داستان تله‌فیلم «توریست» در نقطه‌ای از کشور با جغرافیایی خشک و بی‌آب و علف اتفاق می‌افتد

دنیای آدم‌های د‌وست‌داشتنی

با این که کشور ما مردمی با آداب و سنن گوناگون را در خود جای داده و فرهنگ مردم در هر گوشه آن با نقطه دیگر تفاوت دارد، بسیاری از آداب و رسوم و نحوه زندگی مردمان، برای ما هنوز ناشناخته است؛ شاید تفاوت‌ها آنقدر زیاد و فرهنگ هر منطقه‌ای آنقدر منحصر به فرد و متفاوت است که نمی‌توان همه آنها را شناخت.
کد خبر: ۵۹۲۹۸۸

اما برنامه‌هایی که در تلویزیون برای شناساندن برخی مناطق کشورمان تهیه می‌شود، می‌تواند گوشه‌ای از این آداب و رسوم را به نمایش بگذارد. گاهی این برنامه‌ها در قالب مستند ساخته می‌شود و گاهی داستانی که در آن خطه اتفاق می‌افتد، دستمایه ساخت فیلم سینمایی یا تلویزیونی قرار می‌گیرد که در دل آن بسیاری از عادات و دیدگاه‌های مردمان یک ناحیه به تصویر کشیده می‌شود.

داستان تله‌فیلم «توریست» به کارگردانی احسان عبدی‌پور، در نقطه‌ای از کشور با جغرافیایی خشک و بی‌آب و علف اتفاق می‌افتد. با معماری مخصوصی که در همه جای تصویر به چشم می‌خورد و لهجه‌ای منحصر به فرد که براحتی قابل تشخیص نیست که مربوط به کجاست. اما به کمک زیرنویسی که شبکه شما در حاشیه فیلم تکرار می‌کند و آنچه در میانه فیلم به صورت مستقیم گفته می‌شود، بیننده متوجه می‌شود که احتمالا این زمین و آسمان سختگیر و داغ، جایی نزدیک شهر کرمان است.

توریست، داستانی بومی ندارد، یعنی طرز برخورد مخصوص اهالی یک منطقه نیست که موجب اتفاق افتادن داستان می‌شود. می‌توان تصور کرد که این قصه با تغییراتی در شکل ظاهری یعنی سر و شکل آدم‌ها و طبیعت، عینا در جای دیگری از کشورمان اتفاق بیفتد. داستان از این قرار است که عده‌ای توریست خارجی وارد روستایی می‌شوند. پسر یک خانواده آلمانی سوار موتور مجتبی (پسربچه‌ای از اهالی منطقه) می‌شود و با آن تصادف می‌کند. دکتر محلی او را درمان می‌کند و او با خانواده‌اش به محل دیگری می‌رود، اما مجتبی فکر می‌کند که باید از او عذرخواهی کند. بنابراین به دنبال او راه می‌افتد تا پیدایش کند. با این که این داستان می‌تواند در هر نقطه‌ای اتفاق بیفتد، اما حالا که بستر آن روستایی کویری است، در طول داستان تا اندازه قابل توجهی به فرهنگ و رسوم آن منطقه اشاره می‌شود. در حالی که اصل ماجرا چیز دیگری است، بدون این که گزافه‌گویی یا زیاده‌روی صورت بگیرد، در حاشیه فیلم چکیده‌ای از آداب و سنن آن منطقه به تصویر کشیده می‌شود. مثلا طریقه مهمان‌نوازی و جشن و پایکوبی مردمان آن ناحیه بدون این که لطمه‌ای به ضرباهنگ فیلم وارد کند، به بیننده معرفی می‌شود.

شخصیت‌های فیلم توریست آدم‌هایی دوست‌داشتنی هستند که بعد از این که چند دقیقه از ورود آنها به فیلم گذشت، وقتی که بیننده با زبان و لهجه آنها مانوس شد و سر از دنیای آنها درآورد، او را همراهی می‌کنند. غیر از دو پسربچه‌ای (مجتبی و دوستش صالح) که داستان اصلی فیلم را پیش می‌برند، بزرگ‌ترهایی در فیلم هستند که حضور هرچند کوتاه‌‌شان معمولا با امید همراه است؛ امیدی که راه را برای قدم بعدی بچه‌ها هموارتر می‌کند. بچه‌ها در دنیای کودکانه‌شان غرق هستند.

مجتبی از بزرگ‌ترهایش که در دنیای کودکانه او به دلایلی کوچک، آدم‌هایی فهمیده و حتی دانشمند به نظر می‌رسند، سوالاتی می‌پرسد که نشان از تخیل قوی و کنجکاوی کودکانه او دارد.

مثلا این سوال که «شب‌ها در آسمان چه اتفاقی می‌افتد» پرسشی است که بیشتر ما بزرگ‌ترها به آن فکر نمی‌کنیم. شاید زمانی چنین سوالاتی در ذهن بسیاری از بچه‌ها بوده، اما با گذشت زمان، این سوالات به دست فراموشی سپرده می‌شوند. اما غیر از این که طرح این سوالات به این اشاره می‌کند که چقدر آدم بزرگ‌ها نسبت به شگفتی‌های دنیای پیرامون‌شان بی‌توجه هستند، تلنگری هم به مخاطب می‌زند. بچه‌ها به دلیلی خودشان را به آب و آتش می‌زنند که آدم بزرگ‌ها ترجیح می‌دهند در چنین موقعیت‌هایی دست روی دست بگذارند و تأسف بخورند. بچه‌ها همه‌چیز را امتحان می‌کنند؛ مجتبی دستمال سفیدی را کثیف می‌کند تا ببیند بعد از شسته شدن مثل اولش می‌شود یا نه. بعد که تفاوت را می‌بیند به این نتیجه می‌رسد که وقتی دل چرکین شد، هر چقدر شسته شود، مثل روز اول نمی‌شود.

نکته مثبت فیلم این است که وقتی قرار است داستان را از نگاه دو پسربچه دنبال کنیم، واقعا همین اتفاق می‌افتد. هرچه آنها می‌بینند و می‌فهمند در فیلم گفته می‌شود طوری که وقتی پسربچه‌ای همسن و سال آنها ماجرای فیلم را ببیند، به اندازه آنها از ماوقع سر در می‌آورد. گرچه بزرگ‌ترها به خاطر تجربه‌هایی که دارند برداشت‌هایی فراتر از دریافت‌های آنها دارند. مثلا در جایی از فیلم دو پسربچه توسط فردی دزدیده می‌شوند و به مکانی زندان مانند انتقال داده می‌شوند که چند پسربچه همسن و سال خودشان هم آنجا هست. این دو نمی‌دانند که چرا دزدیده شده‌اند، آنجا کجاست و این همه بچه آنجا چه می‌کنند.

تا پایان هم همان‌طور که این بچه‌ها از دلیل اتفاقی که افتاده آگاه نمی‌شوند، مخاطب کودک هم با همین سوالات مواجه می‌شود و مثل آنها پاسخی نمی‌گیرد. بچه‌ها با دنیایی آشنا می‌شوند که هم‌سن و سال‌هایشان در آن دنیا زودتر از اینها مرد یا نامرد شده‌اند. بعضی از آنها راه‌های خلاف را زودتر یاد گرفته‌اند و در چهره بعضی از آنها بغضی دیده می‌شود. همین تفاوت‌هاست که باعث به وجود آمدن یک‌جور تعلیق در مخاطب می‌شود و او را نگران آینده‌ای که در انتظار پسربچه‌هاست، می‌کند.

توریست، می‌توانست بسیار کند و ملال‌آور باشد. همین‌طور وسوسه نشان دادن و شناساندن آن فرهنگ و تاریخ و جغرافیا، می‌توانست فیلم را به حالتی متظاهرانه در بیاورد، اما این فیلم از این چالش‌ها به سلامت می‌گذرد و در نهایت به اثری تبدیل می‌شود که احساسات تماشاگر را تحریک می‌کند و او را تحت تأثیر قرار می‌دهد، اما این کار را با ظرافت و خوش‌سلیقگی و بدون این که از کنترل خارج شود انجام می‌دهد.

شروینه شجری‌کهن / جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها