درمان روح ، گران تمام می شود

اولین بار نبود که این مساله برایش پیش می آمد. توی 3 سالی که ازدواج کرده بودند، مدام دعوا و درگیری داشتند. بار آخر، از همیشه بدتر بود. بعد از دعوایشان ، سکوت پهن شده بود روی سقف خانه.
کد خبر: ۶۰۱۸۰
هر روز سکوت عمیق تر می شد. کم کم حس می کرد این سکوت طولانی ، توی وجودش هم حاکم شده. بیخود اشک می ریخت. ساعتهای طولانی می ماند توی رختخواب. اشتهایش کم شده بود. گاهی هم فکرهای ترسناک به سرش می زد. نمی توانست هیچ تصمیمی بگیرد. زل می زد به سقف و حس می کرد ضربان قلبش کند شده. تنها بود. حوصله حرف زدن نداشت ، اما دلش می خواست یک نفر با او حرف بزند. دلش می خواست یک نفر کمکش کند. می خواست برود جایی ، پیش کسی ؛ اما کسی را نمی شناخت. چه کسی می توانست کمکش کند؛
زندگی ، دشوار و پرتنش است. هر لحظه ، هزار اتفاق کوچک و بزرگ ، درست مثل زلزله های کوچک و بزرگ ، ذهن ما را تکان می دهند. بعضی از این اتفاقات ، مثل یک لرزه کوچک اند. میزان اثرگذاری شان هم محدود است. دامنه شان هم ممکن است کوچک تر باشد؛ اما بعضی اتفاقات ، می توانند همه افکار و احساسات و لحظه های ما را زیر و رو کنند.
ویرانی آنها هم به نسبت شدتشان بیشتر است ، برای جبران تنش هایی که رخ می دهند، روش های مختلفی وجود دارد. گاهی می توان با یک تمدد اعصاب ساده ، اثرات آنها را از میان برد و گاهی که عوارض جریان شدیدتر است ، نیاز به کمکهای جانبی و اضافی ، احساس می شود.
از آنجا که هیچ کس از این فشارها در امان نیست و گاهی نتایج آن بر سرنوشت و وضعیت آینده فرد اثر می گذارد، باید راههای مقابله و غلبه بر این فشارها را شناخت و با جبران خسارات ، برای مقاوم سازی ذهن و فکر و روح در مقابل آنها هم کاری کرد. مسعود عبادیان ، روانپزشک می گوید: «هر انسانی ، در شرایط مختلف ، در مواجهه با تنش و فشار عصبی قرار می گیرد. عوامل مختلف مثل اختلاف و درگیری ، شرایط بحرانی جامعه ، مشکلات ارتباطی ، مرگ ، جدایی و نابسامانی های اقتصادی ، همه می توانند باعث ایجاد فشارهای روانی شوند.» همه چیز می تواند ما را آزار بدهد. ما در میان اتفاقات مختلف محاصره شده ایم و واکنشی که در مقابل آنها نشان می دهیم ، ریشه در توانایی های ذهنی و تربیت روانی ما دارند.
عبادیان می گوید: «میزان آسیب پذیری افراد در مقابل فشارهای روانی ، متفاوت است. افراد برحسب جنس ، سن و ویژگی های فردی ، واکنش های مختلفی در مقابل اتفاقات نشان می دهند. در بررسی اثرات ، باید عوامل مختلف را کنار هم قرار داد و برخورد کرد.»


من مشکلی ندارم



ما برحسب شرایط فرهنگی ، در پذیرش آسیب های روانی ، دچار مشکل هستیم.در حالی که کوچکترین عارضه جسمی ، ما را به فکر چاره و درمان می اندازد. عوارض روحی و روانی ، معمولا نادیده گرفته می شوند. عبادیان می گوید: «این مشکل ، خصوصا در کشورهایی نظیر کشور ما، بیشتر دیده می شود. به لحاظ فرهنگی ، افراد پذیرفته اند که جسم ، باید درمان شود ؛ اما روح ، معمولا با بی توجهی روبه رو می شود. دردهای روحی را به عنوان بخشی از زندگی می پذیریم ، اما درد جسمی را تحمل نمی کنیم ، در حالی که روح نیز احتیاج به بررسی و درمان دارد.» مراجعه به روانپزشک و روان شناس ، هنوز برای بسیاری از ما نامتعارف است.

  • پذیرفته ایم که جسم باید درمان شود ، اما روح معمولا با بی توجهی روبه رو می شود. اغلب دردهای روحی را به عنوان بخشی از زندگی می پذیریم

  • تنها در شرایط بسیار حاد و دشوار است که برحسب اجبار، افراد به پذیرش کمکهای پزشکی و مشاوره ای ، برای حل مشکلات روانی شان تن می دهند. این در حالی است که در بسیاری از افراد، اختلالات روحی و روانی در شکلها و درجات مختلف وجود دارد و افراد به شکل مزمنی ، سالها با آن حالتها زندگی می کنند و این در حالی است که نتایج این بی توجهی ، بعدها ممکن است به شکل حاد و ناخوشایندی ، جلوه کند. دکتر عبادیان ، روانپزشک می گوید: «مثل هر بیماری دیگری ، اگر بیماری روانی را نادیده بگیریم ، بزرگ تر می شود. در این صورت راه جبران ، تنگ تر می شود.» بیشتر افراد معتقدند بیماری های روانی را می توان با گذشت و تحمل ، درمان کرد ؛ در حالی که دکتر عبادیان معتقد است: «گاه عوامل جسمانی ، در ایجاد اختلال های روانی دخالت دارند. اختلال های جسمانی هم گاه بنا به عوامل روانی ایجاد می شوند. برای برطرف کردن این بی توازنی ، باید از کمکهای پزشکی استفاده کرد. داروها برای برقرار کردن این تعادل اگر درست مصرف شوند، می توان آن اختلالات را به طور کامل درمان کرد.»


    بر ضد دارو



    به طور عام ، این اعتقاد وجود دارد که داروهای روانی مخرب هستند. خیلی از افراد از مصرف دارو خودداری می کنند، چون معتقدند این داروها عوارض جانبی ناخوشایند دارند. دکتر عبادیان می گوید: «تنها در صورتی که تجویز و مصرف داروهای روانی نادرست صورت بگیرد، ممکن است عوارض نامطلوب ایجاد شوند. در غیر این صورت ، مصرف نکردن دارو وضعیت بیمار را حادتر می کند.»


    مشاوران متخصص



    استفاده از مشاوره و مراجعه به روان شناس ، یکی از روش های دیگری است که در برخی موارد می تواند در رفع برخی مشکلات موثر باشد. در صورتی که درست و بموقع از کمک مشاور استفاده کنیم ، هم از میزان تنش ها و فشارهای عصبی مان کاسته می شود ، هم عملکرد بهتری در مواجهه با مسائل خواهیم داشت.
    نیلوفر ملک زاده ، روان شناس و مشاور خانواده می گوید: «در مواجهه با هر مساله ای ، مراجعه به متخصص ، بهترین روش است. همان طور که در شوون دیگر زندگی ، ترجیح می دهیم از آدمهای متخصص استفاده کنیم ، شاید بهتر باشد در تصمیم گیری ها و حل مشکلاتمان هم از کمک کسی استفاده کنیم که مهارت و تخصص لازم را برای حل آن مساله داشته باشد.» به لحاظ فرهنگی ، این باور در میان ما وجود دارد که مسائل ذهنی و روحی و مشکلات مختلف خانوادگی و اجتماعی مان را یا باید پنهان کنیم یا از طریق دوستان و افراد نزدیک خانواده حل کنیم ؛ اما از آنجا که هیچ معلوم نیست دوستان و نزدیکان ما، درباره مساله ما مهارتی داشته باشند، نتیجه گاه می تواند معکوس شود: «عادت به استفاده از مشاوران غیر متخصص ، می تواند مشکل فرد را چند برابر کند. افراد برحسب شرایط و عرف ، گاه راه حل های نادرستی ارائه می دهند که وضعیت فرد را بدتر می کند. نمونه ای از این مشاوره های نادرست ، این است که افراد عموما به نادیده گرفتن مشکل تشویق می شوند یا واکنش های نادرست و غیرعلمی به آنها پیشنهاد می شود.»
    ملک زاده با گفتن این مطلب تاکید می کند: «باید این فرهنگ را ایجاد کرد ، که مراجعه به متخصص ، می تواند روند حل مشکل را تسریع کند.» در مقابل ، بسیاری از افراد معتقدند روان شناسان و مشاوران ، مشکل را تشدید می کنند. خانم 25 ساله ای معتقد است: «مشاوران ، گاه دنبال ریشه های غیرمرتبط و نادرستی در وجود افراد می گردند که تنها باعث پررنگ شدن مسائل و مشکلات فرد می شود. آن ها وقتشان را صرف مسائل پیچیده ای می کنند که در لحظه به درد فرد نمی خورد. در حالی که بسیاری از مشکلات روحی و روانی فوری اند و باید سریعا درباره آنها تصمیم گرفت.»
    این خانم که مدتها در جلسات مشاوره شرکت کرده است و تجربه استفاده از دارو را هم داشته ، می گوید: «نمی توانم بگویم این تجربه ها ناخوشایند بود ؛ اما در خیلی از موارد مشاوران نتوانستند مسائلم را حل کنند.» یک دلسوزی و ترحم پنهان درباره کسانی که از مشاوره های روانی استفاده می کنند. از سوی جامعه وجود دارد. پسر جوانی می گوید: «مراجعه به این جور جاها، باعث می شود دیگران آدم را مشکل دار فرض کنند. از بین بردن چنین برداشتی ، کار خیلی سختی است.»
    ملک زاده می گوید: «نمی توان انکار کرد که به خاطر پیچیدگی های زندگی امروز و تغییراتی که در وضعیت فرهنگی ایجاد شده است ، گرایش به استفاده از این روش ها بیشتر شده است. با این حال هنوز جایگاه مناسبی برای این نیاز مبرم ، پیدا نشده است.
    همه سازمان ها و بخش های جامعه ، نیاز به افرادی دارند که با آرامش و سلامت روانی ، در جامعه حضور داشته باشند، اما فرهنگ مشاوره ، هنوز در مدارس ، سازمان ها و خانواده ها، کارکرد پیدا نکرده است.»


    مشاوره های چند ده هزار تومانی



    یکی دیگر از مشکلاتی که در راه این فرهنگ سازی وجود دارد، شرایط دشوار حاکم بر این نظام است.از مسائلی که افراد در بیان علت بی تمایلی خود بیان می کنند ، هزینه های بالای استفاده از این مشاوره هاست.
    خانمی می گوید: «بدم نمی آید برای حل بعضی مشکلاتم از مشاور و راهنما کمک بگیرم ، اما توان پرداخت هزینه های بالای آن را ندارم.» برای استفاده از جلسات مشاوره ، آن هم جلسات مشاوره افراد خبره و با تجربه ، باید مدتها در انتظار بود: «از 6 ماه پیش به مطب یکی از روان شناس های معروف تلفن کرده ام. قرار است با من تماس بگیرند، اما هنوز این اتفاق نیفتاده.»
    تازه بعد از آن که اولین جلسه تشکیل شود ، مشکلات دیگری در راه است: هر جلسه حداکثر 45 دقیقه است. در این 45 دقیقه نمی توان همه ابعاد یک مساله را بررسی کرد. تا برگزاری جلسه بعدی ، وقفه ایجاد می شود و مساله متوقف می ماند. برای این 45 دقیقه ، باید رقم سنگینی پرداخت. بسته به شهرت و موقعیت مشاور این رقم متفاوت است و چیزی حدود ده ، بیست ، سی و چهل هزار تومان هم تعیین می شود. اگر فرد دست کم یک جلسه در هفته از مشاوره استفاده کند ، باید رقمی بین 40 تا 120 هزار تومان بپردازد.بدیهی است که پرداخت این هزینه ، بدون استفاده از سوبسید و کمک بیمه و....
    برای بسیاری دشوار است. ملک زاده ، تایید می کند: «برای این که یک مشاوره کامل و موثر اتفاق بیفتد، باید استمرار وجود داشته باشد.» با شرایطی که گفتیم ، خیلی از افراد ترجیح می دهند، مشاوره را رها کنند ، نتیجه آن می تواند نامطلوب باشد: معلوم نیست فرد در ادامه ، مساله اش را چگونه حل کند. آنچه مسلم است ، برای تشویق و ترغیب جامعه به سمت استفاده از این نوع خدمات ، باید همزمان هم شرایط مناسب را از نظر کیفیت ارائه خدمات فراهم کرد و هم امکان استفاده از آن را از نظر اقتصادی و سهل الوصول بودن ایجاد کرد.
    در این صورت می توان انتظار داشت با جهت دهی های مناسب ، زمینه حل مشکلات روانی ، فردی و اجتماعی فراهم شود و جامعه از لحاظ روانی به سوی فضای سالم تری هدایت شود.

  • سرانه بهداشت روانی ؛ هرنفر 13 ریال


    ایران در حالی گران ترین کشور بیماران روانی است که طبق آخرین آمار وزارت بهداشت 21 درصد افراد جامعه ما، یعنی چیزی در حدود 12 میلیون نفر، دچار اختلالات روانی هستند. در سراسر کشور، 25.9 درصد زنان و 14.9 درصد مردان مبتلا به اختلالات روانی هستند. به عبارتی این اختلالات در زنان 2برابر مردان است. طبق آمار اداره بهداشت روان وزارت بهداشت ، 28 هزار نفر در کشور به بیماری مزمن روانی مبتلا هستند.
    از طرفی سرانه هر ایرانی برای بهداشت روان در سالهای گذشته 13 ریال بوده که این مبلغ در سالهای اخیر نیز ، تفاوت چندانی نداشته است. این عوامل ، همان چیزی است که درمان ، پیشگیری و رسیدگی به این بیماران را با مشکل روبه رو می کند، تا جایی که با وجود فراگیری و خطرناک بودن این نوع اختلالات هنوز این بیماریها جزو بیماری های خاص شمرده نمی شود. درخصوص درمان این بیماران نیز 2 مشکل به شکل حاد گریبانگیر این بیماران است ؛ برخورد نامناسب جامعه با این افراد و گران بود داروها.
    متاسفانه باوجود این که بسیاری از بیماران با درمان مناسب و بموقع ، همچون دیگر افراد جامعه می توانند در جامعه حضور داشته باشند ، اما به دلیل نبود برخورد مناسب در جامعه ، حتی خانواده ها ، نه تنها درمان این بیماران مختل می شود ، بلکه حتی در تشدید بیماری هم بی تاثیر نخواهد بود. البته در این خصوص فرهنگ سازی و ارائه برنامه های آموزشی در رسانه های تصویری ، صوتی و مکتوب و حتی برگزاری کارگاه های بهداشت روان در محلات می توانند تاثیر به سزایی داشته باشد.
    درخصوص مشکل دوم که به هزینه درمان این بیماران برمی گردد، مشکل گرانی دارو در اولویت قرار دارد ؛ چرا که با توجه به بالا بودن هزینه های درمان بیماریهای روانی در کشور و تقبل نکردن این هزینه ها از سوی بیمه ها، بیشترین هزینه درمان بیماریهای روانی در جهان ، از سوی بیماران روانی ایرانی پرداخت می شود. به اعتقاد کارشناسان راه حل این مشکل ، تولید دارو در ایران و تحت پوشش بیمه قراردادن بیماران روانی است.


  • نعیمه دوستدار
    newsQrCode
    ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

    نیازمندی ها