هر اندازه سینمای کودک و نوجوان در این دو دهه با قدرت به جلو پیش رفت، امــــا ناگــهان از حرکــــت ایستاد و دیگر آثار قابل توجهی در سینمای ایران ساخته نشد. آن تعداد اندک آثار هم که بعدها در ژانر کودک و نوجوان ساخته شد به دلیل نداشتن جذابیت و هیجان نتوانست کودکان را جذب کند و این چنین بود که به مرور سینمای کودک پا به دوران رکودش گذاشت. این تغییرات با پیشرفت علم و فناوری همراه شد تا کمکم پای بازیهای رایانهای و انیمیشنهای متنوع و با کیفیت خارجی به خانهها باز شود. حالا دیگر کمتر بچهای حوصله دیدن فیلمهایی را داشت که همچنان در گذشتهشان مانده بودند و تصویری از دوران جدید ارائه نمیکردند.
نسل کودکان، همراه با تغییرات مختلف اجتماعی و فرهنگی دستخوش تغییر شده و توقعات ذهنی و قدرت خلاقیت آنها را گسترش داده بود. آنها دیگر علاقهای به شنیدن و دیدن قصههای نخنما شده قدیمی نداشتند و پیشتر از زمانه خود حرکت میکردند. سینمای کودک از مخاطب خود جا مانده بود و این فاصله روز به روز بیشتر میشد. در این شرایط دیگر کمتر کارگردان و تهیهکنندهای پیدا میشد که بخواهد وقت و سرمایهاش را برای سینمای کودک بگذارد و در تلاشهایی گذرا، هرچند سال یکبار اثری در این حوزه تولید میشد که البته اغلب هم در گیشه ناکام میماند. هنوز هم شرایط برای سینمای کودک، تداعیگر اوضاع نابسامان و ناامیدکنندهای است به گونهای که در حوزه تولید و اکران در کما بهسر میبرد. حمایتها در این زمینه در نازلترین سطح خود قرار دارد و هیچکس دلش برای این آثار نمیسوزد. سینمای کودک تا هنگامی که با این کمبودها مواجه باشد و بخواهد بدون استفاده از تکنیکهای به روز فنی و انیمیشن همچنان قصههای قدیمی را برای کودکان تعریف کند، وضعش از این همبدتر خواهد شد.
عرفان جلالی / جامجم