حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
2 ـ نبود اهتمام و توجه لازم به موانعی که استعمار و عوامل آن برای هر انقلابی به وجود میآورند.
3 ـ بیتوجهی به تجارب انقلاب اسلامی ایران و غربستیزی آن و سخنان رهبر انقلاب در کنفرانس غیرمتعهدها که با حضور آقای مرسی به عنوان رئیسجمهور مصر در تهران تشکیل شد. (او فقط 4 ساعت در تهران حضور داشت!)
4 ـ رابطه تنگاتنگ با آمریکا و چشمداشت به کمکهای 1.5 میلیارد دلاری سالانه آمریکا به ارتش این کشور از زمان قرارداد کمپ دیوید به این سو و همچنین رابطه علنی با اسرائیل و اعزام سفیر به تلآویو با آن نامه کذایی به رئیس رژیم صهیونیستی، شیمون پرز. اینها همه در حالی بود که مردم مصر در انقلاب خود سفارت رژیم صهیونیستی را اشغال و آمریکاییها را از کشور خود بیرون کرده بودند.
5 ـ عدم کوچکترین تغییر در ساختار حکومت آمریکایی حسنی مبارک، به گونهای که برای همه روشن و واضح بود بدنه حکومت همان بدنه سابق بود و فقط جای مبارک و مرسی عوض شده بود!
6 ـ عدم تغییر در ارتش وابسته به پنتاگون که همه چیز از آنجا دیکته میشد.
7 ـ تدبیر نداشتن در اداره جامعه متکثر مصر که مرکب از افکار و اندیشهها و تشکلهای گوناگون قومی و مذهبی از قبطیهای مسیحی گرفته تا اقشار مختلف اسلامی است.
8 ـ میدان دادن به گروههای تندرو سلفی و وهابی و ایجاد محدودیت شدید برای پیروان مذهب اهل بیت(ع) به گونهای که روحانی محبوب شیعیان شیخ شحاته در قاهره در یک حمله ناجوانمردانه به وضع فجیعی به شهادت رسید.
9 ـ گروهگرایی و انحصارطلبی اخوانی و نداشتن یک چهره کاریزماتیک مورد احترام عموم مردم.
10 ـ دخالت در امور داخلی سوریه و حمایت از تکفیریهای جنگجو و خشن در این کشور و قطع رابطه با دولت سوریه که قطعا خواست آمریکا و رژیم اسرائیل بوده است.
11 ـ تحریک دولت ترکیه که همفکر با اخوانیها هستند علیه دولت سوریه برای همکاری بیشتر با تکفیریها از طریق مرزهای مشترک.
12 ـ تعلل در محاکمه حسنی مبارک ، رئیسجمهور و سران خائن ارتش که مردم علیه او انقلاب و او را ساقط کردند و دست او، همکاران و فرزندانش به خون بسیاری از مردم و غارت اموال بیتالمال آلوده بود.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....