کعبه در نگاه مستشرقین

در طلیعه رنسانس و پس از آن قرون جدید، یکی از جذابیت‌های مهم برای غربی‌ها بازدید از شهرهای مقدس اسلامی، بویژه مکه بوده است. وجود کعبه و محوریت داشتن آن در یکی از مهم‌ترین مناسک مسلمانان سراسر جهان، یعنی حج، باعث جلب نظر اروپاییان به حجاز و بویژه شهر مکه شده است؛ اما خاورشناسان درباره کعبه چه می‌گویند و تجربه مواجهه خود را با مقدس‌ترین مکان مسلمان چگونه روایت کرده‌اند؟
کد خبر: ۵۹۷۳۹۴

لودویکو فارتیما

فارتیما در بدو قرن شانزدهم میلادی و ​ سال 1503 در مراسم حج حضور می‌یابد. او که اهل بولونیا از شهرهای ایتالیا بوده است در توصیف مسجدالحرام می‌نویسد: «در مرکز شهر مکه عبادتگاه بسیار زیبایی قرار دارد که ساختمانی است شبیه کولوسیوم در رم، با این تفاوت که از آجر پخته ساخته شده است نه سنگ و این معبد (مسجدالحرام) یکصد دروازه دارد.» وی سپس به کعبه می‌پردازد و از آن بدون ذکر نام به عنوان ساختمانی در میانه مسجدالحرام یاد می‌کند: «مردمان هنگام گردش به دور آن، از خداوند طلب آمرزش می‌کنند و این ساختمان دارای دری است نقره‌ای که در بلندایی به قامت یک انسان قرار دارد.»

جان لوئیس بورخارت

بورخارت، از جهانگردان سرشناس سوئیسی در زمانی تقریبا هم‌عصر فیناتی به مکه قدم گذاشته است. او سفرنامه مفصلی درباره جزیره‌العرب نگاشته است. توصیف او از مسجدالحرام وکعبه در کتابش به 50 صفحه می‌رسد. بورخارت می‌گوید: بیرون مسجدالحرام هفت مناره در فاصله‌هایی نامساوی از یکدیگر قرار گرفته بود و نام‌های آن را این گونه عنوان می‌کند: مناره باب‌العمره، مناره باب‌السلام، مناره باب علی، مناره باب‌الوداع، مناره مدرسه قائدبک، مناره باب‌الزیاده و مناره مدرسه السلطان سلیمان.

به گفته بورخارت «هر سال فقط در سه نوبت درب کعبه بر روی مردم باز می‌شود؛ در روز  ٢٠  رمضان،  ١۵  ذی‌القعده و دهم محرم‌الحرام​ و این کار معمولا یک ساعت پس از طلوع آفتاب انجام می‌گیرد، بدین گونه که پلکانی در نزدیکی درب بزرگ قرار داده می‌شود و در این هنگام سیل جمعیتی که در پای پلکان انتظار می‌کشیده، به داخل کعبه هجوم می‌آورند و در مدت کوتاهی داخل کعبه مملو از جمعیت می‌شود.» خود او به دلیل گرمای طاقت فرسا نتوانسته بیش از  ۵  دقیقه در داخل کعبه تاب بیاورد.

سر ریچارد بورتون

بورتون با جعل هویت مستعار یک مسلمان توانست تمام مناسک حج را به جای آورد. او با کمک مالی انجمن جغرافیای پادشاهی انگلستان به این سفر رفت. وی​ سال 1853، چهل سال بعد از بورخارت عازم حجاز شد.

بورتون که هرگز آن زیبایی و تناسب در ابنیه و عمارت‌ها و آثار یونان و ایتالیاست یا آن عظمت بربرگونه‌ متجلی در بناهای هند را در ساختمان مکه ندیده، اما این شهر برایش جالب توجه آمده است: «من به این حقیقت اعتراف می‌کنم که از میان تمام آن مردمی که به پرده‌های کعبه آویزان شده و می‌گریند یا سینه خود را​ روی حجرالاسود قرار داده و می‌فشارند، شخصی به اندازه من ـ که یکی از حجاج شمال اروپا بودم ـ از احساسات شدید و از عواطف لبریز برخوردار نبوده باشد و تصور می‌کردم تمام آنچه که شعرای عرب در اساطیر خود آورده‌اند، از حقیقت و راستی برخوردار است و این نسیمی که می‌وزد و پرده‌های کعبه را به حرکت درمی‌آورد، نسیم بال ملائک است، نه نسیم روح‌بخش صبحگاهی. لیکن باید این حقیقت را بازگو کنم که عواطف و احساسات شوریده حجاج از عمق ایمان آنان نشات می‌گرفت، در حالی که احساسات من ناشی از غرور و شوق پیروزی بود.»

وی از سر اتفاق می‌تواند وارد کعبه شود و در همان حال موفق به ترسیم نقشه داخل کعبه با مدادی که به همراه داشته ​ روی لباس احرام خود می‌شود. او ساختمان کعبه را این گونه توصیف می‌کند: «در حقیقت هیچ جایی را به سادگی این عبادتگاه مشهور ندیده‌ام. کف داخلی کعبه با قطعه‌های رنگارنگ مرمر که رنگ سفید بر آنها غلبه می‌کرد، پوشیده شده بود، اما پوشش دیوارها تا آنجا که قابل رویت بود، با همان مرمرهای رنگارنگ بود. لیکن سنگ‌ها در قطعه‌های متفاوت و بی‌نظم چیده شده بودند و ​ روی برخی از آنها نوشته‌های بلندی نقش بسته بود. قسمت‌های بالای دیوار و بخشی از سقف ـ که نگاه کردن به آن حمل بر بی‌احترامی است ـ با پوششی گرانقیمت به رنگ سرخ و مطلا پوشیده بود​و معمولا این پوشش را بر دور ماندن از دسترس حجاج تا ۶ پا بالا می‌کشیدند.»

وی می‌افزاید: «سقف کعبه (بر روی) سه ستون قرار گرفته بود که قطر هر کدام ٢٠ اینچ بود، علاوه بر این، سقف توسط تعدادی ستون‌های مایل که بر روی دو دیوار شرقی و غربی تکیه داده شده حفاظت می‌شد. سه ستون اصلی کعبه با پوششی از چوب ند کنده‌کاری وتزیین شده بود. در رکن عراقی، درب کوچکی قرار داشت به نام «باب‌التوبه» که منتهی به راهرو تنگی می‌شد و معمولا خادمان کعبه از آن، برای رفتن​ روی بام کعبه استفاده می‌کردند؛ اما رکن حجرالاسود یا حجرالاسعد را صندوقی با قبه‌ای مسطح و مضلع اشغال کرده است و معمولا کلیدهای کعبه در داخل آن قرار داده می‌شود. درب کعبه و این صندوق از چوب ند ساخته شده‌اند. در داخل کعبه برجستگی‌هایی معدنی به ارتفاع  ٩  پا از سطح زمین قرار دارد که نوع معدن آن را نتوانستم تشخیص دهم و به آنها تعدادی چراغ آویزان می‌گردد که گفته می‌شود چراغ‌ها از طلا هستند.»

منبع: مکه و مدینه از دیدگاه جهانگردان اروپایی، جعفر خیاط، ترجمه: محمدرضا فرهنگ، مشعر، 1384

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها