درست در همین مقطع است که شخصیت تیپیکال در یک اثر تلویزیونی، سینمایی یا حتی تئاتر متولد میشود؛ شخصیتی که میتواند ما را به سمت زندگی روزمره سوق دهد یا اساسا موجب فاصلهگذاری با عالم واقع شود. به این سبب که کاراکتر، صورتی فرضی و غیرمعمول به خود بگیرد و مصداق آن را اینبار نه در عالم واقع، بلکه در جهان تخیلات بیابیم.
شخصیتهای تیپیکال در یک سریال بهتر میتوانند به مخاطب معرفی و در ذهن او جای بگیرند؛ چراکه تعداد قسمتهای زیاد یک مجموعه نسبت به فیلمی 90 دقیقهای امکان بسط و گسترش صحبت درباره یک شخصیت و واکاوی در عادات کلامی و رفتاری او را برای نویسنده و کارگردان فراهم میکند، اما در فیلمهای تلویزیونی هم میتوان تصویر دلخواه، متناسب با واقعیت یا فراواقعی و غیرواقعی را از قشر یا گروه خاصی از جامعه ارائه کرد. این تصاویر میتوانند به گروه خاصی منسوب شوند. ازجمله صحبت کردن درباره گروههای صنفی و شغلی نظیر جامعه پزشکان، وکلا، قضات، پارچهفروشان و هر حرفه دیگری. گروههای سنی نیز معمولا یکی از پایههای ثابت فیلمسازی در تلویزیون هستند. حتی این آثار میتوانند مخاطب تخصصی هم برای خود دست و پا کنند. دستمایه قرار دادن موضوعات مربوط به کودکان، نوجوانان، پرداختن به دغدغههای روز جوانان در قالب داستانی، طرح مسائل و معضلات میانسالی و دوران پیری همگی از جمله مواردی است که میتواند به خلق شخصیتهایی تیپیکال منجر شود. گروههای بومی و قومی هم ازجمله اقشاری هستند که میتوانند برای برنامهسازی و فیلمسازی تنوع موضوعی وسیعی در اختیار نویسنده قرار دهند و فرمها و قالبهای جذاب و پویایی را به ذهن کارگردان متبادر کنند. تاکید بر فرهنگ محلی، آداب و رسوم مناطق مختلف کشورمان، بکارگیری درست زبان و لهجه در آثار تلویزیونی و داشتن رویکردی مستندوار در عین حفظ ماهیت داستانی اثر راهکارهای مناسبی برای جلب نگاه مخاطب است و در عین حال رعایت اصول و ساختارهای فیلمسازی و بهرهگیری از بومیان برای تشریح درست فرهنگهای مناطق به کیفیت محتوا کمک شایانی میکند.
همچنین باید در نظر داشت شخصیتهای تیپیکال الزاما کاراکترهایی نیستند که نوعی تیک رفتاری و کلامی دارند یا بعضا رفتاری کمیک در پیش میگیرند، بلکه آنها عمدتا نمایندگی گروهی پرشمار از جامعه را یدک میکشند و اگر با این هدف طراحی شوند که تاثیری بر وضع موجود و تغییر آن داشته باشند، ماناتر و جذابتر تصویر میشوند.
تیپیکالها همچنین باید شناسنامه و هویت مشخصی داشته باشند و برای آنها بتوان آغاز، میانه و انجامی تصور کرد. ورود به جزئیات زندگی آنها، داشتن نگاه واقعبینانه و به دور از قضاوتهای اشتباه و به اصطلاح یک طرفه به قاضی رفتن همگی از حساسیتهای دست گذاشتن بر گروههای اجتماعی بویژه در حوزه حرفهای است؛ چراکه تجربه ثابت کرده شوخی یا طرح مباحثی در ارتباط با مشاغل ممکن است اعتراضات و انتقادات جامعه آنان را در پی داشته باشد.
روجا ساسان