بیشتر ترورهای سیاسی به صورت یک سناریو طراحی و به اجرا گذاشته میشود. هدف در ترورهای سیاسی بیشتر سیاستمداران سرشناس است. گاه نیز گروهی با انجام یک ترور مشخص میخواهد به گروه رقیب پیامی بفرستد. این ارسال پیامهای خونین از سوی دستگاههای اطلاعاتی و دولتها نیز انجام میشود. ترورهای قومی و قبیلهای، رنگ و بویی از دوران جاهلیت و یک توحش دیرپا دارد که حملههای شبانه و غافلگیرکننده، ترور رهبران قبایل و اقوام از جمله این اقدامات تروریستی است.
اما چنان که گفته شد، بدترین و خطرناکترین شیوههای ترور، کشتن دیگران به نام دین است. این اتفاق زمانی میافتد که اهداف سیاسی به رنگ مذهب آغشته میشود یا یک گروه تروریستی میخواهد برای توجیه اعمال خود از دین سوءاستفاده کند. القاعده یک شبکه تروریستی بینالمللی است که از دین برای ترور استفاده میکند. این گروه با تکیه بر برداشتهای افراطی از دین اسلام، جوانان گمنام را جذب خود کرده و برای انجام عملیات تروریستی در اقصی نقاط جهان آموزش میدهد. حادثه 11 سپتامبر یکی از برجستهترین اعمال تروریستی گروه القاعده بود که انجام آن به چند جوان تحصیلکرده مسلمان و عرب در آمریکا واگذار شد. القاعده به همین شیوه ادامه داد و با ورود به عراق جنگهای فرقهای را هم چاشنی آن کرد. اقدامات تروریستی القاعده در عراق که به رهبری ابومصعب الزرقاوی صورت میگرفت اوج این فعالیتها بود. برای نخستین بار القاعده در عراق از عملیات انتحاری برای کشتن انبوه شهروندان شیعه استفاده کرد؛ سلسله عملیاتی که در آن افراد بیگناه فراوانی کشته شدند. این شیوه هنوز هم ادامه دارد و رهبران القاعده برای تربیت انتحاریهای خود از شیوههای مختلفی استفاده میکنند که در سرلوحه آنها آموزشهای مذهبی سخت و خشن به چشم میخورد.
به نظر متفکران شیعه، دین اسلام با ترور و تروریسم هیچ نسبتی ندارد و کرامت انسانی به گونهای گرامی داشته میشود که هیچکس حق خدشهدار کردن آن را ندارد. در قرآن، کلمه «ارهاب» که امروزه به عنوان ترور از آن استفاده میشود، به معنای ترس از خدا تعبیر و درجاهایی نیز از آن به عنوان ترساندن دشمنان از طریق قدرت نظامی آشکار معرفی شده است. در سنت و سیره پیامبر اسلام (ص) و ائمه نیز حادثهای که به عنوان یک حادثه تروریستی یاد شود مشاهده نمیشود. از آن گذشته، امامان شیعه همواره در معرض طرحها و توطئههای تروریستی قرار داشتهاند که شهادت امام علی(ع) یک نمونه بارز و برجسته آن است. روحانیون شیعه نیز به تبعیت از ائمه خود با ترور و تروریسم میانهای نداشته و هرگونه اقدام تروریستی را مخالف دین دانستهاند.
اما در میان اهل سنت روحانیونی هستند که از اقدامات تروریستی حمایت میکنند. یک نمونه آن حمایت روحانیون وهابی وابسته به عربستان سعودی است که همچنان از اقدامات تروریستی گروههای مخالف در سوریه پشتیبانی میکنند. با وجود اینکه بارها اقدامات تروریستی این گروهها به عیان نشان داده شده برخی روحانیون اهل سنت از جمله شیخ یوسف القرضاوی، روحانی مصریتبار ساکن قطر از آنان حمایت کرده وجوانان را به پیوستن به آنها تشویق میکنند. حمایت امروز این روحانیون از گروههای تروریستی شاید برای عدهای تعجبآور باشد اما اگر روند کارگروههای تروریستی طی یک دهه گذشته دنبال شود، این مساله طبیعی و عادی جلوه خواهد کرد. از یک دهه پیش که شبکه القاعده به اقدامات تروریستی دست زد بسیاری از کارشناسان نسبت به عواقب این گونه اعمال هشدار دادند و نوشتند خطر این گونه اقدامات بیش از آنکه متوجه کشورهای غربی و از جمله آمریکا باشد متوجه دین اسلام خواهد بود. از این رو سفارش کردند که باید از همین ابتدای کار با قاطعیت جلوی سوءاستفاده از دین گرفته شود تا گروههای تروریستی به خود جرات ندهند اقدامات خشن و وحشیانه خود را به عنوان «جهاد در راه خدا» توجیه کنند.
معروف است که میگویند همیشه انحرافهای مذهبی از نقاط ریز و خطوط باریک شروع میشود و در ادامه فاصله گرفته و روز به روز بر زیان و ضررشان افزوده خواهد شد. از همان دوران که اسامه بنلادن و ایمن الظواهری، پیامهای رادیویی و ویدئویی خود را با آیاتی از قرآن کریم شروع کردند این احساس خطر وجود داشت اما کمتر کسی به آن توجه میکرد. استفاده از قرآن واحادیث برای توجیه اعمال تروریستی یک بدعت خطرناک بود که علاوه بر آسیبرساندن به دین به تروریستها این امکان را میداد تا با قدرت و اعتماد به نفس بیشتری به اعمال غیرانسانی خود ادامه دهند.
متاسفانه تروریسم هنوز هم درجهان قربانی میگیرد و ترور به نام دین نیز همچنان ادامه دارد. به نظر میرسد هنوز هم دیر نشده و علمای دینی میتوانند با تفکیک مبانی دینی از مسائل سیاسی راه را بر سوءاستفاده گروههای تروریستی ببندند و اجازه ندهند دین قربانی مطامع گروههای تروریستی در سراسر جهان ـ از عراق گرفته تا سوریه ولبنان و از شرق گرفته تا غرب ـ شود.
رحیم محمدی / جامجم