جنگ جهانی دوم در مصر و دیگر کشورهای اسلامی، مخالفت‌های شدید غرب خصوصاً انگلیس را با فعالیت جنبش برانگیخت.

از طرفی اعضای جوان با تصمیم‌های عجولانه خود که در برخی مواقع مورد تایید اخوان هم نبود، به جماعت اخوان‌المسلمین ضربه می‌زد. به طور کلی فعالیت‌های نظامی را شاخه نظامی جنبش یا «کتائب» انجام می‌داد. سال 1948 سال اخوان‌المسلمین بود. در ژانویه آن سال، دولت مصر اعلام کرد در تپه‌های موقاتم (در حومه قاهره) تعداد 165 بمب و جعبه‌های سلاح بعد از یک درگیری بین پلیس و اخوان‌المسلمین کشف کرده است(البته اخوان اعلام کرد این تجهیزات برای ارسال به فلسطین نگهداری می‌شده است).

در 22 مارس همین سال احمد الخزیندرگ یکی از قضات برجسته مصر به دلیل محاکمه یکی از اعضای اخوان ترور شد و به قتل رسید. در اکتبر همان سال دولت مصر اعلام کرد، یک انبار بزرگ سلاح و مهمات در اسماعیلیه از رهبر گروه ضربت اخوان کشف کرده است. در 8 دسامبر 1948 وزارت کشور مصر دستور انحلال اخوان‌المسلمین را صادر کرد و بلافاصله بسیاری از مسوولان و اعضای اخوان دستگیر و روانه زندان شدند.

اخوان پس از ترور حسن البناء راه درازی را تا امروز پشت سر گذاشت، این جنبش در تجربه تاریخی خود موفق شد به صورت گسترده، در جامعه مصر نفوذ کند و از این طریق راه را برای نسل جدید رهبرانش که برخی از آنها در زمان ترور بنا حتی به دنیا نیز نیامده بودند، باز کند. این جنبش امروز با تشکیل حزبی سیاسی، بر آن است تا از اجتماع وارد سیاست شود و به ایفای نقش بیشتری بپردازد.

اخوان المسلمین در طول دوران حکومت حسنی مبارک همیشه در معرض سرکوب قرار داشت و بارها رهبران آن توسط عناصر امنیتی رژیم مبارک بازداشت می‌شدند اما این صدمات باعث کاهش فعالیت این تشکل نشد بلکه همواره به عنوان یک گروه شاداب در عرصه اجتماع و سیاست حضور پرثمری داشت و در انقلاب اخیر که باعث تحول و دگرگونی سیاسی در مصر شد نقش بسیار مهمی را ایفا کرد.

صادق راستگو

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها