جبهه نجات پس از سرنگونی مرسی

قدرت به هرکسی وفا کرده باشد، به محمد مرسی نامزد در سایه اخوانی‌ها وفا نکرد؛ زیرا از همان زمانی که یک سال پیش او به عنوان نخستین رئیس‌جمهور منتخب مصر وارد کاخ الاتحادیه شد، مخالفت‌ها با او نیز دامن گرفت.
کد خبر: ۵۹۲۳۵۹
جبهه نجات پس از سرنگونی مرسی

این مخالفت‌ها ابتدا از سوی عناصری وابسته به نظام سابق مطرح می‌شد که در جریان انتخابات نیز در ستاد احمد شفیق، نامزد رقیب مرسی و آخرین نخست وزیر دوران مبارک تجمع کرده بودند، اما به مرور مخالفت‌ها با مرسی از دایره بقایای نظام سابق فراتر رفت و اقشار دیگر جامعه را هم یکی پس از دیگری فراگرفت. در پیشاپیش این مخالفان، شخصیت‌های سکولار و مطرح مصر از جمله عمرو موسی، دبیرکل سابق اتحادیه عرب حضور داشتند.

محمد البرادعی، رئیس پیشین آژانس انرژی اتمی و برنده جایزه صلح نوبل نیز یکی از همین شخصیت‌ها بود که بشدت با مرسی مخالفت می‌کرد و حتی روزی او را «فرعون جدید مصر» نامید. در ادامه، حمدین صباحی یکی از چهره‌های ملی‌گرای مصر و نامزد دور نخست انتخابات ریاست جمهوری نیز به این دو نفر پیوست. این سه سرانجام توانستند به مرور زمان جبهه‌ای را به نام «جبهه نجات» تشکیل دهند که در اصل هدفش نجات مصر از انحصار یک گروه خاص بود.

کانون این جبهه که در میان تحصن‌کنندگان میدان التحریر قرار داشت، از ادامه تظاهرات مسالمت‌آمیز علیه مرسی دفاع می‌کرد و از جوانان طرفدار خود می‌خواست مانند میدان التحریر قاهره در سایر شهرها نیز تجمع کرده و با تصمیم‌گیری‌های مرسی مخالفت کنند. در آذر سال گذشته این جبهه تصمیم گرفت به پیش‌نویس قانون اساسی این کشور رای منفی بدهد. این در حالی بود که اخوان‌المسلمین و گروه‌های سلفی بشدت از پیش‌نویس قانون اساسی جدید حمایت می‌کردند و درنهایت نیز این قانون اساسی به رفراندوم گذاشته شد.

جبهه نجات در ادامه اعتراضات خود خواستار برگزاری یک انتخابات دیگر شد؛ زیرا به نظرش انتخابات ریاست جمهوری نتوانسته بود نامزد دلخواه اکثریت جامعه را به قدرت برساند. این در حالی بود که همین افراد در انتخابات شرکت کرده و (بخصوص صباحی و البرادعی) گفته بودند به منظور جلوگیری از بازگشت نظام سابق به محمد مرسی رای خواهند داد. خالد داوود، سخنگوی جبهه نجات ملی در این باره گفت:‌ ما خواهان برگزاری انتخاباتی زودهنگام هستیم؛ زیرا به مردم مصر امکان می دهد یک بار دیگر خواسته خود را بیان کنند.

مرسی در کنار سیاست‌های انحصارطلبانه‌ای که در پیش گرفته بود، در طول یک سال زمامداری خود چند بار تلاش کرد گروه‌های مخالف از جمله سران جبهه نجات را به خود نزدیک کند. حتی وی حاضر به برکناری برخی چهره‌های دولت خود شد، اما مخالفان خواسته‌‌هایی فراتر از اینها داشتند و روزبه‌روز سقف این مطالبات فراتر می‌رفت. در همین رابطه، خالد داوود گفت زمان دعوت به آشتی ملی خیلی دیر شده است و مخالفان خواستار برگزاری انتخابات ریاست جمهوری پیش از موعد هستند؛ زیرا مرسی شکست خورده است.

با ادامه اختلافات و بروز بعضی درگیری‌های خونین، جبهه نجات مصر، اخوان‌المسلمین را متهم به اقدامات تروریستی و ارعاب مخالفانش متهم کرد. رفته‌رفته دامنه اختلافات به آنجا رسید که رهبران این جبهه از ارتش خواستند وارد صحنه شده و مرسی را ناچار به کناره‌گیری کند؛ درخواستی که به نظر خیلی‌ها خارج از یک مبارزه مسالمت‌آمیز و دموکراتیک بود.

بعد از کودتا

جالب این‌که همگام با وقوع کودتای دوم جولای در مصر، یکی از شخصیت‌های برجسته‌ای که از همان لحظه نخست از این کودتا حمایت کرد، محمد البرادعی از رهبران جبهه نجات و رئیس حزب الدستور بود. البرادعی در کنار ژنرال السیسی که داشت برکناری مرسی را در کاخ الاتحادیه اعلام می‌کرد، طی سخنانی کوتاه اقدام ارتش را «تصحیح انقلاب 25 ژانویه» معرفی کرد و از مردم و بویژه جوانان مصری خواست از این اقدام حمایت کنند.

از آن گذشته، جبهه نجات ملی مصر که اصلی‌ترین جریان اپوزیسیون مخالف مرسی را تشکیل می‌داد، با انتشار بیانیه‌های مختلف از اقدام ارتش دفاع و در برابر کسانی که آن را کودتا می‌نامیدند، بر مشروعیت این اقدام تاکید می‌ورزید. در تیرماه گذشته این جبهه در بیانیه‌ای اعلام کرد:‌ «ما تاکید می‌کنیم با هیچ‌گونه معیاری نمی‌توان مدعی شد تحول اخیر در مصر یک کودتای نظامی بوده است؛ بلکه تصمیم فرمانده نیروهای کل مسلح ارتش مصر یک ضرورت برای حفاظت از مردم‌سالاری و حفظ وحدت کشور و آرمان‌های انقلاب 25 ژانویه بوده است.»

بعدها که طرفداران مرسی به خیابان‌ها ریخته و بر محکومیت به گفته آنها «‌کودتاگران» پافشاری کردند،‌ جبهه نجات در شرایط نامناسبی قرار گرفت؛ زیرا پیوسته به دفاع از نظامیان کودتاگر متهم می‌شد. این جبهه در مقابل تلاش کرد با برگزاری تظاهرات موازی، طرفداران مرسی را به سکوت مجبور کند، اما در این کار چندان موفق نبود. همچنین برگزاری تظاهرات موازی به معنای اردوکشی خیابانی و گسترش درگیری‌ها بود و جامعه مصر را بیش از پیش دوقطبی می‌کرد. حمدین صباحی، گروه اخوان‌المسلمین را مسئول ادامه تشنج‌ها دانست و خواستار توقف فوری خشونت‌ها شد.

با این حال، طرفداران مرسی حاضر به ترک صحنه نبودند. آنها با تحصن در میدان رابعه العدویه اعلام کردند تا بازگرداندن مرسی به قدرت در خیابان خواهند ماند. دولت مصر ابتدا تلاش کرد با استفاده از روش‌های دیپلماتیک به این تحصن پایان دهد، اما زمانی که موفق نشد نیروهای نظامی را به صحنه آورد. این امر کشتار فجیع میدان رابعه العدویه را دربر داشت که در یک روز صدها نفر کشته شدند و یک حمام خون در آنجا شکل گرفت.

کشتار میدان رابعه العدویه تاثیری عمیق بر جبهه نجات گذاشت؛ به طوری که ابتدا محمد البرادعی از چهره‌های سرشناس این جبهه و به دنبال آن خالد داوود، سخنگوی این جبهه نیز استعفا کردند. داوود از خونریزی در مصر و قتل معترضانی که به دست ارتش مصر و نیروهای امنیت مرکزی کشته شده بودند، ابراز تاسف کرد. البرادعی نیز که با شکل‌گرفتن دولت موقت جدید به معاونت روابط خارجی رئیس‌جمهور موقت مصر منصوب شده بود، در اعتراض به این خشونت‌ها از مقام خود کناره‌گیری کرد و بلافاصله راهی اتریش شد. استعفای البرادعی خشم رهبران جبهه نجات را در پی داشت؛ به طوری که بلافاصله عمرو موسی اعلام کرد البرادعی از رهبری جبهه نجات کنار گذاشته شده است.

با همه این اوصاف، هنوز جبهه نجات به حیات خود ادامه می‌دهد و به طوری نسبی توانسته است وحدت خود را حفظ کند. به گفته حمدین صباحی از رهبران این جبهه، مهم‌ترین دغدغه این جبهه در شرایط کنونی آرام شدن اوضاع مصر است. این جبهه همچنین در کوتاه‌مدت به انتخابات آینده ریاست جمهوری چشم دوخته و امیدوار است بتواند در آن به پیروزی تازه‌ای دست یابد. تا اینجا اثبات شده است این جبهه، نقش مهمی در مشروعیت‌دادن به کودتاگران داشته و پیش از آن زمینه‌های اجتماعی و سیاسی لازم را برای کنارگذاشتن محمد مرسی فراهم کرده است. شاید رهبران این جبهه به چنین نقشی افتخار کنند، اما در نظر طرفداران محمد مرسی این گناهی نابخشودنی خواهد بود.

محمدعلی عسگری / جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها