امکان گفتوگو گرچه با اندیشههای فلسفی قابل نقد است، اما فقدان آن در جامعه به خشونتهای اجتماعی منجر میشود؛ خشونتهایی که انسان را به جان انسان دیگر میاندازد. با گفتوگوست که انسانها فارغ از هردین و اندیشهای به مفاهمه و توافق میرسند. اولین نوع گفتوگوهای ثبت شده، گویی توسط سقراط انجام میشد که افلاطون نمونههایی از آن را ثبت کرده است. این نوع گفتوگوها مبتنی بر نادانی بود و جستجویی بود برای حقیقت. سقراط به اعتراف خود نمیدانست و با مدعیان دانایی به گفتوگو مینشست تا تناقضات مدعیاتشان را معلوم کند. از سویی میتوان گفت این نادانی است که گفتوگو را ممکن میسازد.
اگر یکی از طرفین گفتوگو خود را به تمامه دانا بداند و دیگری را در عناد با حقیقت و دانایی، در آن صورت گفتوگو یا جنبه تعلیمی خواهد داشت یا راهی برای سلطه. با این فرض سقراط، راه بر گفتوگو ممکن میشود. با حقیقت دانستن یک موضع از مواضع گفتوگو، نتیجه پیشاپیش گرفته شده است و دیگر گفتوگو بیفایده خواهد بود و نیازی به آن وجود ندارد.
در یک گفتوگو، دو طرف از دو جهان متفاوت و تجربیات متفاوت برخوردارند و از این رو گفتوگو به دو طرف معنا میبخشد. وقتی من با کسی که در اعتقادات و تجارب کمابیش شبیه من است گفتوگو میکنم، تجربهای به تجاربم افزوده نمیشود. در این صورت بیشتر در یک جلسه سخنرانی هستم که یک بار آن را میگویم و یک بار آن را میشنوم. از این رو گفتوگوی اصیل، موجب ارتقای مخاطبان به ترازهای جدیدی در اندیشه میشود. دیدگاههای جدید یا بازسازی و تقویت دیدگاههای قدیمی محصول گفتوگویی اصیل است.
فرآیند تکفیر معمولا از سوی فرقهها و مذاهب صورت میگیرد. کافر از این منظر فردی است که حقیقت را پوشانده است. تکفیر در جهان اسلام ریشه در صدر اسلام و در قرآن و سنت دارد. برخی از فرقههای کلامی دیگران را تکفیر کردهاند. در جهان مسیحی نیز در قرون وسطی شاهد تکفیر برخی اندیشمندان توسط شوراهای کلیسا و دستگاه پاپی بودهایم. اما در جهان جدید دامنه تکفیر کمتر شده است و این تنها گروههای تندروی مذهبی هستند که اکنون دیگران را تکفیر میکنند. در تکفیر نیز دو طرف وجود دارد. در این فرآیند یک سو خود را حق و کافر را فاقد حقیقت و در حال عناد با حقیقت میداند.
گفتوگو از این رو با تکفیر دیگری غیرممکن میشود. قائلان به تکفیر مخالف معتقدند حقیقت را یافتهاند و نیازی به نقادی معرفت خود ندارند. از این رو تکفیر باب گفتوگو را میبندد. گفتوگو نیازمند آن است که طرفین، دیگری را تا حدودی ذیحق بدانند و اگر این شرط وجود نداشته باشد، گفتوگو فاقد نتایج خود خواهد بود. با تکفیر گفتوگو ممتنع میشود. اگر من معتقد باشم تو حقیقت را میدانی اما آن را پنهان میکنی، دیگر گفتوگو برای من فایدهای نخواهد داشت و به جای آن من باید تو را که قانع نمیشوی و گویی عناد داری حذف کنم.