
چند سالی میشود خستگی، ویژگی مشترک بازی بسیاری از بازیگران تئاتر ایران شده است. تعداد کسانی که در روز مشغول نقشآفرینی در یک پروژه سینمایی و تلویزیونی هستند و شبها روی صحنه بازی میکنند یا همزمان در چند نمایش حضور دارند، مدتی است در تئاتر کشور افزایش پیدا کرده است.این شبها در پشت صحنه نمایشهای روی صحنه، بازیگرانی را میتوان دید که در حال دویدن و عرق ریختن در حال رساندن خود به اتاق گریم هستند. آنان یا از سر صحنه فیلمبرداری میآیند یا از تمرین یک تئاتر یا از اجرای یک نمایش در تالاری دیگر؟
سر برخی بازیگران شناخته شده تئاتر این روزها آنقدر شلوغ است که اگر بخواهی از آنان وقت گفتوگو بگیری، با یک مسأله سخت ریاضی روبهرو میشوی. وقتی فلان بازیگر هفت صبح برای فیلمبرداری یک سریال تلویزیونی آفیش است، بعدازظهر در تمرینهای یک نمایش حضور دارد، غروب روی صحنه تئاتر میرود و آخر شب جلسه دورخوانی یک فیلمنامه سینمایی را دارد، دیگر وقتی ندارد تا پذیرای خبرنگاران باشد. چندشغله بودن بازیگران تئاتر در کیفیت کارشان تاثیر منفی گذاشته است. آنان اگر در فیلم و سریالها میتوانند در آن چند دقیقه که جلوی دوربین میروند، کمخوابی و خستگیشان را پنهان کنند، اما آن دو ساعتی که روی صحنه هستند، این خستگی در بدن و گفتارشان بدجوری تو چشم میزند. با توجه به آسیبهایی که این روند به عرصه هنرهای نمایشی کشور وارد کرده است، سراغ چهرههای پیشکسوت و جوانتر بازیگری رفتیم و نظر آنان را جویا شدیم. البته این توضیح ضروری است که در این گزارش، بیشتر روی بازی همزمان بازیگران در آثار نمایشی متمرکز شدهایم.
زمان ما اینجوری نبود
وقتی سراغ جمشید مشایخی از بازیگران پیشکسوت تئاتر میرویم و با تشریح وضع امروز که گریبان تئاتر ایران را گرفته است، پرسش مان را مطرح میکنیم، نخستین جملهای که بر زبان میآورد این است «والله زمان ما اینجوری نبود.»
او که در دهه 40 و 50 خورشیدی همزمان در تئاتر، سینما و تلویزیون پر کار بوده است، میگوید: «آن دوره ما در ازای حقوقی که ماهانه میگرفتیم به اداره تئاتر تعهد داشتیم هر سال در تعدادی نمایش بازی کنیم. برای همین هیچ وقت امکان نداشت در دو نمایش حاضر شویم و اصلا اجازه این کار را نداشتیم.»
این بازیگر نقشهای ماندگار سینمایی و تلویزیونی ادامه میدهد: «در زمانهایی هم که تعهد مان به اداره تئاتر را انجام داده بودیم، بازی در فیلم و سریال را میپذیرفتیم و برای همین هیچوقت چند کار را با هم انجام نمیدادیم.»
مشایخی البته شرایط امروز را قابل مقایسه با دوره خود نمیداند و میافزاید: «ما با حقوق ماهانه، دغدغه گذران زندگی نداشتیم. دستمزدهایی هم که از سینما و تلویزیون میگرفتیم به نسبت هزینههای آن زمان زیاد بود و برای همین مجبور نمیشدیم خیلی روی خودمان فشار بیاوریم.»
هنرپیشههای تشنه
داوود رشیدی هم که علاوه بر کارگردانی، بازی در تئاتر را هم از دهه 40 خورشیدی شروع کرده است، در این باره میگوید: «حضور همزمان یک بازیگر در چند نمایش نهتنها مفید نیست، بلکه به توان بازیگر نیز آسیب میرساند.»
این هنرمند با سابقه که در جوانی تجربه بازی در اروپا را هم داشته است، ادامه میدهد: «در کشورهای صاحب تئاتر حرفهای، این که بازیگر همزمان به چند کار مشغول باشد، به هیچ وجه وجود ندارد، اصلا معنا ندارد.»
او از زاویهای دیگر نیز به این مسأله نگاه میکند و میافزاید: «علاوه بر این با وجود کمبود سالن نمایش، این شیوه کارکردن موجب محروم ماندن سایر بازیگران از حضور روی صحنه میشود. کارگردانان تئاتر باید در این رابطه دقت عمل بیشتری داشته باشند و از حضور سایر بازیگران استفاده کنند؛ چرا که هنرپیشههای جوان و مستعدی هستند که تشنه بازی بوده و با این حال بیکار ماندهاند.»
بازیگران چندشخصیتی
سراغ بهزاد فراهانی میرویم و نظر او را در این باره جویا میشویم. او با اشاره به این که تئاتر از مبانی و اصولی برخوردار است که در هم ریختن آن به نفع تئاتر نیست، میگوید: «نمیتوانم بپذیرم بازیگری در یک زمان مشخص در قالب سه نقش زندگی کند؛ چون بازیگری که در دو نمایش حضور پیدا میکند، شخصیت ذاتی او نیز سومین نقشی است که ارائه میکند و به اعتقاد من، ارائه سه شخصیت در یک زمان واحد نمیتواند خوشایند باشد.» او البته در مورد بازی همزمان در یک تئاتر و یک فیلم ارفاق قائل میشود و میافزاید: «چنانچه تئاتر نتواند پاسخگوی نیازهای یک بازیگر حرفهای باشد، هنرمند مجاز است طی یک سال در چند اثر نمایشی، تلویزیونی و سینمایی حضور پیدا کند تا نیازهای او برطرف شود. اما باید در نظر داشت این یک برنامهریزی دقیق میخواهد تا سرش یکباره خیلی شلوغ نشود و در کارش تاثیر منفی نگذارد.»
گاهی بیهوش میشوم
سیامک صفری از بازیگرانی است که اگر چه در سینما و تلویزیون چهره نشده، اما در عرصه نمایش بسیار شناخته شده است. به دلیل علاقه کارگردانها و تهیهکنندگان، او در تئاتر ایران پیشنهادهای زیادی دریافت میکند که به همین دلیل به بازیگری پرکار تبدیل شده است. او معتقد است بازیگران تئاتر از نظر اقتصادی تامین نیستند و در جامعهای زندگی میکنند که برای شغل آنها تعریفی وجود ندارد، بنابراین به طور مستمر و در یک زمان واحد در چند نمایش بازی میکنند. این بازیگر توضیح میدهد: «فعالیت بازیگران تئاتر، به دریافت دستمزد محدود میشود، بنابراین نیازهای زندگی موجب میشود پرکار شوند که البته به نظر من، نکته مثبتی است؛ چرا که به مطالعه کتابهای بازیگری چندان معتقد نیستم و به نظر من حرکت بازیگر روی صحنه، پژوهش او محسوب میشود.»
سیامک صفری با اشاره به این که البته پرکاری بیش از حد، زیانهای خود را دارد، میافزاید: «من گاهی اوقات از فرط خستگی بیهوش میشوم. تنها چیزی که در این شرایط من را سر پا نگه میدارد، عشق به بازی است و نه چیز دیگر.»
تقصیر اقتصاد بیمار است
رحیم نوروزی دیگر بازیگری است که ضمن رد حضور همزمان در چند کار نمایشی میگوید: «از ابتدا که فعالیت بازیگری را آغاز کردهام، همواره به ما تاکید شده به طور همزمان در چند نمایش حضور نداشته باشیم. در واقع همیشه بهتر است بازیگر روی یک نقش تمرکز داشته باشد، چرا که برخورداری از آرامش روحی، لازمه کار بازیگری است.»
او میافزاید: «وضع آرمانی برای بازیگر تئاتر این است که طی سال در یک یا دو نمایش حضور داشته باشد و اوقات باقیمانده را به تحقیق و پژوهش بپردازد که البته با شرایط اقتصادی موجود چنین انتظاری نمیتوان داشت.»
این بازیگر توضیح میدهد: «با توجه به وضع اقتصادی بیمارگونه فعلی و ارتباط مستقیم معیشت بازیگران تئاتر به فعالیت روی صحنه، چندان نمیتوان خرده گرفت که یک بازیگر برای امرار معاش و کسب درآمد بیشتر به طور همزمان در چند نمایش حضور داشته باشد.»
نوروزی البته تاکید میکند: «باید به این نکته نیز توجه کرد که وجود چنین شرایطی موجب تنزل تعهد بازیگر میشود و انگیزه اولیهای که در وجود وی بوده کمتر دیده میشود؛ چرا که به این ترتیب صرفا کارکردن و کسب درآمد مد نظر قرار میگیرد.»
لو رفتن بازیگر
جواد عزتی، یکی از بازیگران جوان تئاتر است که با اعتقاد به این که نمیتوان حضور همزمان یک بازیگر در چند نمایش را پذیرفت، در این ارتباط میگوید: «چنانچه دستمزد و درآمد بازیگران تئاتر به گونهای افزایش پیدا کند که برای امرار معاش با مشکلی مواجه نشوند، دیگر شاهد حضور همزمان یک بازیگر در چند نمایش نخواهیم بود.» او میافزاید: «از نظر هنری نمیتوانیم حضور همزمان یک بازیگر در چند نمایش را بپذیریم، چرا که در این صورت، بازیگر، مجال مطالعه و کشف نقاط پنهان نقش خود را نمییابد. البته این مشکل در کار همزمان در تئاتر و تلویزیون کمتر است، چرا که بازی در سریال آن تمرکز و پیوستگی کار در نمایش را ندارد و راحتتر و سادهتر میتوان با آن کنار آمد.»
این بازیگر شناخته شده تلویزیون ادامه میدهد: «با توجه به سختی کار و کیفیت هنری بالاتر تئاتر، هرگونه خستگی و کمبود خواب در نقشآفرینی روی صحنه خودش را نشان میدهد و بازیگر را لو میدهد.»
تکیه کارگردانان به چهرههای شناخته شده و کمبودن دستمزد بازیگران دو علتی است که اهالی تئاتر بر آن انگشت نهاده و دلیل اصلی حضور همزمان بازیگران را در چند نمایش میدانند. شاید در یک پژوهش پر دامنه و دقیق بتوان به طور ریشهایتر به این مشکل پرداخت و راهحلی برایش پیدا کرد؛ کاری که اداره کل هنرهای نمایشی در آینده باید جدیتر به آن بپردازد.
مرجان توجهی / جام جم
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)