حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
میان آثار خارجی هم مطرحترین آنها «پارک ژوراسیک 2 و 3» بود که پخش شد. اکنون نگاهی داریم به چند فیلم تلویزیونی پخش شده در هفته گذشته.
***
روز شصتم: فیلمی به کارگردانی علیرضا سبزواری و تهیهکنندگی سیدامیر پروینحسینی که روز جمعه بیست و دوم شهریور ساعت 14 و 50 دقیقه از شبکه یک سیما پخش شد.
امیر مدتی است به علت تعدیل نیرو در کارخانهای که در آن مشغول به کار بوده، بیکار شده و در پی کسب و کاری جدید است. او که پس از مدتی از پیدا کردن کار ناامید میشود، تصمیم میگیرد با گرفتن وام سنگین، دستگاه تراشکاری تهیه کند و در کارگاهی مشغول به کار شود. امیر برای گرفتن وام سراغ شرکت وامدهنده ـ حامد معیری ـ میرود و موفق میشود مبلغ پیشپرداخت وام را بسختی تهیه و پرداخت کند، اما...
در این فیلم تلویزیونی پرویز فلاحیپور، مریم کاویانی و کاوه خداشناس ایفای نقش میکنند؛ فیلمی که از یک سوژه و موضوع بشدت جذاب روز بهره برده است و کاملا قابلیت تبدیل شدن به یک اثر عالی را دارد، اما در پرداخت به جزئیات و شخصیتپردازی کم میآورد و عقیم میماند. ای کاش حالا که پیرنگ فیلم قرار است به یک موضوع مبتلا در جامعه بپردازد با کمی دقت و خلاقیت و گذاشتن وقت بیشتر به اثری محکم تبدیل میشد.
«روز شصتم» از چند منظر قوی نیست که مهمترین آن فیلمنامه و چینش روایت است که به نبود شخصیتپردازی درست منجر میشود. شخصیت امیر با اینکه میتوانست الگوی خیل عظیمی از جوانان این کشور به حساب آید و بسیاری با آن همذاتپنداری کنند، اما به دلیل پرداخت نهچندان قوی به شخصیت تصویری تبدیل میشود و در تماشاگر تهنشین نمیشود. اشکال دیگر کار انرژی نگذاشتن از سوی عوامل جلوی دوربین است که به یک حرکت سطحی منجر شده است، هر چند کارگردان در مقام خود سعی داشته به فیلم روح و حس ببخشد، اما نباید شک داشت با بیتوجهی به جزئیات چنین اتفاقی حاصل نمیشود.
***
به خاطر سوگند: این فیلم تلویزیونی از محصولات سال 85 مرکز سیما فیلم به حساب میآید که کارگردانی آن به عهده رحیم حسینی بود و علی توکلنیا در مقام تهیهکننده در این اثر نقش داشت.
«به خاطر سوگند» داستان جوانی به نام حمید است که در آستانه ازدواج با دختری به نام سوگند قرار دارد، اما به هر دری که میزند موفق به یافتن کار مناسبی نمیشود تا بتواند برای نامزدش عروسی بگیرد. خانواده نامزدش به او فرصتی یکماهه میدهند تا اگر تغییری در شرایط کارش ایجاد نکند، نامزدی را به هم بزنند. از طرفی دوستان بزهکار حمید که از نیازش مطلع هستند با وسوسه وی را شبی برای سرقت از یک انبار با خود همراه میکنند. حمید در حالی که بین خیر و شر معلق مانده، در گیر و دار حضور پلیس بهطور اتفاقی به سازمان فنی و حرفهای پناه میبرد، اما نگهبان آنجا که مرد باتجربه و پا به سن گذشتهای است، طی ماجراهایی به تحول او کمک میکند تا اینکه....
این فیلم تلویزیونی که در آن ابوالفضل پورعرب، ژیلا صادقی و حشمت آرمیده ایفای نقش میکنند، پنجشنبه بیست و یکم شهریور ساعت 11 از شبکه سه سیما پخش شد.
فیلمی که از سوژه و موضوعی بشدت تکراری بهره برده است و بارها هم در همین تلویزیون موضوعاتی مشابه، دستمایه فیلم و سریال قرار گرفته بود، اما در این میان بد نیست به یک نکته توجه شود و آن هم این که بعضی موضوعات و طرحها همواره تکراری و کلیشهای هستند، اما نوع نگاه متفاوت و پرداختی خلاقانه میتواند آن اثر را به یک شاهکار تبدیل کند. در چنین کارهایی بیشتر از آنکه پیرنگ مهم باشد چینش عناصر ریز و نوع نگاه و پرداخت اهمیت مییابد و این همان پاشنه آشیل به خاطر سوگند است که به جای توجه به پرداخت متفاوت سعی دارد در طرح، خود را از عناصر کلیشهای برهاند که بیشک از همان ابتدا هم معلوم است چنین کاری شدنی نیست.
به خاطر سوگند با توجه به شخصیتهای ملموساش اگر خود را در کلیات رها میکرد، از کلیشهای بودن هراس نداشت و در مقابل، شیوه نگاه و پرداختش را تغییر میداد به یک کار ماندگار تبدیل میشد که از نمونههای کمیاب فیلمهای تلویزیونی باشد.
***
فرنگستان: اثری به کارگردانی مرتضی آتشزمزم و تهیهکنندگی مشترک مرتضی و محسن آتشزمزم که جمعه بیست و دوم شهریور ساعت 13 و 30 دقیقه روی آنتن رفت؛ کاری که در آن بهزاد فراهانی، اسماعیل موحدی، شراره رخام، یوسف تیموری و شهرام قائدی ایفای نقش میکنند.
داستان این فیلم درباره فردی به نام سروش بهادری بوده که راهنمای تورهای مسافرتی است و احساس میکند به شکل موروثی دچار بیماری دیدن شخصیتهای تاریخی است. او شب هنگام در موزه با ظلالسلطان مواجه میشود. وی به دنبال یافتن پاسخ این پرسش است که آیا توهم است یا واقعیت؛ در حالی که بسیاری از افراد دیگر مانند دوستش داوود و صاحبخانه او شازده و دخترش و چند نفر دیگر نیز ظلالسلطان را میبینند. از سوی دیگر سفر ظلالسلطان را به فرانسه مرور میکند و....
بزرگترین ایراد فیلم، سردرگمی در لحن بوده که ضربه بزرگی به اثر زده است. فراموش نکنیم در چنین آثاری که قرار است با عبور از فضای واقعی، وارد دنیایی خاص شویم، در وهله اول این وظیفه نویسنده و کارگردان است که قراردادهایش را همان ابتدا با مخاطب مشخص کند تا تماشاگر قادر به ورود در فیلم باشد.
درواقع از منطق عرف به یک منطق قراردادی میرسیم که دیگر تماشاگر متعجب از چیزی نمیشود، اما وقتی به چنین نکته مهمی توجه نمیشود، حاصل چیزی نیست جز سردرگمی و آشفتگی که متاسفانه گریبان فیلم «فرنگستان» را هم گرفته است.
این فیلم شاید بهواسطه حضور بازیگرانی چون یوسف تیموری حاوی لحظات کمیک و مفرحی باشد، اما اوج کار همان لحظات است و در کلیات خنثی عمل میکند. نگارش و ساخت چنین کارهایی به تخصص و دقت بالایی نیاز دارد و باید به فضا و فرم کار اشراف کامل داشت. شاید در کل چند نویسنده و کارگردان باشند که قادر به ورود در چنین فضاهایی باشند، اما هرچه هست فرنگستان نتوانسته مخاطب را با خود همراه کند و غلطهای عمده ساختاری دارد.
محمدرضا لطفی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....