واگویه

فاطمه؛ قربانی محرومیت

نشسته‌اند به انتظار خدا، دست‌هایشان را گرفته‌اند رو به بالا تا شاید از آسمان فرجی برسد. زمین برای خانواده فاطمه خیر نداشته است. آن شب که آنها از شدت گرمای کلافه‌کننده جنوب کرمان به حیاط خانه پناه آوردند و رختخوابشان را روی زمین پهن کردند، فهمیدند زمین برای مردم مناطق محروم خیر ندارد.
کد خبر: ۵۹۴۲۴۸

آن شب فاطمه در خنکای نسیم برخاسته از درختان نخل، خواب خرگوشی می‌کرد که از درد و سوزشی ناشناخته از خواب پرید، جیغ زد و آب خواست، گلویش را گرفت و از درد به خودش پیچید. مادر و پدر هراسان او را از خانه بیرون بردند تا شاید دکتری فاطمه را ببیند و از درد خلاصش کند، اما «چاه بهمن» دکتر و درمانگاه ندارد. همین شد که آنها به سمت «چاه‌دادخدا» رفتند، اما درمانگاه آنجا تعطیل بود و پزشک دور از دسترس. پس راه کج کردند و به «سرتک» رفتند، آنجا هم درها همه بسته بود. «قلعه گنج» اما گزینه آخر بود، آنجا هم درهای درمانگاه بسته بود، ولی بالاخره با مشت و لگد زن و مرد باز شد. در «قلعه گنج» به فاطمه آمپول تزریق کردند و او را سوار بر آمبولانس به کهنوج فرستادند.

فاطمه سه‌ ساله، اما این همه وقت‌کشی را تحمل نکرد، صورتش کاملا سیاه شد و از حال رفت. آنها به کهنوج که رسیدند قلب فاطمه از حرکت ایستاد، شد جسدی افتاده روی یکی از تخت‌های اورژانس بیمارستان.

با این حال تیم پزشکی، قلب فاطمه به کما رفته را احیا کردند هر چند از او جز نقشی از کودکی سه ساله باقی نمانده است. مادر فاطمه برای زنده ماندن دخترش که نیش یک عقرب او را به این حال انداخته، مجبور است کیسه اکسیژنی که به صورت دستی هوا را به دهان دخترک می‌رساند مدام فشار دهد؛ او می‌گوید دستش دیگر نای فشار آوردن به کیسه را ندارد...

داستان زندگی این روزهای فاطمه به اندازه نیش همان عقربی که او را به این حال انداخته، تلخ است. او بی‌گناه با مرگ در افتاده است و بی‌گناه پنجه در پنجه آن انداخته. او دختری است از اهالی یکی از مناطق محروم که به خدمات اولیه سلامت دسترسی ندارد، همانجا که بیشتر پزشکان از ارائه خدمت در آن اکراه دارند. او کودکی است که محرومیت طعم تلخ مرگ را به این زودی در کامش ریخته، کودکی که اگر در شهری بزرگ که امکانات در آن تلنبار شده، زندگی می‌کرد شاید تا آخر عمر هم عقربی را از نزدیک نمی‌دید.

فاطمه اما فقط یک نمونه است چون در مناطق محروم کشور آدم‌های زیادی مثل او به علت نبود امکانات می‌میرند و به واسطه دریافت نکردن خدمات پزشکی مطلوب تا آخر عمر نقص عضو دارند. شاید برای همین است که هنوز هم بهترین دعای مردمان نقاط دور افتاده برای آنها که دوستشان دارند این است: «خدا کند مریض نشوی».

مریم خباز ‌/‌ گروه جامعه

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها