خاطره احمد دهقان از جانباز کمربندفروش

همزمان با هفته دفاع مقدس شب‌های داستان‌خوانی در برج میلاد تهران برگزار می‌شود که در سومین شب از این جلسات، احمد دهقان، داستان «تانکچی‌ها» را برای حاضران خواند و با ذکر یک خاطره از دیدارش با همرزم قدیمی خود از برخی بی‌توجهی‌ها به یادگارهای دفاع مقدس انتقاد کرد.
کد خبر: ۶۰۰۷۴۶

به گزارش مهر، در سومین شب از برنامه شب‌های داستان که به مناسبت هفته دفاع مقدس برگزار می‌شود، احمد دهقان، نویسنده پیش از خواندن داستان «تانکچی‌ها» درباره این اثر گفت: من پس از مجموعه «من قاتل پسرتان هستم» هیچ مجموعه داستان دیگری منتشر نکرده‌ام، اما در حال جمع‌آوری مجموعه‌ای هستم تا بتوانم آن را در ماه‌های آینده منتشر کنم. داستان تانکچی‌ها که آن را می‌خوانم، یکی از این داستان‌هاست.

این نویسنده در پاسخ به پرسش محسن حکیم‌ معانی ـ مجری برنامه ـ مبنی بر این‌ که اگر بخواهید از یکی از همرزمان خود یاد کنید، اسم چه کسی را عنوان می‌کنید، گفت: آدم‌های زیادی هستند و نمی‌توانم یک نفر را نام ببرم، ولی جالب این است که تمام همرزمانم را به یاد دارم. یادم هست یک بار در دفتر کارم نشسته بودم که تلفنم زنگ خورد و کسی با کلمات بریده‌بریده از پشت تلفن گفت: سلام احمدجون. بلافاصله او را شناختم و گفتم سلام قاسم‌جان! و با او احوالپرسی کردم. او را به یاد داشتم. قاسم آقاجانی بود که در سال‌های جنگ، ترکش به بصل‌النخاعش اصابت کرده بود و به این دلیل نمی‌توانست خودش را تکان دهد. بعد از این‌ که نیم ساعت با هم حرف زدیم و از خاطرات‌مان گفتیم، همان‌طور که زبانش می‌گرفت، گفت یک روز بیا ببینمت. او آدرس یک نوشت‌افزارفروشی را در میدان آزادی داد و گفت در کنار آنجا کمربند می‌فروشد و همه او را به نام قاسم جانباز می‌شناسند. بعد از این ‌که آدرس داد، گفت «عصرها بیا، روز اگر بیایی، آفتاب داغ است و نمی‌توانم نور آن را تحمل کنم، اگر زیر نور آفتاب باشم، غش می‌کنم.» در ادامه این برنامه، شهریار عباسی، به عنوان دومین نویسنده شب‌های داستان روی سن رفت، سپس علی‌اصغر حداد، مترجم ادبیات آلمانی‌زبان، با داستانی از آرتور شنیتسلر به داستان‌خوانی پرداختند.عباسی قبل از داستان‌خوانی خود در سخنانی گفت: نویسندگانی چون احمد محمود و اسماعیل فصیح، حق بزرگی بر گردن ما و ادبیات جنگ ایران دارند. خواسته من به عنوان یک نویسنده از اعضای شورای شهر تهران این است که تصویب کنند تا خیابان یا میدانی به نام این نویسنده‌ها نامگذاری شود. مطمئنا با این کار، هیچ چیز به این دو نویسنده افزوده نمی‌شود، اما بدون شک به شهر تهران، چیزی افزوده می‌شود و برای آن افتخار بزرگی خواهد بود.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها