حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
از خاطرات بارز خود از جام 1990 بگویید.
بدیهی است قهرمانی در جام جهانی و آن هم در خاک رقیب بزرگمان و با سبقت گرفتن از ایتالیایی که براحتی میتوانست بالاتر از ما قهرمان شود، هرگز از یادها نرود. ما در ایتالیا حس کردیم چه شور و عشقی به فوتبال دارند. شانسی که ما آوردیم، این بود که ایتالیا در نیمهنهایی به آرژانتین باخت در غیر این صورت ما برای غلبه بر میزبان در فینال واقعا کار سختی داشتیم.
از جام جهانی بعدی چه توقعاتی دارید و شرایط را چگونه میبینید؟
خوشبختانه مثل ایتالیا که پیشتر درباره آن صحبت کردیم، فوتبال در برزیل محل برگزاری جام جهانی بعدی هم چیزی بسیار بیشتر از یک ورزش صرف و حتی بالاتر از زندگی است و ما به محلی خواهیم رفت که مردمش سالهاست با فوتبال نفس میکشند و این طبعا بر ارزش جام جهانی پیش رو میافزاید.
برزیل با فتح مقتدرانه رقابتهای امسال جام کنفدراسیونها ثابت کرد لاجرم امیدوار و مدعی اول فتح جام جهانی هم است. این طور نیست؟
برآوردتان درست است، اما یک نکته جالب وجود دارد که فقط خرافات نیست. اگر دقت کنید متوجه میشوید هر کشوری که جام کنفدراسیونها را برده، در سال بعدی جام جهانی را فتح نکرده و در نتیجه طالع برای میزبان جام برخلاف آنچه گفتید منفی نشان میدهد (با خنده)، البته اگر بخواهیم این بحثها و اتفاقات گذشته را کنار بگذاریم، باید متذکر شویم مزایای میزبانی برای برزیل عظیم خواهد بود و تیم این کشور را چند برابر شارژ و کارآمد خواهد کرد. در مجموع، معتقدم برزیل با شرایط فعلی با وجود این که تیم کنونیاش هرگز به تیمهای برتر قبلی آنان در تاریخ فوتبال نمیرسد و حتی نزدیک هم نمیشود، شانس قابل توجهی برای فتح جام دارد و باید مدعی اول به حساب آید.
و تیم کشورتان؟
تردیدی نیست تیم ملی آلمان طی هفت سال زمامداری یواخیم لو رشد فنی محسوسی داشته و قبل از آن طی دو سال سرمربیگری یورگن کلینزمن هم به واقع «لو» حرف اول را به لحاظ فنی میزد.
او موجی از بازی مدرن و جوانگرایی را در فوتبال ما به راه انداخته که کمسابقه بوده است. او ابزار مناسبی را هم برای اجرای برنامه فنیاش برگزیده و آنها جوانانی پرانگیزهاند. هنوز تعداد اندکی از بازیکنان تیم ما در جام جهانی 2006 در ترکیب فعلی مشاهده میشوند، اما بقیه جوانترهایی هستند که میکوشند فوتبال را به مدرنترین شکل آن اجرا کنند و نقطه اصلی خوشبختی ما همینجاست. لو بخوبی توانسته این جوانها را در جایجای کشور و حتی دور از دسته اول بوندسلیگا نشان کند و به اردوی ملی بیاورد و آنجا آنها را به بازیکنانی بهتر تبدیل کند. البته قبول دارم این موج جوانگرایی در کل فوتبال کشور ما رایج و در بسیاری از باشگاهها هم متداول است، اما «لو» به نماد بزرگ آن تبدیل شده است. معتقدم اگر تیمهایی وجود داشته باشند که بتوانند برزیل را در خاکش ناکام کنند، یکی از آنها و سرآمدان این قضیه ژرمنها و هموطنان من هستند.
با احتساب خیل جوانان حاضر در اردوی ملی آلمان، کار یواخیم لو در حال حاضر آسانتر بوده است یا کار شما به عنوان سرمربی آلمان در سال 1990؟
کار لو آسانتر است؛ زیرا او بازیکنان بیشتری را برای گزینش در قیاس با من در 23 سال پیش در دسترس دارد. اضافه بر این اکنون دو باشگاه آلمانی بایرن مونیخ و بوروسیا دورتموند بر فوتبال اروپا حکم میرانند، اما در سال 1990 باشگاههای آلمانی اصلا در هرم قاره جای نداشتند. برای لو آسان است که ترکیب تیم ملی را حول محور این دو باشگاه بگذارد و با ادغامی از آنها، این ترکیب را بسازد. درست است که تک و توک بازیکنان زبدهای را در سایر باشگاهها هم داریم و اوزیل در آرسنال و خدیرا در رئال مادرید از آن دست هستند، اما پایه و استخوانبندی تیم ملی روی دو باشگاه بایرن و دورتموند است و معمولا در این گونه مواقع تیم ملی به سبب هماهنگی از قبل، بهتر نتیجه گرفته است. در زمان بازیگری خودم این شرایط را در جام ملتهای اروپا 1972 و جام جهانی 1974 داشتیم. هنگامی که تیم ملی آلمان از حداقل شش بایرنی، سه، چهار مونشن گلادباخی و یکی دو نفر از شالکه و امثال آن شکل گرفت و به همین سبب بازیکنان کاملا خط بازی یکدیگر را میشناختند و با چشمبسته هم یکدیگر را در زمین پیدا و پاسکاری میکردند. الان هم در تیم ملی آلمان به سبب تعداد زیاد جوانها و البته جولان بازیکنان بایرن و دورتموند، اوضاع به همین شکل است.
اما عدهای هم هستند که میگویند رقابت شدید بین بایرن و دورتموند و چشم و همچشمیهای آنان مانع از وحدت آنها در اردوی ملی و باعث شکست ژرمنها خواهد شد.
فکر نمیکنم اینطور باشد. در دوره من نیز با ملیپوشان بایرن که شش، هفت نفر میشدیم، در اردوی ملی با برتی فوگتس، گونتر نتزر، هربرت ویمر و یوپ هاینکس که گلادباخی بودند، همبازی میشدیم و هیچ مشکلی هم بین ما و خدشهای در بازی آلمان ایجاد نمیشد.
با توجه به این که این بار مرحله نهایی جام جهانی در خاک آمریکای جنوبی است، شانس سایر تیمهای این منطقه را چقدر برآورد میکنید؟
تردیدی نیست که تیمهای این منطقه قویتر به میدان خواهند آمد، اما حتی آرژانتین هم شانس فوقالعادهای برای فتح جام ندارد، زیرا بیش از حد به لیونل مسی متکی است و بقیه تیمهای این منطقه اصولا توان فتح جام را ندارند، حتی اگر یکی دو شگفتی خلق کنند.
کار اسپانیا به عنوان مدافع عنوان قهرمانی به کجا میکشد؟
تیم اعزامی اسپانیا به جام کنفدراسیونهای امسال بیش از حد خسته و تدارک کافی هم ندیده بود و به همین سبب در فینال صفر ـ 3 به برزیل باخت.
در جام جهانی 2014 که اسپانیا از سه هفته قبل اردویی تشکیل میدهد و روی اوضاع تمرکز میکند، شرایط تفاوت خواهد کرد و حتی قسمتی از خستگی مسابقات طولانی باشگاهی را رفع خواهند کرد. این که این تدابیر برای تجدید قهرمانی کافی است یا خیر، نمیدانم اما اسپانیا همراه با آلمان و قدری پایینتر ایتالیا و هلند جدیترین رقبا برای برزیل هستند و بیکار نمینشینند.
فرانک ریبهری فرانسوی بتازگی به عنوان بازیکن برتر سال اروپا گزینش شد. آیا این به معنای اولشدن او در محاسبات انتهای سال برای جایزه توپ طلا هم نخواهد شد؟
فکر کنم به همین معنا باشد. بدون این که بخواهم بحث بهتر بودن یکی بر سایرین یا رقابت ریبهری با مسی و کریس رونالدو را مطرح کنم، باید متذکر شوم ریبهری دستکم موفقترین بازیکن سال 2013 بود و این را گنجینه جامهای بایرن در این سال هم میگوید.
آیا برای بایرن مونیخ تکرار فصل طلایی گذشتهاش ـ که سه جام برد ـ از منظر شما که همچنان رئیس افتخاری این باشگاه هستید، امکانپذیر است؟
فکر میکنم تکرار نشود. دورتموند مطلقا نمیگذارد اتفاق عظیم سال پیش که ما با 25 امتیاز برتری بر آنها قهرمان لیگ آلمان شدیم، تکرار شود و در لیگ قهرمانان اروپا هم هر اتفاقی متصور است.
ما ابتدا باید بیش از پیش با ایدههای فنی پپ گواردیولا اخت شویم و دو طرف با یکدیگر هماهنگ شوند و این زمان میبرد. فصل جاری به کلی با فصل پیش تفاوت دارد و قصه، قصه دیگری خواهد بود.
یوفا / مترجم: وصال روحانی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....