حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
این برنامه برای گروهی از افراد جالب و دوستداشتنی بود و شاید هنوز در خاطر خیلیها باقی مانده باشد، چراکه در دهه 60 با وجود جنگ، اینگونه برنامهها کمتر تولید میشدند. هنر هفتم یک برنامه ساده و بیادعا بود که به مسائل روز سینما و تئاتر میپرداخت. ادامه فعالیت در این حیطه بسیار دشوار بود، در حالی که تلویزیون به مرور به سمت تولید برنامههای سرگرمکننده مانند سریال، تله و سریالهای 90 دقیقهای رفت.
متاسفانه ما در برنامههای سینمایی بیشتر مینشینیم و حرف میزنیم، در حالی که برای برنامهسازی تلویزیون مراحلی را باید پشت سر گذاشت و زحمت بیشتری کشید. مثلا اسماعیل میرفخرایی در تلویزیون بسیار هنرمندانه و در یک بازه زمانی کوتاه میتوانست پیام برنامه خود را به بیننده انتقال دهد؛ بنابراین تولید هر برنامهای به تخصص و سواد نیاز دارد و تهیهکنندگان و برنامهسازان باید به جریانات و اطلاعات روز آگاه باشند، معتقدم نباید کیفیت را فدای کمیت کرد.
یکی از نکاتی که در برنامههای سینمایی مانند «هفت» به چشم میآید به چالش کشیدن آدمهاست. گروهی میخواهند گروهی دیگر را نادیده بگیرند و ما اهالی تئاتر و سینما تا وقتی دیگری را در کنار دست خودمان نادیده بگیریم و خیال کنیم تنها حق با ماست، ره به جایی نخواهیم برد، اما اینجا پرسشی مطرح میشود. پرداختن به مسائل درونگروهی سینما مثل اینکه چرا فیلم آقای فرحبخش عید نوروز اکران نشد، چرا از وام فارابی به آقای شایسته چیزی نرسیده است و بحثهایی از این دست چقدر برای مردم جالب است و میتواند در رشد و اعتلای سینمای ما تاثیرگذار باشد؟
گاهی دو نفر برای اینکه مسالهای را به بهترین شکل انجام دهند باهم همکاری میکنند، اما گاهی مقابل هم ایستادهایم و به دنبال بیرون کردن همدیگر از صحنه هستیم. بنابراین باید تکلیف خودمان را مشخص کنیم و بدانیم هدفمان از برنامهسازی چیست. در ضمن ما باید سینما و تئاتر پویایی داشته باشیم که بتوان برنامههای جذاب تلویزیونی درباره آنها ساخت و آثار تولید شده را به نقد، تحلیل و چالش کشید. به نظرم با توجه به اینکه این روزها شاهد تولید فیلمهای قابل توجهی در عرصه سینما نیستیم نباید به برنامههای سینمایی تلویزیون خرده بگیریم که چرا جذاب نیستند.
فرخ نعمتی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....