معاون ابتدایی آموزش و پرورش می‌گوید آمار کودکان بازمانده از تحصیل بسیار ناچیز است و طی سال‌های اخیر تعداد زیادی از آنها جذب مدارس شده‌اند

کودکان بازمانده از تحصیل میان آمارها گم نشوند

18 روز دیگر 11 میلیون و 579 هزار و 730 دانش‌آموز در حالی پای درس معلمان می‌نشینند که عده‌ای از این قافله جا مانده‌اند. کودکان بازمانده از تحصیل یا ترک تحصیل‌کرده‌ها امسال هم به مدرسه نمی‌روند تا یک بار دیگر در بین جمعیت بی‌سوادان و کم‌سوادان کشور شمرده شوند.
کد خبر: ۵۹۴۲۰۹

کودکان بازمانده از تحصیل یا آنها که درس و مدرسه را به هزار دلیل رها کرده‌اند، بسادگی می‌شود در کوچه‌ها و خیابان‌ها دید، اما مسئولانی که آمار می‌دهند این گروه از کودکان را در لابه‌لای اعداد و ارقام متناقض خود گم می‌کنند.

بهمن سال پیش رئیس مرکز آمار و فناوری اطلاعات آموزش و پرورش آماری ارائه داد که گمان می‌رفت پایانی برای بحث همیشه چالش‌برانگیز کودکان بازمانده از تحصیل باشد. او تعداد این کودکان را 145 هزار نفر عنوان کرد، بی‌آن که این آمار را به تفکیک جنسیت ارائه دهد یا بگوید کدام استان‌ها در تولید کودک بی‌سواد پیشتاز است.

تا دیروز نیز این آمار برای رسانه‌ها ملاک بود، اما روز گذشته فاطمه قربان، معاون ابتدایی آموزش و پرورش اطلاعاتی به جام‌جم داد که آمار زمستان سال قبل را یکباره زیر سوال برد.

او توضیح داد ، چهار سال قبل که کار شناسایی کودکان لازم‌التعلیم بازمانده از تحصیل به طور جدی کلید خورد، 120 هزار کودک لازم‌التعلیم دور مانده از تحصیل در کشور وجود داشت، اما در سال‌های اول و دوم، 66 هزار کودک، سال گذشته 14 هزار نفر و امسال 33 هزار کودک لازم‌التعلیم جذب سیستم آموزشی شدند. به گفته قربان، حالا وضع طوری است که پوشش 98.5 درصدی کودکان لازم‌التعلیم قطعی است و جمعیت کودکانی که به دلایل مختلف از ورود به مدرسه محروم می‌شوند تقریبا به صفر رسیده است. توضیح او برای آن 1.5 درصدی که در پوشش 100‌درصدی آموزش ابتدایی وقفه انداخته‌اند نیز این است که آنها یا کودکان آموزش‌ناپذیر هستند که باید به مدارس استثنایی بروند، اما نمی‌روند یا افراد لازم‌التعلیمی هستند که مهاجرت کرده‌اند یا آنهایی که در روستاهای محروم و مناطق دورافتاده، مرحوم شده‌اند و خانواده‌ها شناسنامه‌شان را باطل نکرده‌اند.

اما با روشی که قربان آمار می‌دهد، هم در جمعیت اولیه کودکان بازمانده از تحصیل تناقض وجود دارد و هم در جمعیت فعلی آنها. قربان رقم اولیه بازماندگان از تحصیل‌ را 120 هزار نفر عنوان می‌کند در حالی که سال گذشته رئیس مرکز آمار آموزش و پرورش این تعداد را 145 هزار نفر اعلام کرد که تفاوت آماری 25 هزار نفری در این میان قابل تامل است، آن هم در شرایطی که به گفته قربان تا بهمن سال گذشته فقط باید حدود 50 هزار کودک لازم‌التعلیم بازمانده از تحصیل در کشور وجود داشت نه 145 هزار نفر.

در مورد جمعیت فعلی بازماندگان از تحصیل نیز وضع به همین شکل است و با این که آمار دقیقی در دسترس نیست، اما می‌توان بسادگی درک کرد که میان آماری که تعداد بازماندگان از تحصیل را نزدیک به صفر می‌داند با نگرانی‌هایی که بر ادامه تولید بی‌سواد در کشور دلالت دارد، فاصله وجود دارد.

ترک تحصیل حاشیه‌نشین‌ها

بخشی از نگرانی‌ها مربوط به رئیس سازمان نهضت سوادآموزی است، کسی که بیشتر دانش‌آموزان بازمانده از تحصیل را متعلق به خانواده‌های آسیب‌دیده‌ای می‌داند که در حاشیه شهرها زندگی می‌کنند.

با این حال علی باقرزاده در گفت‌وگو با مهر، کم‌توانی ذهنی کودکان را نیز از دلایل بازماندن آنها از تحصیل می‌داند، هرچند بجد تاکید دارد که برخی خانواده‌های آسیب‌دیده که در حاشیه شهرهای بزرگ زندگی می‌کنند، به فرزندانشان اجازه تحصیل نمی‌دهند و گروه دوم از گروه اول پرتعدادترند.

این گفته‌های باقرزاده با نتایج سرشماری سال 90 نیز جور درمی‌آید؛ آماری که پارسال از این سرشماری استخراج شد، نشان می‌داد که ایران 9 میلیون و 719 هزار بی‌سواد مطلق دارد که سه میلیون و 456 هزار نفر از آنها بین شش تا 49 سال دارند در حالی که 5 درصد از افراد شش تا 19 سال و 2 درصد از کودکان شش تا 9 سال هیچ وقت به مدرسه نرفته‌اند.

این آمارها به زبان ساده یعنی این که تا سال 90، 172 هزار و 800 نفر از افرادی که بین شش تا 19 سال داشتند و 69 هزار و 120 نفر از کسانی که شش تا 9 ساله بوده‌اند در نقاط مختلف کشور از تحصیل بازماندند یعنی آماری که بوضوح با اظهاراتی که جمعیت بازماندگان از تحصیل را نزدیک به صفر می‌داند، فاصله دارد.

محرومیت، مانع تحصیل

آمارها، کودکان بازمانده از تحصیل را چه تائید کند و چه نکند، واقعیت وجود کودکان بازمانده از تحصیل را نمی‌توان انکار کرد. بی سوادی محصول ناآگاهی است و ناآگاهی محصول ضعف فرهنگی و ضعف فرهنگ، دستپخت فقر اقتصادی. ناآگاهی، ضعف فرهنگی و فقر اقتصادی نیز در کشور ما کم نیست و چون هنوز این سه عامل در برخی خانواده‌ها رخنه دارد، نمی‌توان ادعا کرد که تولید بی‌سوادی در کشور متوقف شده است.

این موضوع را نماینده منطقه محروم تربت حیدریه، مه ولات و زاوه هم تائید می‌کند. ابوالقاسم خسروی از اعضای کمیسیون آموزش مجلس در گفت‌وگو با جام‌جم اگر چه تائید می‌کند که در حوزه انتخابیه او حتی اگر در یک روستا دو دانش‌آموز وجود داشته باشد برای آنها معلم فرستاده می‌شود و هیچ کس به علت دسترسی نداشتن به مدرسه از تحصیل بازنمی‌ماند، اما تاکید می‌کند که هم در این مناطق و هم در مناطق عشایری، مرزی و محروم، کودکان لازم‌التعلیمی وجود دارند که محرومیت خانواده و مشقت‌های زندگی مانع از تحصیل آنها می‌شود.

خسروی با این حال بخشی از این مشکل را ناشی از نبود قوانینی می‌داند که خانواده‌ها را به ادامه تحصیل فرزندان ملزم کند، موضوعی که خیلی‌ها با آن مخالفند.

مخالفان اجباری شدن تحصیل و وادار کردن خانواده‌ها به سوادآموزی فرزندان دو گروهند؛ اول آنهایی که می‌گویند سواد یک نعمت است و با زور نمی‌شود کسی را مجبور به استفاده از این نعمت کرد و گروه دوم آنهایی که معتقدند تا مشکلات معیشتی و موانع زندگی خانواده‌های محروم برطرف نشود، نمی‌توان از آنها انتظار داشت به فرزندان به چشم نیروی کار و کمک خرج خانواده نگاه نکنند.

حرف‌های این مخالفان گرچه جای تامل دارد اما نشان می‌دهد رفع معضل تولید بی‌سواد در کشور بیش از هر چیز به فعالیت‌های فرهنگی نیاز دارد تا خانواده‌ها حتی محروم‌ترین‌های آنها به این باور برسند که سواد هم می‌تواند تولید ثروت کند و آدم‌ها را از فقر نجات دهد و هم می‌تواند از افراد در مقابل آسیب‌ها محافظت کند چون یک فرد بی‌سواد هم آسیب‌دیده است، هم آسیب‌پذیر و هم آسیب‌رسان.

مریم خباز ‌/‌ گروه جامعه

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها