حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
اما به نظر من اگر برنامههایی مثل خنده بازار، جذابیت کافی داشته باشند و متن آنها به گونهای نوشته شده یا به اجرا درآید که آن دسته از مخاطبان را که برنامه منبع را ندیدهاند، جلب کند این برنامه توانسته است موفق عمل کند، زیرا قاعده کلی این است که وقتی نمیدانیم قرار است در برنامهای با چه چیزی شوخی شود برایمان جذابیت نخواهد داشت.
بنابراین کار تیم دستاندرکار خنده بازار با اینکه ساده به نظر میرسد، بسیار سخت است، زیرا مواد خامی از قبل وجود دارد و نویسنده باید به آنها دست بیندازد و روی این سوژهها تاکید کند و مانور بدهد. به نظر میرسد این برنامه توانسته است در این زمینه موفق عمل کند و شاید علت ادامه یافتنش و ساخت چند سری متوالی از آن هم همین باشد. در خنده بازار متن خوب، کارگردانی درست و توجه به المانهایی در شبیهسازی مانند دکور، چهرهپردازی، جامهآرایی و... این برنامه را موفق کرده است. اگرچه ممکن است به دلیل ناشناخته بودن برنامه یا نیازمندی به زمانی برای تثبیت در سریهای اول و دوم با نقصهایی هم همراه بوده باشد؛ اما در سریهای بعدی توانسته است مخاطبان جدید را هم علاوه بر حفظ مخاطبان قبلی، جذب برنامه کند. تیم نویسندگان هم رفته رفته سبک خاص خود را پیدا کردهاند. هرچند کم و کاستیهایی هم در این مسیر وجود داشت، مثل جدا شدن تعدادی از بازیگران از این برنامه که حفرههایی موقت در کار ایجاد کرد، اما تیم نویسنده با جایگزینی چهرههای دیگر این حفرهها را پر کرد.
پیشنهاد من این است که در سریهای بعدی این برنامه، کار جنبه موزیکال پیدا کند و از موسیقیهای باکلام هم در آن استفاده شود. همچنین سیاستگذاران رسانه ملی دست گروه تولید این برنامه را برای ورود به حیطههای کمتر دیده شده باز بگذارند. در ضمن اگر حضور شخصیتهای زن در این برنامه بیشتر و نوعی توازن بین حضور مردان و زنان برقرار شود، نتیجه بهتری را شاهد خواهیم بود.
متاسفانه این یک آسیب است که به کار بردن لفظ کمدین در ایران غالبا کاراکترهای مرد را به ذهن متبادر میکند. اگرچه ممکن است این نگرش به واسطه مسائل عقیدتی و فرهنگی جامعه ما تقویت شده باشد، اما بسیاری از بازیگران زن بویژه در دهه 80 توانستهاند بازیهای متفاوتی را در حوزه کمدی از خود به نمایش گذارند.
ضمن اینکه باید در نظر داشته باشیم کپیبرداری یک آفت است. متاسفانه برنامه خنده بازار در بعضی مقاطع به برنامه منبع بسیار نزدیک شده است و در مواردی گویی برنامه اصلی را بازتولید کرده و انگار ما همان برنامه را با یک بدل میبینیم.
در ارتباط با نوعی شوخی با شخصیتها هم باید گفت متاسفانه ما ملت انتقادپذیری نیستیم و بسیاری از ما تاب و تحمل قرار گرفتن زیر ذرهبین و مورد قضاوت واقع شدن را نداریم. به واسطه ثبات این روحیه جمعی رودربایستیهای تاریخی، مستمر و مزمن همیشه از انتقاد کردن به چهرهها و شخصیتهای داخلی طفره میرویم تا مبادا حرمتها از بین برود.
در حالی که کار هنر نزدیک شدن به این چهرههای داخلی و خارجی است. متاسفانه نقد در ایران به ایراد گرفتن تعبیر شده است. در حالی که همه نقد به معنای ایراد گرفتن نیست. بلکه تبعات مثبتی هم دارد. ممکن است دست برنامهسازان برای شوخی با چهرههای داخلی بستهتر باشد. همه ما چهرههایی خاکستری داریم و مطلقا سیاه یا سفید نیستیم؛ بنابراین وقتی زیر ذرهبین قرار میگیریم یا به بازنمایی شخصیتها میپردازیم باید آنها را با تمام ویژگیهای مثبت و منفیشان، فیزیکی یا کاریکاتوری، درونی یا بیرونی بازتاب دهیم. متاسفانه در برنامه خنده بازار در بخش بازنمایی بیشتر بر ویژگیهای فیزیکی تاکید میشود.
انتقاد دیگر وارد به این برنامه هم خودسانسوری در بازنمایی و شوخی با برنامههای داخلی یا شخصیتهای کشورمان است. به نظرم باید در این برنامه پا را کمی فراتر گذاشته و حتی به سراغ چهرههای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی هم برویم.
دکتر شهرام خرازیها / منتقد
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....