نرگس (رخشان بنیاعتماد)
«نرگس» محصول سال 1370 که چهارمین فیلم سینمایی رخشان بنیاعتماد است، در ژانر اجتماعی ساخته شده است. آفاق (فریماه فرجامی) با جوانی به نام عادل (ابوالفضل پورعرب) زندگی میکند. آفاق از کودکی، عادل را بزرگ کرده و سپس بناچار به عقد او درآمده است. آن دو از طریق دزدی زندگی خود را میگذرانند. عادل با دختر جوانی (عاطفه رضوی) که خانواده فقیری دارد، آشنا میشود و به او دل میبندد. آفاق برای آن که امکان ازدواج آن دو را فراهم کند، خود را مادر عادل معرفی میکند. نرگس و عادل ازدواج میکنند و عادل در جریان یک سرقت دستگیر میشود. پس از آزاد شدن عادل و برملا شدن راز او، آفاق عادل را تحریک میکند همراه مالخری به نام یعقوب (رضا کرم رضایی) دست به یک دزدی کلان بزنند و با پول آن در شهری دیگر زندگی کنند. یعقوب دستگیر میشود، اما عادل و آفاق میگریزند. نرگس تصمیم میگیرد پولهای دزدی را پس بدهد. بین آنها درگیری رخ میدهد و آفاق که در جاده به دنبال نرگس و عادل است، با یک کامیون تصادف میکند و میمیرد.
فیلم در دهمین جشنواره فیلم فجر، سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی را برای رخشان بنیاعتماد به ارمغان آورد.
دو زن (تهمینه میلانی)
میلانی فیلم «دو زن» را سال 1377 ساخت که در آن آسیبهای اجتماعی خشونت مردانه علیه زنان را به چالش میکشد.
فرشته (نیکی کریمی) و رویا (مریلا زارعی) دو دوست قدیمی هستند. رویا از خانواده پولداری است. فرشته برای رسیدن به هدفش، ادامه درس در دانشگاه و کمک به خانواده، تن به ازدواجی ناخواسته با احمد (آتیلا پسیانی) میدهد.
حسن (محمدرضا فروتن) جوانی ناآرام است که همه جا در پی آزار فرشته است. فرشته به اصفهان نزد خانوادهاش میرود، اما آنجا نیز از مزاحمتهای حسن در امان نیست. در جریان تعقیب و گریز، بر اثر تصادف سبب زخمیشدن کودکی میشود. حسن به ۱۳ سال زندان محکوم میشود. پس از آزادی، حسن برای گرفتن انتقام از فرشته با احمد درگیر میشود و او را با ضربات چاقو زخمی میکند. احمد میمیرد و دو دوست، فرشته و رویا دوباره یکدیگر را باز مییابند.
عروس آتش (خسرو سینایی)
«عروس آتش» به کارگردانی خسرو سینایی به سنتهای عشیرهای در جنوب ایران، ازدواج اجباری و خودسوزی میپردازد که نام فیلم نیز برگرفته از همین موضوع است. احلام (غزل صارمی)، دختری خوزستانی که از کودکی زادگاهش را ترک کرده و به اهواز آمده، اکنون سال آخر پزشکی را در دانشگاه سپری میکند. او که به حکم قوانین عشیرهاش باید به همسری پسرعمویش فرحان (حمید فرخ نژاد) درآید، عاشق استادش ـ دکتر پرویز (مهدی احمدی) ـ است و استاد نیز دل در گرو عشق او دارد. احلام گرچه تفکر عشیرهای را مقدس و غیرقابل انکار میشمارد، اما نمیخواهد با پسرعموی ماهیگیر و بیسوادش که به قاچاق کالا مشغول است، ازدواج کند. او که از دو سالگی پس از مرگ پدر همراه مادرش به شهر آمده تصمیم میگیرد برای صحبتکردن در این مورد به زادگاهش برود. احلام و فرحان که تاکنون همدیگر را ندیدهاند یکدیگر را میبینند و احلام طی گفتوگویی صریح با فرحان به او میگوید قادر نیست در شرایطی که کس دیگری را دوست دارد، همسر او شود. فرحان که از گفتوگوی احلام سخت رنجیده، همچنان احلام را نامزد خود میداند و در صورت عدم تمکین، حکم قتل او را براساس سنتی دیرینه در قبیلهاش، تکلیف خود میداند. احلام همچنین با خالههاشمیه (سلیمه رنگزن) صحبت و او را متقاعد میکند این سنت قدیمی در دوران حاضر دیگر معنایی ندارد. خاله به حمایت از او برمیخیزد، ولی خانواده فرحان در ازدواج او با فرحان مصر هستند. دکتر پرویز با کمک وکیلی (سعید پورصمیمی) تلاش میکند برای این معضل راهی پیدا کند، ولی با موجی از مخالفتها روبهرو میشود. فشارهای عشیره باعث میشود احلام به اجبار با ازدواج موافقت کند. در شب عروسی آن دو، خاله با کارد فرحان را از پای درمیآورد و احلام نیز در آتشی که خود در اتاق حجلهاش برافروخته، میسوزد.
شوکران (بهروز افخمی)
«شوکران» فیلمی به نویسندگی مینو فرشچی و بهروز افخمی و کارگردانی افخمی و تهیهکنندگی ضیاءهاشمی ساخته سال ۱۳۷۷ است. این فیلم در فروردین ۷۹ روی پرده سینماها رفت و ۳۸۵ میلیون تومان در سینماهای تهران فروش کرد.
مهندس خاکپور، مدیر عامل شرکت در پی بررسی ضرر و زیان کارخانه به تهران عزیمت میکند. او طی سانحه تصادف در جاده مصدوم و به بیمارستان منتقل میشود. محمود بصیرت (فریبرز عربنیا) معاون و دوست قدیمی خاکپور با شنیدن خبر تصادف به تهران میآید و خاکپور را در تهران ملاقات میکند. او در پی مداوای خاکپور با پرستاری به نام سیما ریاحی (هدیه تهرانی) آشنا میشود. با گذشت زمان رابطه سیما و محمود صمیمیت بیشتری پیدا میکند.
سرانجام با پیشنهاد محمود، سیما به طور پنهانی به عقد موقت او درمیآید. پس از مدتی محمود که متوجه اطلاع خاکپور از جریان شده بود مهریه سیما را میپردازد و او را ترک میکند. سیما پس از یافتن محمود خبر باردار بودنش را به او میدهد و تقاضای خود را از محمود مبنی بر گرفتن شناسنامه برای فرزندش مطرح میکند، اما پس از شنیدن جواب منفی محمود با مراجعه به منزل محمود او را به مطلع ساختن همسر وی از موضوع تهدید میکند. در مقابل محمود نیز به منزل سیما میرود و پدر او را از ماجرا مطلع میکند. سیما نیز تصمیم به انتقام میگیرد، اما با صرفنظر از تصمیم خود در راه بازگشت از منزل محمود، بر اثر سانحه تصادف جان خود را از دست میدهد. فیلم در جشنوارههای بینالمللی زیادی شرکت کرد و موفق به دریافت جوایز زیادی شد.
هیس! دخترها فریاد نمیزنند (پوران درخشنده)
آخرین فیلم پوران درخشنده، پختهترین و حرفهایترین فیلم اوست و دست روی موضوع حساس و تکاندهندهای میگذارد که تا مدتها خط قرمز و تابوی سینمای ایران به شمار میآمد. موضوع اذیت و آزار و تجاوز کودکان تاکنون در هیچ فیلم ایرانی به این شکل مورد استفاده قرار نگرفته بود.
شیرین (طناز طباطبایی) که در هشت سالگی توسط مراد (بابک حمیدیان) کارگر شرکت تولیدی مادرش مورد تعرض قرار گرفته، وقتی میبیند این حادثه به نوعی دیگر برای دخترک دیگری در حال رخ دادن است، یاد کودکی آزاردهنده خودش میافتد و فرد مرتکب را میکشد.
درخشنده در گفتوگوهایش بارها اعلام کرده قصدش از این فیلم تقبیح پنهانکاری بوده و دختران و زنان آسیبدیده باید درد و رنجشان را فریاد بزنند.
کافه ترانزیت (کامبوزیا پرتوی)
این فیلم درباره زنی به نام ریحان (فرشته صدرعرفایی) است که شوهر خود را بتازگی از دست داده است. شوهر وی برای او فقط قهوهخانهای در کنار جاده در نزدیکی ماکو به ارث گذاشتهاست. این زن تلاش میکند استقلال خود را حفظ کند، ولی برادر شوهرش ناصر (پرویز پرستویی) جلوی پای این زن سنگ میاندازد تا ریحان را مجبور کند با او ازدواج کند. بازی تحسینبرانگیز صدرعرفایی در نقش زنی که میخواهد روی پای خود بایستد او را به سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن میرساند.
لیلا (داریوش مهرجویی)
«لیلا» فیلمی است که داریوش مهرجویی آن را براساس داستانی از مهناز انصاریان در سال 75 ساخت. موضوع مطرح شده در این اثر ماندگار یکی از شایعترین آسیبهای اجتماعی زنان جوان است؛ یعنی ناباروری. لیلا و رضا ، پس از مدتی زندگی متوجه میشوند لیلا نمیتواند فرزندی به دنیا بیاورد. در این میان هر چند برای رضا بچهدار نشدن لیلا اهمیتی ندارد، اما مادرش (جمیله شیخی) با وجود این احساس رضایت و خوشبختی رضا از زندگی بدون فرزند، لیلا را تحت فشارهای شدید قرار میدهد و از او میخواهد اجازه دهد برای رضا همسری بگیرند تا فرزندی برای او بیاورد و سپس همسر دوم رضا از زندگی آنها خارج شود. فشارهای مادر رضا بالاخره کارگر میافتد و لیلا، رضا را راضی میکند. بدون اطلاع خانواده لیلا ازدواج مجدد رضا با گیتی (شقایق فراهانی) انجام میشود، اما شب عروسی، لیلا به خانه مادرش پناه میبرد و حاضر نمیشود به زندگی رضا برگردد. رضا این عمل را خلاف قولهای قبلی لیلا میداند و مدتی بعد همسر دومش را طلاق داده و فرزند دختری را که از او دارد به مادرش میسپارد و خود تنها زندگی میکند. گیتی مجدد ازدواج میکند و رضا هم با خواهشهای مکرر از لیلا و خانواده او، روزی در همان مراسم شلهزردپزان با دخترش باران به دیدار لیلا میرود.