قلعه والی در قلب شهر ایلام هنوز هم پس از گذشت سدهها از روزگاری که بر تاریخ و فرهنگ این شهر که دیر زمانی آن را حسین آباد و ده بالا میخواندند، قصهها به یاد دارد و برای آنان که با زبان خشت و زخم چنارها آشنایند از روزگار گذشته و ساکنانش هزار قصه روایت میکند.
از پلهها که بالا میروی نخستین چیزی که تو را از هیاهوی زندگی مدرن شهر و خیابانهای شلوغش جدا میکند، دری با کلون و قفلی قدیمی و رنگ و رو رفته است که دروازهای برای گذر از تاریخ محسوب میشود.
وارد حیاط قلعه که میشوی انگار باروهای کنگرهدار دیوارهای قلعه تو را از دنیا و پیوندهای آن جدا میکند و چونان سدی محکم بین سدههای تاریخ جدایی میافکند.
سنگ فرش سنگی و مرتب قلعه پیش از رد گامهای تو هزار خاطره از رفتنها و آمدنهای خان، گماشتهها و نگهبانانی دارد که حالا هم اگر چشم بچرخانی میتوانی در رویایت ببینیشان که با حمایل کردن برنوهای دست ساز و نقره کاری شده بر باروی قلعه و برجهای چهارگانه دیده بانی در چارگوشه حیاط دوردست را برای یافتن گرد تاختن سواران میکاوند.
حیاط قدیمی با حوض آبی پر از آب و سایه سار کاجها و بید کهنسالی که گیسو بر پاشویههای حوض افکنده پر میشود از هیاهوی زندگی و صدای قل قل قلیان و بازی کودکان و آواز هوره و لالایی زنان قلعه و عطر غذایی که در مطبخ آرام جا میافتد.
سکوت که میکنی هنوز میتوانی از لابهلای خشتها و خطوط در هم تنیده نقشهای آیینهکاری شده سر درها و تاق نماهای کنده کاری شده بر دیوار ایوانهای قلعه حکایت نبردهای خان و خان زادهها و گزارش عریضههای رعیت را هنوز هم به گوش جان بشنوی و یکی شوی با تاریخ کهنسال قلعه.
قلعه والی در زمان جنگ تحمیلی رژیم بعث علیه جمهوری اسلامی ایران تا حدود ۵۰ درصد ویران شد که سال ۱۳۶۷ با همکاری سازمان میراث فرهنگی پس از دو سال تلاش بیوقفه سال ۱۳۶۹ بازسازی آن به اتمام رسید و در اختیار مدیریت میراث فرهنگی استان ایلام قرار گرفت و در جریان بازسازی سعی بر آن شد که معماری و سبک دیرینه آن حفظ و تغییراتی در آن داده نشود.
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)