کیفیت سریالها را در تلویزیون با معیار متفاوتی محاسبه میکند و آن را با دادن امتیاز به بخشهای مختلف یک سریال ارزیابی میکنند پس مخاطب باید بداند تفاوت سریالهای الف، ب و ج براساس محتوا نیست، بلکه براساس میزان بودجهای است که برای آنها در نظر میگیرند.
در این تقسیمبندیها، بودجه در نظر گرفته شده، رده فیلمها را مشخص میکند. هرچند سالهای متمادی است ساخت سریالهای الف ویژه فقط به یکسری افراد داده میشود و شما غیر از تعدادی کارگردان مشخص، افراد دیگری را میان سازندگان سریالهای الف ویژه پیدا نخواهید کرد. در این راستا باید اقداماتی اساسی برای داشتن سیستم حرفهای و تخصصی انجام گیرد؛ اقداماتی که ممکن است شاکله بسیاری از قوانین اشتباه را درهم شکند. مدیران ارشد تلویزیون وقتی هزینههای بالایی را برای تولید یک سریال در نظر میگیرند به دنبال نتیجه و خروجی بسیار خوب هستند و باید در میزان دستیابی آثار به کیفیت مطلوب دقت ویژه صورت گیرد. البته گاهی هم پیام نهفته در یــــــک سریال بشدت توی ذوق مخاطب میزند و به جای جذب و همراه شدن، در مقابل آن نگرش جبهه میگیرند؛ در حالی که ما در برابر اندیشه مخاطب خود مسئولیم و با اینکه تلویزیون هزینه میکند، نباید در اینگونه موارد نتیجه معکوس بگیرد.
همچنین هنگامی که زمان تولید یک سریال الف ویژه بالا میرود، برخیها به دنبال منافع شخصی خود هستند. این را در حالی میگویم که من سالهاست تهیهکننده و کارگردان هستم و کار طراحی صحنه نیز انجام دادهام، بنابراین به سه عنصر اساسی هزینههای یک فیلم تسلط و آگاهی دارم. با وجود این معتقدم برخی از هزینههای این سریالها میتواند کمتر باشد.
بهعنوان نمونه سازمان صدا و سیما سالها پیش برای ساخت شهرک سینمایی هزینه کرد، هرچند بخشهایی از آن دیگر قابل استفاده نیست، اما برای خیلی از کارها دیگر به ساخت و ساز نیاز نداریم، البته با توجه به این که جلوههای ویژه کامپیوتری در ایران رواج پیدا کرده است ما همچنان دکور میسازیم که میتواند نباشد و از بودجه حذف شود. برخیها هم عادت دارند کار را طول میدهند تا افکار عمومی تصور کند این کار چون با دقت بسیاری در حال ساخت است این همه طولانی شده است!
کارهایی را که من ساختهام نیز مانند دیگر آثار، عیب و نقصهایی دارد، اما تلاش کردم تا آنجا که ممکن است به واقعیتها نزدیک شوم. گاهی اوقات گرفتار تهیهکنندههایی شدم که بشدت طماع بودند و پول را هدر میدادند. به هر حال اسم من روی آن آثار است و باید مسئولیتش را بپذیرم. گاهی هم بودجههای بسیار پایین نصیب ما میشد و نمیتوانستیم کار را مطابق با اصول حرفهای جلو ببریم.
مثلا تهیهکنندگان فیلم سینمایی « ناسپاس» به فروش و دیده شدن این فیلم هم میاندیشیدند به همین دلیل از بازیگرانی استفاده کردند که انتخاب من نبودند؛ هرچند به دلایلی آنها را پذیرفتم، اما در پایان بشدت از استفاده از آن بازیگرها پشیمان شدم. به یاد دارم وقتی سریال «محاکمه» را میساختم، سریالی دیگر با بودجهای هم اندازه محاکمه آغاز به کار کرد، اما در پایان بودجه بیشتری گرفت.
یک سریال باید دارای ویژگیهای مشخصی باشد تا بتواند جزو رده الف ویژه قرار گیرد، مثلا فیلمنامههایی که در زمان حال میگذرند با توجه به اینکه ردهبندی براساس بودجه است نه مضمون، نمیتواند الف ویژه شود، چون این آثار هزینه بالایی ندارند، البته نمونههای نادری هم وجود داشته است مثلا سریال «آشپزباشی» که به بودجه و هزینه بالایی نیاز نداشت.
تلویزیون به بازیگر معروف نیاز ندارد و نباید قراردادهای بالایی با بازیگران ببندد. در همه جای دنیا بازیگران در تلویزیون معروف میشوند و به سینما میروند، اما برای ما برعکس است. فیلمنامه خوب و ساختاری مناسب با قصه، چیزی است که در تلویزیون باید به آن اهمیت داد. بازیگران خوب و حرفهای هم باید باشند اما نیازی به معروف و بسیار سرشناس بودن آنها نیست. این یک بدعت غلط است که امیدوارم با دستیابی به آگاهی از بین برود.
حسن هدایت / کارگردان