حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
برای مخاطبان تلویزیون و علاقهمندان به سینمای ایران آثاری همچون «آواز تهران»، «الو الو من جوجوام»، «یکی بود یکی نبود»، «گربه آوازهخوان» و... به نمایش درآمد که البته سهم سینمای کودک میان آنها بیشتر بود. در بخش سینمای خارج هم اثر درخشان «مظنونین همیشگی» برای بار چندم روی آنتن رفت. در ضمن تلویزیون برای آن که فهرست متنوع خود را کامل کند، مجدد به پخش نسخه تلهفیلم شده چند سریال پرداخت که ازجمله آنها میتوان به «روزگار خوش حبیبآقا» و «زنبابا» اشاره کرد. علاوه بر این، مثل همیشه بخشی از آثار هم به فیلمهای تلویزیونی اختصاص داشت که در این یادداشت به چند نمونه از آنها نگاهی خواهیم داشت.
***
ناشناس: فیلمی به کارگردانی رضاابوفاضلی و تهیهکنندگی محسن شایانفر که جمعه اول شهریور ساعت 23 از شبکه دو سیما پخش شد.
این فیلم تلویزیونی که محصول سال 90 به شمار میرود درباره جوانی به نام علی است که متخصص قلب و عروق و جراحی حاذق است. علی که از بچههای بهزیستی است، از خانم دکتر لیلاشکوهی خواستگاری میکند، اما قبل از خواستگاری از لیلا میخواهد او واقعیت را به خانواده خود بگوید. پدر لیلا بعد از شنیدن ماجرا، با این وصلت مخالفت میکند. لیلا که به این دلیل دیگر نمیخواهد نزدیک علی زندگی کند، انتقالی خود را میگیرد و به اراک منتقل میشود. از طرفی علی تمام تلاش خود را میکند تا پدر لیلا رضایت دهد، اما موفق نمیشود. او همچنان به مداوای پدر لیلا میپردازد. تماسی از کاشان با دکتر گرفته میشود. مدیر سابق پرورشگاهی که علی در آن زندگی کرده با او تماس میگیرد و می خواهد برای مداوای بیمارش، هرچه سریعتر خود را به کاشان برساند و... .
در این فیلم تلویزیونی امیرمحمد زند، مریم کاویانی، محمد فیلی، هایده حائری، فخرالدین صدیق شریف، آرمیتا مرادی و میرحسین معلومی ایفای نقش کردهاند.
«ناشناس» در محتوا بشدت دچار اشکال است و تکلیفش باخود معلوم نیست. از یک سو قصد تحریک احساس مخاطب را دارد و از سوی دیگر میکوشد قصهگویی کند. علاوه بر این که به شکلی بد و سطحی شعارزده است. این مهم باعث شده با انتخابهای نهچندان صحیح بازیگران، راه را کاملا اشتباه برود و به اثری عقیم و خنثی تبدیل شود.
این فیلم رگههایی دارد که نشان میدهد سازنده آن قادر بود با اندکی دقت و وسواس برای تولید آن به یک اثر استاندارد تبدیل شود، اما عمده ضعف آن یعنی فیلمنامه بد و انتخابهای بدتر بازیگران، این فرصت را از کار گرفته است.
فراموش نکنیم ساخت فیلم تلویزیونی صحیح نیازمند وجود یک شناخت عمیق از مخاطب تلویزیون است.
***
چشمان اسماعیل: تلهفیلمی محصول صداوسیمای کرمان است که کارگردانی آن را کاظم راستگفتار و تهیهکنندگیش را علی آشتیانیپور به عهده داشتهاند.
در فیلم تلویزیونی «چشمان اسماعیل» که جمعه اول شهریور ساعت 10 صبح از شبکه آموزش روی آنتن رفت، علیرضا اوسیوند، آرش مجیدی و لیندا کیانی ایفای نقش کردهاند.
چشمان اسماعیل درباره مهندس اسماعیل رسولی از جانبازان دفاع مقدس است که اکنون در زمینه طرحهای اسید سولفوریک و هیدرومتالوژی در کرمان فعالیت میکند. او که در زمان جنگ تحمیلی به خاطر رودررویی با گاز خردل از ناحیه چشم آسیب دیده، اکنون به علت رخنه اسید به چشمش، بار دیگر راهی بیمارستان میشود و... .
نکته مهم و جالبی که در این اثر وجود دارد نامهای راستگفتار و آشتیانیپور است که هردو از سینماگرانی هستند که کارنامه خوبی در سینما دارند و مشخص است از دانش کافی و تجربه لازم برخوردارند، اما چگونه است وقتی این عزیزان پشت دوربین یک تلهفیلم قرار می گیرند تا این حد بیدقت و بیحوصله میشوند و آثارشان به یک اثر خنثی تبدیل میشود؟ آیا اشکال در بخش شبکه سفارشدهنده است که مثلا بودجه در اختیار نمیگذارد؟ اگر چنین است پس چطور تهیهکنندهای حرفهای همچون آشتیانیپور، تولید این کار را میپذیرد؟
چشمان اسماعیل از نظر فیلمنامه کاملا مشکل دارد. تلهفیلمی که فقط با تعداد زیادی شعار گل درشت و سطحی پر شده است که برای مخاطب بیشتر جنبه دافعه دارد تا جاذبه! علاوه بر این که فیلم مجدد همان ایرادی را دارد که 90 درصد تولیدات مراکز استانها گرفتار آن هستند. این که برای تصویب و تولید در شبکه آن استان، جغرافیا به اجبار به قصه سنجاق میشود.
***
پاسخ رحمان: فیلمی به کارگردانی جواد افشار و تهیهکنندگی بهادر اسدی که پنجشنبه سی و یکم مرداد ساعت 20 و 30 دقیقه از شبکه شما پخش شد.
داستان این فیلم تلویزیونی درباره رحمان، جوانی است که در یکی از پایگاههای اورژانس جادهای مشغول به کار است و قرار است بزودی ازدواج کند، اما دختری که رحمان به او علاقهمند است با وجود توافق اولیه با جوان دیگری ازدواج میکند. این موضوع باعث میشود رحمان دچار مشکلات روحی شدیدی شود.
عمار تفتی، حسن جوهرچی، نیما تارخ و مینا جعفرزاده ایفاگر نقشهای اصلی این فیلم هستند.
«پاسخ رحمان» از چند نظر نسبت به تلهفیلمهای دیگری که پخش شد، جلوتر است، اما در این کار هم با مشکل فیلمنامه مواجه هستیم که غلطهای روایتی و شخصیتی دارد. چرا که نه شخصیتپردازی درستی صورت گرفته است و نه قصه به شکل صحیحی بسط و گسترش مییابد. با وجود این، حداقل این امتیاز را دارد که با وجود ایرادهای زیاد در فیلمنامه و کارگردانی، هنگام ساخت و انتخاب ریتم و فضایی مناسب سعی داشته کاری مخاطبپسند خلق و لحظات خوشی را به تماشاگر منتقل کند. جواد افشار کارگردانی است که سالها در تلویزیون کار کرده است و این مدیوم و مخاطبانش را بخوبی میشناسد، در ضمن برای این کار انرژی گذاشته و همین موضوع سبب شده ویژگیهای کار بیشتر به چشم بیاید.
میان بازیگران این فیلم تلویزیونی، نقش عمار تفتی گرچه تکراری از نقشهای قبلی اوست، اما در همان دایره کلیشه هم سعی کرده به شخصیت نزدیک شود که تا حدی موفق شده است.
***
باید پذیرفت عمده مشکل فیلمهای تلویزیونی، فیلمنامههای آنهاست که به بازنگری جدی نیاز دارد تا نتیجه مطلوب حاصل شود. از سوی دیگر، مشکل عمده در تولید بسیاری از فیلمهای تلویزیونی این است که برخی دوستان از سر تفنن به وادی تولید تلهفیلم قدم میگذارند و این عرصه برایشان فقط حکم حیاط خلوت را دارد یا به عبارتی دیگر، با خود این حس را دارند که به عرصه فیلم تلویزیونی لطف کردهاند و وارد این حیطه شدهاند. پس به همین دلیل برای ساخت آن دقت به خرج نمیدهند، چراکه معتقدند فیلم تلویزیونی چندان دیده نمیشود و کسی هم یقه سازنده آن را نمیگیرد و هرگز هم مورد نقد واقع نمیشود. نگاه اشتباهی که باید تصحیح شود.
محمدرضا لطفی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....