آیا شما به استفاده از لهجه در ایفای نقشهایتان تاکید دارید؟
بهدلیل این که من خودم بازیگر هستم و میدانم این کار چه سختیهایی دارد، سختگیری نشان نمیدهم. البته این سختگیری را در رابطه با انتخاب نقشهایی که قرار است لهجهای خاص داشته باشند، دارم. برای مثال یادم است وقتی پیشنهاد بازی در فیلم اتوبوس شب را به من دادند، آقای پوراحمد به من گفتند نقشی که برای تو درنظر گرفته ام لهجهای ترکی دارد. من گفتم آذری زبان نیستم و ممکن است آذری زبانها از این که من نتوانم لهجه را درست ادا کنم، دلگیر شوند. من به ایشان گفتم لهجه گرفتن در بازی حساسیت دارد و کاری جدی است و من با وجود این که ممکن است پیشنهاد برایم وسوسهانگیز باشد، اما ترجیح میدهم کسی آن نقش را بازی کند که زیر و بمهای لهجه را بخوبی بداند.
متاسفانه گاهی شاهد این هستیم که کارگردانها از ستارهها و چهرهها برای بازی در نقشهایی با لهجه استفاده میکنند و این باعث آسیب به کیفیت و نتیجه کار میشود. ممکن است مخاطبان گاهی این ریزهکاریها را متوجه نشوند، اما به هر حال مخاطبان خاص که از همان لهجه استفاده میکنند، آزرده خاطر میشوند.
آیا برخوردی در این رابطه داشتهاید؟
یادم است هنگامی که سریال در مسیر زاینده رود پخش میشد، من به اصفهان سفر کرده بودم و بسیاری از مردم اصفهان گلایههایشان را با من مطرح میکردند.
عکس این قضیه هم برای من اتفاق افتاده است. آقایباشه آهنگر هنگام انتخاب ترکیب بازیگران فیلم ملکه تاکید داشتند از افرادی کمک بگیرند که به لهجه جنوبی تسلط دارند. اما وقتی دیدند این امکان در رابطه با همه نقشها میسر نیست، تصمیم گرفتند بازیگران با همان زبان فارسی صحبت کنند. اما مگر چند نفر مثل ایشان بهمساله این طور هوشمندانه نگاه میکنند؟!
چه راهکاری را برای رفع مشکل لهجه و کاستن از انتقادهای مطرح شده به آن پیشنهاد میکنید؟
به نظر من ما بازیگرانی که بر لهجههای مختلف تسلط دارند کم نداریم یا این که میتوانیم از بازیگران بومی همان مناطق برای ادای درست لهجه استفاده کنیم. فقط باید حوصله به خرج داد یا مثلا میتوان ابتکاری به خرج داد که مثل سریال پاورچین ابداعی در لهجه اتفاق بیفتد. در این کار منطقهای فرضی طراحی شد و زبان خاصی را به آن نسبت دادند که بسیار هم با استقبال مواجه شد.
در فیلمنامه سریال پرانتز باز به کارگردانی آقای پوراحمد باید دیالوگی را میگفتم که تصویر خوبی از جنوبیها نمیداد. من گفتم هرگز حاضر نیستم این دیالوگ را بگویم. بعد با آقای پوراحمد مدتی بحث کردیم و من سعی کردم ایشان را قانع کنم. بنابراین مهم است که خود ما به عنوان دستاندرکار یک برنامه و فیلمساز به نحوه طرح شدن فرهنگهای قومی در یک کار توجه داشته باشیم و هنگام نوشتن فیلمنامه این مسائل وعواقب آن را در نظر بگیریم.
آیا تا به حال به همکارانتان نوع ادای صحیح لهجه جنوبی را آموزش دادهاید؟
بله این اتفاق بارها افتاده است. برای مثال در فیلم «دشمن بعلاوه من» قرار بود با آقای گرجستانی همبازی باشم و ایشان هم باید با لهجه آبادانی صحبت میکردند. آقای گرجستانی از من خواستند دیالوگهای ایشان را در فایلی با لهجه بگویم و صدایم را ضبط کنم تا بتوانند تلفظ صحیح کلمات را یاد بگیرند. من هم متن را برایشان بهطور کامل بهلهجه آبادانی خواندم و صدایم را ضبط کردم. میدیدم که ایشان مدتها برای ادای درست لهجه تمرین میکنند. به نظر من این کار ایشان خیلی ارزش داشت. باید حساسیتهایمان را وقتی میبینیم بازیگری تمام توان خود را بهکار میگیرد کم کنیم. چرا که تلاش بازیگر برای درست تلفظ کردن کلمات قابلاحترام است.
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)