اخلاق حرفهای نوعی پایبندی و تعهد به اصول و ارزشهای انسانی کار است و فرقی نمیکند شما در چه زمینهای مشغول به کار باشید. این اخلاق حرفهای، دو وجه دارد؛ یکی ارزشهای اخلاقی کلی و بشری که مشمولیت عام دارد و دیگری اصول اخلاقی مرتبط با ماهیت و ماموریت حرفه که مشمولیت خاص دارد؛ اما برخی حرفهها ماهیتا یک کنش اخلاقی محسوب میشوند که عدول از آن صرفا نه بیاخلاقی که غیرحرفهای عمل کردن است. یکی از این عرصهها مستندسازی است. در بازخوانی اخلاقی مستندسازی میتوان از نسبت بین حقیقت و اخلاق سخن گفت. اگر مستندسازی حقیقتجویی و حقیقتگویی باشد این عین کنش اخلاقی است و وفاداری به حقیقت در اینجا عین پایبندی به اخلاق میماند. وقتی از سینمای مستند با عنوان سینما حقیقت یاد میشود، در واقع به نوعی بر سینمای اخلاقی تاکید صورت گرفته است، اما اگر مستندسازی حقیقت را وارونه جلوه داده یا به نفع مصالح و منافع خویش مصادره به مطلوب کند نهتنها از مرزهای اخلاقی عبور کرده، بلکه قوانین حرفهای خود را نیز شکسته است. از حیث روانشناسی مخاطب نیز به این موضوع میتوان نگریست. به این معنی که میزان تاثیرپذیری و باورمندی مخاطب نسبت به مستند بیش از فیلم داستانی است. در اینجا مخاطب دیگر نمیگوید جدی نگیر این فیلم است، بلکه آن را سندی تصویری از یک حقیقت میداند و بدیهی است اگر واقعیتی وارونه روایت شود و مستندساز در انعکاس حقیقت، از اغراق و دروغ استفاده کند دست به یک خیانت تاریخی زده و ذهن بسیاری از افراد را نسبت به یک حقیقت دچار انحراف کرده است. دامنه تاثیرات این گونه سینمایی در ذهن مخاطب امتداد یافته و بسادگی پاک نمیشود.
البته نسبت میان حقیقت و اخلاق در سینمای مستند پیچیده است، چراکه هم اخلاق و هم حقیقت مقولاتی چندلایه، نسبی و پیچیده است که بسادگی نمیتوان آنها را تعریف کرد و مصادیقی یکسان و معین برایشان برشمرد.
به هر حال حقیقت متکثر است و هر کس براساس ذهنیت و جهانبینی خاص خود به آن مینگرد، لذا فیلم مستند به نوعی روایت و تاویل مستندساز از یک امر بیرونی و واقعی است. اگر مخاطبی در بازنمایی موضوعی با نگاه و تحلیل مستندساز همسو نباشد، این امر نباید لزوما به معنای دروغنمایی و ضداخلاقی عمل کردن مستندساز تلقی شود. واقعیت این است که بسیاری از نظریهپردازان سینمای مستند معتقدند سینمای مستند لزوما نمایش واقعیت نیست، بلکه بازنمایی آن است و یک سوژه از سوی مستندساز تصرف میشود. به این معنی که او نگرش و ایدههای خود را در بازتاب آن دخالت میدهد. مثلا اگر درباره یک سوژه به چند مستندساز سفارش ساخت داده شود ممکن است هر کدام از آنها درباره آن موضوع واحد، روایتهای مختلفی ارائه کنند، لذا این پلورالیسم و تکثرگرایی در مستندسازی را نباید خروج از اخلاق و حقیقتگرایی تعبیر کرد. با این حال دغدغه و تعهد درونی مستندساز به عنوان یک انسان به این که قصد فریب مخاطب را نداشته باشد و به دنبال مقاصد شخصی نباشد فارغ از نسبیتی که در فهم حقیقت و روایت آن وجود دارد مهم است و این همان مصداق اخلاق در مستندسازی است. جالب این که اخلاق گاهی با استفاده از تکنیکهای سینمایی و بهره بردن از المانهای نمایشی که مثلا یک مستندساز میتواند در مستندهای اخلاقی از آن استفاده کند بیش از نمایش خام و عریان آن تاثیرگذار میشود. وقتی ارزشهای اخلاقی صورتی نمایشی به خود میگیرد و با زبان قصه و داستان در لایههای درونیتر بیان میشود، تاثیرگذاری و عمق آن بر مخاطب بیشتر و ماندگارتر است. اخلاق در مستندسازی یعنی وفاداری به اصول حرفهای این شغل که میزانسنجی این اخلاق از یک سو در انطباق واقعیت با تصویر آن است و از سوی دیگر، حضور ارزشهای اخلاقی در بینش و منش مستندساز.
سیدرضا صائمی
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)