حدود یک هفته از شهرآورد تهران میگذرد. دیداری که این بار به دلیل بیکیفیت بودن سر زبانها افتاد.
حق با شماست. باور کنید در این چند روز با شدیدترین انتقادها مواجه بودم. استقلالیها و پرسپولیسیهای زیادی به محض برخورد با من در کوچه و خیابان سفره دلشان را باز کردند تا به نوعی صدایشان شنیده شود. مردم از تساوی صفر ـ صفر در شهرآوردها بیزارند و آن را توهین به شعور خود میدانند، اما این خواسته آنها برای چه کسی اهمیت دارد. برای نخستین بار شاهد رقم خوردن سه تساوی صفر ـ صفر در شهرآوردها هستیم. یعنی 270 دقیقه بدون حتی یک گل که رد و بدل شود.
وقتی سرمربی استقلال بودم به خاطر احترام به خواست همین هواداران، دنبال پیاده کردن تفکراتی بودم که شهرآوردها پرگل باشد. این یک شعار نیست. من در شش شهرآورد روی نیمکت آبیها نشستم و 16 گل رد و بدل شد. یعنی بیش از 2.5 گل در هر بازی. ما در جام حذفی با سه گل پرسپولیس را شکست دادیم. شاید اگر کس دیگری مربی استقلال بود پس از آن که تیمش در دو وقت 15 دقیقهای به گل اول میرسید بازی را میبست تا برنده از زمین خارج شود، اما من این کار را نکردم و نتیجهاش رسیدن به گلهای دوم و سوم شد.
در همان دیداری که 3 بر 2 باختیم هم شاید اگر بعد از زدن دو گل و اخراج مهاجم پرسپولیس، همه بازیکنانم را در محوطه جریمه خودمان محصور میکردم نتیجه بدون تغییر باقی میماند، اما همانجا هم تیمم را به حمله تشویق کردم. استقلال آن بازی را در عین ناباوری باخت اما فوتبالدوستان یک بازی تماشایی را دیدند که پنج گل داشت. نمی خواهم بگویم از آن شکست خوشحالم، اما حداقل فوتبالی تماشاگرپسند را به نمایش گذاشتیم.
به نظر شما این استرس و فشار بالایی که در شهرآوردها وجود دارد از کجا نشات میگیرد؟
من معتقدم بخشی زیادی از این فشارها به عوامل بیرونی مربوط است. ترس از باخت همه چیز را تحت تاثیر قرار میدهد. متاسفانه در کشور ما جایگاه مدیران باشگاهها و مربیان با یک پیروزی در شهرآورد تضمین و با یک شکست لرزان میشود. کجای دنیا این گونه است. مشخص است با این شرایط هدف اول همه مدیران و مربیان، در وهله نخست نباختن است.
وقتی شما چنین تفکری را پیشه کنید و با این نیت تیم خود را به زمین بفرستید مثل این میماند که انگار دروازهها را برداشتهاید. بازی فقط در وسط زمین جریان دارد و بازیکنان هم که هدفی برای رسیدن به دروازه حریف ندارند به درگیری و زدن یکدیگر رو میآورند.
با وجود این ترس، پس چرا بازار کریخوانی قبل از بازی در ایران داغتر از همه جای دنیاست؟
شک نکنید بازیکنان هم به تاسی از مربیان خود از باختن میترسند، اما برای آن که نشان دهند هیچ استرسی ندارند فقط مصاحبه میکنند و در صحبتهایشان برای تیم و بازیکنان حریف کری میخوانند. همین کری خوانیها بیشتر کار را خراب میکند. آنها فقط با 30 یا 40 درصد توان خود در زمین ظاهر میشوند آن وقت انتظار داریم شاهد یک بازی زیبا و باکیفیت باشیم. البته این فشارهای روحی ـ روانی در همه جای دنیا و قبل از همه بازیهای حساس روی دوش بازیکنان هست، اما در کشورهای صاحب سبک، مدیران، مربیان، بازیکنان و حتی هواداران، فرهنگ کنار آمدن با برد و باختهای ورزشی را در وجود خود دارند، چیزی که در ایران کمتر شاهدش هستیم.
در سطح اول فوتبال جهان و اروپا، بازیکنان بدون کوچکترین استرس و فشار روانی در بازیهای حساس به میدان میروند، اما در ایران این فشارها همچون زنجیری پای بازیکن را به یکدیگر میبندد. تا این فرهنگ از بین نرود هرچه صحبت کنیم و بنویسید بیفایده است. یکصد هزار تماشاگر به ورزشگاه میرود و با دلخوری آنجا را ترک میکند، اما چند ماه بعد که دوباره شهرآورد از راه میرسد، باز همان جمعیت به ورزشگاه میرود تا یک بازی بیکیفیت دیگر را ببیند.
بعد از شهرآورد 77 هجمهای علیه رسانهها به راه افتاد تا سهمی از بیکیفیت بودن بازی را به گردن آنها بیندازند. شما نقش رسانهها را در شهرآوردهای بیکیفیت چقدر میدانید؟
من به رسانهها را در بیکیفیت بودن سه شهرآورد اخیر مقصر نمیدانم. مگر این رسانهها در دورهای که من سرمربی استقلال بودم با تیترها و مطالب خود بازیکنان را تحت فشار نمیگذاشتند؟ رسانهها در راستای احترام گذاشتن به مخاطبانی که دارند باید به این بازی بها بدهند و این درست نیست که بخواهیم آنها را مقصر این بازیهای بیکیفیت بدانیم.
معتقدم در قیاس با مربیان، بازیکنان و حتی هوادارانی که از تیم خود فقط پیروزی میخواهند، سهم رسانهها در بیکیفیت بودن یک بازی بسیار ناچیز است. من فقط معتقدم شهرآورد تهران را بیش از حد بزرگ کردهایم. البته در زمان خود ما هم همین طور بود. چهار بازی را میباختیم اشکالی نداشت، اما به پرسپولیس که میباختیم دنیا به آخر میرسید. شرایط طوری میشد که حتی از خانه بیرون هم نمیرفتیم. در همان شهرآورد معروف سال 52 با آن که یک بازیکن جوان بودم و از ابتدا تا انتها روی نیمکت استقلال نشستم، اما پس از آن شکست سنگین 6 بر صفر تا سه روز سر تمرین نرفتم تا با هواداران روبهرو نشوم. واقعا از خجالت زیاد نمی توانستیم به روی مردم نگاه کنیم.
آن شکست هنوز هم سوژه هواداران پرسپولیس است و این خود نشان میدهد هر چقدر مانع از بزرگ شدن این جدال سنتی شویم، باز هم حساسیت آن از بین نخواهد رفت... .
اتفاقا حرف من همین است. چه لزومی دارد هواداران پرسپولیس بعد از 40 سال هنوز از آن پیروزی پرگل حرف بزنند. آنها عدد شش را بزرگ کردند و استقلالیها هم در زمان خود من، بعد از چهار پیروزی متوالی، برای کری خوانی بیشتر به عدد چهار رسیدند. به نظر من این عددها نباید ماندگار باشد چون خودش باعث میشود شهرآورد در فضایی توام با احتیاط برگزار شود. شما به ال کلاسیکو یا شهرآورد منچستر نگاه کنید. در این صدسال پر است از پیروزیهای پرگل شش تایی یا بردهای متوالی یک تیم مقابل تیم دیگر. آیا تا به حال دیدهاید هواداران دو تیم حرفی از پیروزیهای قبلیشان بزنند؟
این نشان میدهد در این مدت فرهنگسازی خوبی در فوتبال ما صورت نگرفته است. این موضوع را قبول دارید؟
صددرصد. به جرات میگویم آن زمان تماشاگران منطقیتر با نتیجه بازی کنار میآمدند. سال 62 و در همان دیداری که 120 هزار نفر به ورزشگاه آمده بودند و تا پشت دروازهها تماشاگر نشسته بود، استقلال با گل من یک بر صفر پیروز شد، اما خون از دماغ کسی نیامد، اما الان میتوان شهرآورد را در چنین فضایی برگزار کرد؟ تازه در زمان ما فشار و استرس بیشتری روی بازیکنان بود، به طوری که احساس میکردیم کوههای تهران روی دوشمان است. خود بازیها هم پرفشار برگزار میشد. به همین علت چندبار شهرآوردها به جنجال کشیده شد و حتی دیدارهایی نیمهتمام باقی ماند. الان دیگر از آن هیاهوی داخل زمین خبری نیست و فشارها به نیمکت و سکوها منتقل شده است. فریادهای علی دایی در کنار زمین یا همان تشویقهای خود من در شهرآوردی که با برتری پرسپولیسیها به پایان رسید، همه و همه گویای این مساله است.
زمانی بازیکنان استقلال و پرسپولیس بعد از شکست در شهرآورد از خانه بیرون نمیآمدند، اما حالا شرایط کاملا فرق کرده و بازیکنان میلیاردی دیگر ابایی از روبهرو شدن با هواداران ندارند. در چنین فضایی این سوال در ذهن هواداران ایجاد میشود که چرا بازیکنان باید در شهرآورد استرس داشته باشند؟
اتفاقا سوال بجایی است. من هم تعجب میکنم از بازیکنان با تجربهای همچون جواد نکونام، آندرانیک تیموریان و محمد نوری که در پایان شهرآورد از استرس بالای این بازی حرف میزنند. آنها در سطحی قرار دارند که نباید فشارها رویشان تاثیر منفی بگذارد. اگر شهرآورد این چنین از سطح کیفی بازی آنها میکاهد، فردا که در جام جهانی بخواهند مقابل تیمهای برتر دنیا به میدان بروند چه خواهند کرد؟ از بازیکنان با تجربه و میدان دیدهای چون نکونام انتظار میرود در بازیهای حساس و پر فشار، طوری بازی کنند که انگار پنبه در گوش خود گذاشتهاند.
برویم سراغ کیفیت پایین اغلب شهرآوردها و آنالیز فنی شما...
من یک پرسش از شما میکنم. در دیگر بازیهای لیگ، وقتی بازیکنی صاحب توپ میشود چند بازیکن از پرسپولیس یا استقلال روی پایش میروند تا بازی او را خراب کنند؟ وقتی حریف تیم خوبی مثل فولاد یا سپاهان است باز هم شاهد این بازی تخریبی از سوی سرخابیها نیستیم، اما وقتی با هم بازی میکنند قضیه کاملا فرق میکند. در همین شهرآورد 77 به دفعات دیدم بازیکن صاحب توپ توسط شش یا هفت بازیکن حریف احاطه میشد و مجالی برای فکر کردن پیدا نمیکرد. در چنین شرایطی چطور باید انتظار داشت بازیکنان بازی خودشان را به نمایش بگذارند.
این بازی تخریبی از کجا به بازیکنان دیکته میشود؟
ببینید هر دو مربی عزیز قبل از شهرآورد در نشست خبری گفتند به دنبال یک بازی تهاجمی هستند. علی دایی گفت فقط به بردن فکر میکند و امیر قلعهنویی هم از سیستم 3ـ3ـ4 تیمش حرف زد، اما در عمل دیدیم هیچ یک از این ادعاها درست نبود. موقعی که یک تیم غیر از دروازهبان از هفت بازیکن دفاعی در ترکیب خود استفاده میکند، چطور میتوان انتظار تماشای یک بازی پرگل را داشت. هر دو تیم در شهرآورد 77 در ظاهر با سه مهاجم بازی کردند، اما چند موقعیت گل روی دروازهها ایجاد شد؟
این بازی بیشتر از آن که تهاجمی باشد درگیرانه بود. شما تعداد پاسهای اشتباه را نگاه کنید. تعداد پاسهای بیهدف رو به جلو خود، حکایت از تحت فشار بودن بازیکنان در زمان داشتن مالکیت توپ است. در چنین بازیهایی اگر هم گلی رد و بدل شود روی اتفاقات فوتبالی است نه تفکرات مربیان دو تیم.
یعنی از نظر شما مقصر اصلی چنین بازیهایی خود مربیان هستند؟
من دوست ندارم این استقلال را با استقلالی که در زمان من به مصاف پرسپولیس میرفت مقایسه کنم، اما معتقدم یک مربی، از چند روز قبل از بازی شهرآورد با رفتارش بخوبی خواستههایش را به بازیکنانش منتقل میکند. یعنی بازیکنان یک تیم با توجه به روحیات مربیشان خوب میفهمند در دیداری که پیش رو دارند به دنبال چه چیزی هستند؛ این که نترس باشند، ترسو بازی نکنند، به دنبال گلزدن باشند یا این که اول گل نخورند و احتیاط را پیشه کنند. در جریان بازی هم تمام این حالات از سمت نیمکت به بازیکنان منتقل میشود.
پس اگر یک شهرآورد خوب از آب در نمیآید قبل از هر چیز باید در تفکرات مربیان دو تیم دقیق شد. اگر مربیان با تفکرات محتاطانه، تیم خود را به زمین نفرستند بدون شک استرس بالای بازیکنان و فشار هواداران را میتوان مدیریت کرد تا شهرآورد یک بازی خوب و با کیفیت از کار دربیاید، اما معمولا ترس و احتیاط مربیان شهرآوردها را خراب میکند.
با وجود این بازی بیکیفیت امیر قلعهنویی در جایی گفت شهرآورد 77 آنقدرها هم که انتقاد میکنند بد نبود. آیا میتوان از این صحبت نتیجه گرفت ذهنیت او با ذهنیت و خواست هوادارانی که این بازی را بیکیفیت میدانند، کاملا در تضاد است؟
من دوست ندارم در مورد سرمربی استقلال حرفی بزنم، اما در مورد بازی باید بگویم اسم نیمه اولش اصلا فوتبال نبود. در نیمه دوم هم جز دو سه صحنه روی دروازهها دیگر هیچ چیز ندیدم. وقتی آقایان میگویند این بازی آنقدرها هم بیکیفیت نبود معلوم میشود با چه ذهنیتی تیم خود را به مصاف حریف فرستادهاند. با این اوصاف نباید زیاد از آنها خرده گرفت که چرا تیمشان تا این اندازه محتاط و دست به عصا بازی کرده است. آنها از اول هم دنبال نباختن بودند.
بازتاب روانی چنین بازیهایی را در سطح جامعه چطور ارزیابی میکنید؟
تاثیرات منفی چنین بازیهای سرد و کسالتآوری واقعا در سطح جامعه زیاد است. مردم استقبال خوبی از شهرآورد میکنند و عوامل اجرایی هم از یک هفته قبل بسیج میشوند تا این بازی بدون کوچکترین مشکلی برگزار شود، اما درست در شرایطی که همه چیز برای ارائه یک بازی خوب و تماشاگرپسند مهیاست دو تیم به هر چیزی فکر میکنند جز برآورده کردن این خواسته هواداران.
شاید برای هواداران پرسپولیس و استقلال تساوی بدون گل بهتر از شکست یک بر صفر باشد، اما مطمئن باشید اگر به آنها بگویید امروز قرار است یک بازی بیکیفیت را ببینید که بدون گل مساوی میشود حتی صد نفر هم حاضر نمیشوند به ورزشگاه بروند. این صفر ـ صفرها چیزی جز ناامیدی، دلسردی و سوءتفاهم نزد جامعه ورزشدوست کشورمان ایجاد نمیکند. آدم ناراحت میشود وقتی در پایان شهرآورد شعار تبانی، تبانی را از زبان تماشاگر میشنود. در حالی که هیچ وقت فشاری برای تساوی این دو تیم در شهرآورد وجود نداشته و در آینده هم نخواهد بود. پس چرا باید طوری بازی کنیم که چنین شائبهای نزد هواداران ایجاد شود.
رضاپورعالی / گروه ورزش
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)