همه ما وقتی از خودرو، پارچ آب، تلفن همراه یا قاب عکس صحبت میکنیم، دقیقا میدانیم چه چیزی را باید تصور کنیم. اما ایده چیست؟ آیا میتوان ضمیمه کلیک را دست گرفت، به صفحه 15 رسید و فراخوان ارسال ایده را خواند، کمی فکر کرد، تلفن همراه را برداشت و اگر آنتن میداد، همانطور که دراز کشیدهایم، یا نشستهایم و داریم کلیک را ورق میزنیم، یک ایده خلاقانه که دنیا را عوض کند بنویسیم و بفرستیم برای بچههای کلیک. بعدش هم بلند شویم و لباس رسمی بپوشیم، سر کوچه بایستیم تا با اسکورت بیایند ما را ببرند مرکز تحقیقات فناوریهای فوق پیشرفته! واقعا میشود؟
مشخص است که امکان ندارد. ایده حاصل رنج کشیدن از سختیهای روزگار یا دیدن گرفتاریهای دیگران است. وقتی رنج به حد اعلا رسید، انسان به فکر چارهای برای برون رفت از آن شرایط دشوار میافتد، فکر میکند و... دینگ! ایدهای متولد میشود. اما راستش را بخواهید موضوع حتی از این هم دشوارتر است چون فکر کردن به تنهایی فایده ندارد. برای رسیدن به یک ایده ناب باید در پس زمینه فکری خودتان دانش و تجربه داشته باشید. هیچ بذری در شنزار خشک و برهوت رشد نمیکند.
پس چکار باید کرد. آقای کلیک شما که خودت اینها را میدانستی چرا اصلا ما را به ارسال ایده دعوت کردی؟
پاسخ در امروز نهفته است. در همین متن و در نتیجهای که خیلی از شما خوانندگان خوب کلیک به آن رسیدهاید و در قالب شکواییه برای ما فرستادهاید. ما میخواستیم خودتان متوجه خلأ موجود بشوید. اما برای آینده هم برنامهای داریم. مشکلات!
مشکلات روزمره زندگی شما، گرفتاریهایی که باید از دستشان عصبانی شد و به زمین و زمان ناسزا گفت، نیستند. آنها نعمتهای ناب خداوند هستند تا من و شما را به تفکر وادارند. از امروز، مشکلات خود را بنویسید. ارسال پیام کوتاه در حال راه رفتن سخت است، زنگ تلفنم را در خیابان نمیشنوم، کامپیوترم خیلی داغ میکند، وقتی چند ساعت جلوی کامپیوتر مینشینم، کمردرد میگیرم، سرعت اینترنت کم است (راستش را بخواهید برای این یکی فقط باید به خود خدا شکایت کرد!)، مادربزرگم در کار کردن با تلفن همراهش مشکل دارد، صدای زنگ تلفن در نیمههای شب من را تا حد سکته کردن، ترساند، باز هم کلیدم را گم کردم، دلم میخواهد به مریخ سفر کنم یا هر مشکل و آرزوی دیگری. فقط آنها را بنویسید و لیست بلند بالایی درست کنید. بزودی خواهید فهمید چقدر آدم مشکل داری هستید. آنوقت است که یا افسرده میشوید یا مثل یک ایرانی غیور به فکر پیدا کردن راهحلی خواهید افتاد. اگر در مسیر دوم افتادید، شما همان آدمی هستید که توانایی عوض کردن دنیا را دارد. اما صبر کنید، حالا وقت فکر کردن است. دانش کسب کنید، بسازید و از شکست نترسید، تجربه کنید، بپرسید، پول خرج کنید و خلاصه هر کاری را که فکر میکنید لازم است تا ایده کوچکتان به مسیری درخشان در آینده بشر تبدیل شود انجام دهید. فقط از انجام یک کار بشدت پرهیز کنید. آن هم این است که بنشینید در خانه، تلفن را بردارید و دائم از این مقام و آن مسئول درخواست کمک، یاری، پول یا تعریف و تمجید داشته باشید. از مسئولان هم انتظاری نداشته باشید. چون در هیچ جای دنیا، هیچ ایده بزرگی با کمک دولت به وجود نیامده است. این را با اطمینان میگوییم. به قصههای همسایه این طرفی و رفیق آن طرفی و بقال سر کوچه هم گوش نکنید که بابا تو خارج دولت میاد میگه طرح داری، این پول، این طلا، این هم یک ماشین آخرین مدل، تو برو فقط طرحت را بساز این یک توهم است. اگر آدمهای موفقی در گوشه و کنار دنیا میبینید، برای این است که امیدشان را از دولت مرکزی کاملا قطع کردهاند. خوب که دقت کنید، میبیند ملتهایی هنوز گرفتار مصرف و خرید از خارج هستند که کور امیدی به دست سخاوتمند دولت و دولتمردانشان دارند. در پایان یادتان باشد که ما میتوانیم!
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)