از این نظر وقتی رضا در بهترین شرایط خود باشد، مربی او در کنار تشک آسودهخاطر است که وی مبارزهاش را با پیروزی پشت سر گذاشته و خطری تهدیدش نمیکند. روح پیروزیطلبی همیشه در وجود او زبانه میکشد، ضمن آنکه یزدانی از جمله کشتیگیرانی نیست که به دو، سه امتیاز قناعت کرده و به اداره کشتی بپردازد.
او مدام به سمت حریفان یورش میبرد و از این حیث تماشاگران کشتی را به وجد میآورد.هر چند که وقتی او در المپیک و با وجود تمام شایستگیها و قدرتمندی، با آسیبدیدگی دستش از مدال المپیک لندن باز ماند خیلی افسوس خوردم، اما معتقدم رضا تا بازیهای المپیک 2016 برزیل میتواند بر شمار مدالهای جهانی و آسیاییاش افزوده و در آن بازیها نیز با یک مدال خوشرنگ المپیک، گمشده خود را در کشتی بهدست آورد.
اگر بخواهم راجع به شرایط رضا یزدانی توضیح بیشتری بدهم باید بگویم بدن رضا شرایط انحصاری دارد و مثل توپی میماند که ورزشکاران پاورلیفتینگ در بلند کردنش دچار مشکل میشوند.
به عبارت دیگر او راحت بهدست نمیآید و در دنیا کم کشتیگیری پیدا میشود که بتواند او را ببرد. بدیهی است چنین قهرمانانی روح حساسی دارند و باید با درکی عمیق از شرایط آنان، مراقب اوضاعشان بود و شرایط را بهگونهای ترسیم کرد که روح مدالآوری در وجود آنها زبانه بکشد.
متاسفانه دور و بر کشتی ایران معمولا کسانی هستند که با چسبیدن به قهرمانان، آنان را از مسیر درست قهرمانی در برهههایی گمراه میکنند؛ اگر بخواهم صریح در این زمینه صحبت کنم باید به موضوع مهدی تقوی اشاره کنم که عدهای اجازه ندادند او در رقابتهای انتخابی تیم ملی شرکت کند.
هر چند من نیز همواره بر قانونمندی تاکید دارم و معتقدم که یک جا باید تاوان این قانونمندی را نیز با خطکشیدن بر اسم نامها بدهیم، اما خب وقتی رضا یزدانی هم بهدلیل آسیبدیدگی و دور بودن از شرایط مسابقه نتوانست در این رقابتها شرکت کند، من هم از این مساله دفاع کردم که باید فرصتی دیگر در اختیار این دو کشتیگیر گذاشته شود که خوشبختانه هر دو نیز در عرصه رقابتهای انتخابی سربلند بیرون آمده و مجوز حضور در رقابتهای جهانی را بهدست آوردند.
حرفم این است که باید از کشتیگیرانی چون تقوی، گودرزی، لشگری و یزدانی، حسابی حفظ و حراست کرد تا نااهلان به آنان در ادامه مسیر قهرمانیشان ضربه نزنند و آنها را به بیراهه نکشانند.
حتم دارم اگر این چهار کشتیگیر بهصورت ویژه مدنظر باشند، میتوانیم از اکنون روی چهار مدال آنان در المپیک ریودوژانیری و برزیل نیز حساب کنیم.
برای آنکه از مبحث اصلی فاصله نگیرم باید بگویم رضا یزدانی جنگجویانه کشتی میگیرد و این فرق دارد با کشتی نمایشی.
رضا وقتی روی تشک مبارزه است تمام فکر و ذهنش خوب کشتی گرفتن است و اصلا به دنبال اخطار دادن به حریف و هل دادن او نیست. بهطور مسلم این شیوه مبارزه ازسوی تماشاگران مورد توجه است و از دیدن آن لذت میبرند. هیچگاه ندیدهام یزدانی در کشتی را بسته باشد.
اتفاقا او دوست دارد حریفان برای پاهایش یورش ببرند، چون با پاهای بیدار و خیمه سنگینی که دارد، تعادل حریفانش را برهم زده و شرایط امتیازگیری را برای خود مهیا میکند. البته او بعضی مواقع از بغل وا داده است که باید حسابی حواسش به حریفان باشد، چه در غیر این صورت هیچ کشتیگیری نمیتواند از دور تعادل رضا را بر هم زده و به پاهایش برسد.
در عین حال، کار کردن دستان رضا یزدانی مرا به یاد کشتیهای مرادعلی شیرانی میاندازد که کسی نمیتوانست دستانش را گرو گرفته و اجرای فن کند. او نیز سریع دستانش را از چنگ حریف خارج میکند و با دستان پرکار خود، حریف را مستاصل میسازد.
اگر بخواهم نظراتم را راجع به کشتی رضا یزدانی جمعبندی کنم، باید بگویم کشتی او رو به جلوست و هرگز تدافعی و بسته مبارزه نمیکند؛ برخلاف الدار کورتانیدزه معروف که اصولا ضدکشتی بود و کشتی را میبست تا با این حربه، جلوی حریفان سرشناس خود عرضاندام کند.
البته همین جا این نکته را نیز باید گوشزد کنم که رضا باید مواظب یک دست و یک پاهای حریفان نیز باشد؛ این درست که او تاکنون دو بار این فن را از کشتیگیران روس و ژاپنی خود خورده، اما باید به هوش باشد بویژه در رفت و برگشتها در این فن بارانداز رقبا هیچگاه اسیر نشود.
منصور برزگر / سرمربی سابق تیم ملی کشتی آزاد
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)