آیا تکفیر در اسلام ریشه دارد؟
در تاریخ معاصر کسانی که صرفا خودشان را مسلمان و بقیه گروههای دیگر را کافر میپندارند، شکل گرفتهاند که این گروه کارکرد خیلی خوبی برای استعمار و استکبار دارد. از این نظر که میتواند با رویکرد افراطی خودش تمام فرق و گروههای اسلامی را به جان هم بیندازد و با تکفیر این دسته و آن دسته، شعله جنگ را میان کشورهای اسلامی بیندازد. این را هم باید افزود که تکفیر شیعیان توسط سلفیها به شیعیان اختصاص ندارد و آنها کسان دیگری را هم که جزو اهل سنت هستند، تکفیر کردهاند.
به عنوان مثال عده زیادی از اهل تسنن در سودان که جزو فرق صوفیه هستند و از نظر عقیدتی به عقاید اهل تسنن اعتقاد کامل دارند، تکفیر شدهاند و همچنین کسانی که همین مشرب را دارند و در مصر هستند توسط سلفیان کافر قلمداد میشوند، اما در واقع باید گفته شود در تاریخ اسلام و بخصوص در منابع اصلی اسلام که قرآن و سنت قطعی پیامبر اکرم (ص) است، این رویکردی باطل است و به هیچ وجه قابل قبول نیست.
در آیه 94 سوره نساء میخوانیم: «ای کسانی که ایمان آوردهاید، هنگامی که در راه خدا گام برمیدارید، (و به سفری برای جهاد میروید) تحقیق کنید و به کسی که اظهار صلح و اسلام میکند، نگویید مسلمان نیستی...» یعنی وقتی در زمین حرکت میکنید و به مسافرت میروید بیجهت اشخاص را تکفیر نکنید و بیدلیل کسانی را از دایره اسلامی بیرون نینگارید. در شان نزول این آیه شریفه نقل شده است عدهای از مسلمانان چوپانی را دیدند و به صرف اینکه او خارج از حوزه اسلامی زندگی میکند و با طمع نسبت به دارایی و گوسفندانش او را کشتند و اموالش را به غارت بردند این آیه نازل شد و این کار را بشدت مذمت کرد که اگر کسی به شما سلام داد، کفایت میکند حکم به ایمان او بشود و خون و مالش محترم باشد.
متاسفانه میبینیم کسانی که امروز سردمدار فرقه ضاله وهابیت هستند چنین رویکردی دارند و بیجهت اشخاص را متهم به کفر میکنند و البته منابع مادی را نیز از این کار خواسته یا ناخواسته و دانسته یا ندانسته به دست میآورند. شاید خودشان هم ندانند حمایتهای غرب از آنها به دلیل همین رویکرد افراطیشان است. با این کارغرب ناامنی را در کشورهای اسلامی پدید آورده و طبیعتا احساس نیاز به غرب برای ایجاد امنیت به وجود آمده است. همچنین با ایجاد جریان خشونت، غرب از جانب جنبش مسلمانان در اعتراض به مساله فلسطین و ظلم و ستمی که در دیگر نقاط عالم میشود، احساس آرامش میکند.
علمای مسلمان و اندیشمندان در این جهت چه وظیفهای دارند و چگونه میتوانند بحث تکفیر را محدود و خنثی کنند؟
رسالت علمای اسلامی بیان حقایق است و آنها باید با توجه به آیات قرآن و سنت قطعی پیامبر اسلام (ص) رویکرد خودشان را جذب حداکثری و ورود عده زیادی به دایره اسلام قرار دهند و نه رویکرد تکفیر و جدا کردن عده زیادی از دایره اسلام. آنها وظیفه دارند این رسالت را پیش بگیرند و بر آیاتی از قرآن تکیه کنند که میفرماید همه شما مومنین، تسلیم خدا باشید و بر ریسمان الهی چنگ بزنید و تفرقه نداشته باشید. علما باید مردم را متوجه کنند و آنها را از خطرات این فرقه ضاله آگاه سازند.
بعضی پیروان مذاهب تصور میکنند آنچه توسط وهابیت گفته میشود، نگاه اهل تسنن است. شفافسازی این مساله که وهابیت یک فرقه مجعول و ساخته دست غرب است و ربطی به اسلام ندارد خیلی میتواند در شفاف شدن فضا موثر باشد. اشخاص با توجه به این نکته، وحدت فرق اسلامی را میتوانند قویتر کنند و همه در برابر این فرقه مجعول و گمراه بایستند که مایه ایجاد تنش میان مسلمانان شده است.
تکفیر به هیچ وجه به عنوان شاخصه اسلام در نیامده است. به رغم وجود گروههایی مانند خوارج در تاریخ اسلام، آینده تکفیریون را چگونه میدانید؟ آیا ایشان مانند افراطیون مذهبی در گذشته محدود خواهند شد؟
همین الان هم این گروه وابسته به پول و ثروت مسلمانانی هستند که با دست کمک غرب که از آستین حکام خودفروخته درآمده است، ادامه حیات میدهند و اگر پول نفت که متعلق به مسلمانان است و کمکهای غرب نبود، این فرقه ذرهای میان مسلمانان جهان اسلام، جا باز نمیکرد. فرقه وهابیت در واقع به دلیل رویکرد افراطی که دارد هیچ جذابیتی ندارد، در حالی که اسلام سرشار از جذابیت است. اگر به سایر عقاید این فرقه نیز توجه شود نفرتآور بودن تصورات آنها بیشتر آشکار میشود. از جمله این تفکرات این است که ایشان هر گونه جشن برای تولد را حتی برای پیامبر اسلام، حرام میدانند.
در آغاز اختراع تلگراف و تلفن وهابیان فتوا داده بودند این وسایل حرام هستند، پس این جریان یک رویکرد بسیار خشک و افراطی است که اصلا قابلیت بقا ندارد و تنها عامل بقای این فرقه پول و ثروت مسلمانان است که غصب کردهاند. طبیعتا تا وقتی این پول و ثروت وجود دارد، این جریان باقی خواهد ماند، اما به محض اینکه اتفاقی بیفتد و این ثروت از آنها گرفته شود، زایل و عالم اسلام از لوث وجود آنها پاک خواهد شد. طبیعی است حمایتهای غرب همیشگی نیست و غرب از مهرههای خودش تا مدت خاصی حمایت کرده و با سر آمدن تاریخ مصرف مهرهها مثل بن لادن آنها را در اعماق اقیانوس پرتاب کرده یا به شکل دیگری آنها را نابود میکند. در هر صورت قطعا این فرقه محکوم به فناست و در آینده نزدیک یا دور، طومار این فرقه بسته خواهد شد.
نسبت جریان تکفیر با آزادی بیان چیست؟
اسلام دین اندیشه و آزادی فکر است و انسان در اسلام اجازه تفکر و بحث دارد. جالب است در شهرهایی که تحت سیطره این گروه است، شما اجازه هیچ گونه بحث و مناظرهای با پیروان این مذهب ندارید و این کار جرم است. اگر شخصی بخواهد در گوشهای با یک وهابی گفتوگویی و کتابی رد و بدل کند، مجرم تلقی شده و دستگیر خواهد شد.
در کتابخانههای آنها شما اثری از کتب معروف و منابع اصلی شیعه نمیتوانید پیدا کنید، در حالی که در کتابخانههای ما بیشتر کتابهای اهل سنت وجود دارد. این نشان میدهد وهابیها با رویکرد افراطیشان چون نمیتوانند فکر مخالف را تحمل کنند با آن مقابله میکنند. در حالی که شاخصه اصلی قرآن این است که انسانها، فکر کرده و راه خود را انتخاب کنند.
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)