حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
روشناندیشانی مانند شهید مطهری و دکتر شریعتی در ایران، سهم بسیار زیادی در بیداری مسلمانان این کشور، نسبت به خطر اصلی تهدیدکننده جهان اسلام، داشتهاند.
روشنفکری دینی ایرانی پیش از انقلاب اسلامی داعیه فلسطین را داشت و این خطر از چشمان اندیشمندان دینی دور نمانده است. معلم شهید مرتضی مطهری و دکتر علی شریعتی ازجمله اندیشمندانی هستند که نسل انقلاب را با رویکرد انقلابی آشنا کردند. مجموعه سخنرانیها و کتب این دو بزرگوار در شکلگیری اندیشه انقلاب اسلامی تاثیر شگرفی داشته است. توجهات عقل گرایانه مرتضی مطهری در رویکردش به اسلام و دغدغه عدالت و هویت علی شریعتی، جوانان را با بیان تازهای مواجه کرد که غربی نبود و طعم سنت داشت و در عین حال تجددی دینی را زمینهسازی میکرد. مساله فلسطین در دیدگاه این دو اندیشمند دینی جایگاه اساسی داشته است.
نگاه معلم شهید در مورد فلسطین به مخاطبان خود نهیبی بیدارکننده است. وی معتقد است، اگر حسین بن علی [امروز] بود میگفت، اگر میخواهی برای من عزاداری کنی، برای من سینه و زنجیر بزنی، شعار امروز تو باید فلسطین باشد. شمرِ امروز موشه دایان است. از نظر مطهری وظیفه هر مسلمان توجه به مساله فلسطین است. مطهری میگفت، واللَّهِ و باللَّهِ قسم میخورم که پیغمبر اکرم در قبر مقدسش امروز از یهود میلرزد. معلم شهید معتقد بود یهودیان میکوشند تا شاهرگهای ارتباطی و اقتصادی جهان را در دست گرفته و مسائل و رویدادها را به نفع خود منعکس کنند. شهید مطهری نگاهی انتقادی به جایگاه یهودیان دارد، این نگاه او ریشه در سنت قرآنی داشت. مطهری میکوشید نشان دهد که توصیفات کتاب مقدس مسلمین در مورد یهودیان هنوز صادق است. وی قوم یهود را قومی متقلب معرفی کرد. وی اختلاف میان فرق اسلامی را از سیاستهای یهود میدانست.
مطهری با رویکردی غیردینی نیز اسرائیل را واجد هویتی مجعول میداند، مطهری میگفت که در تاریخ سه هزارساله سرزمین زیتون هیچ گاه این سرزمین متعلق به قوم یهود نبوده است. شهید مطهری در همین خصوص میگوید، سرزمین زیتون نه قبل از اسلام و نه بعد از اسلام متعلق به یهودیان نبوده است. روزی که مسلمانها فلسطین را فتح کردند، این سرزمین در اختیار مسیحیها بود و نه در اختیار یهودیها. یکی از مواردی که در صلحنامه مسیحیها و مسلمانها گنجانده شده بود این بود که شما یهود را در اینجا راه ندهید. مسیحیان گفتند که ما با مسلمانان زندگی میکنیم ولی با یهود زندگی نمیکنیم. مرتضی مطهری میپرسد، چگونه شده است که مسیحیان هوادار حقوق یهودیان شدهاند. به نظر معلم شهید حمایت امروز جهان غرب برخلاف واقعیت تاریخی و بر علیه جهان اسلام است. به نظر وی آمال یهود فقط به تاسیس یک دول اسرائیلی کوچک در اسرائیل محدود نمیشود و آنها به دنبال تاسیس یک اسرائیل بزرگ هستند و ادعای وی تا ایران گسترده میشود. مطهری کوشش میکرد مسلمانان را به حمایت از فلسطین تشویق کند. وی مساله فلسطین را مسالهای دینی میدانست و معتقد بود وقتی یهودیان جهان در حال کمک مالی به فلسطین هستند ما نیز وظیفه داریم از مسلمانان حمایت کنیم.
غم صحرای سینا
شریعتی نیز دل در غم صحرای سینا داشت. وی از شکست اعراب و پریشانی هزاران عرب بیچاره و بیخانمانی بیتالمقدس و سینا و سوریه غمگین بود و اسرائیل را کاردستی غرب میدانست. وی روشنفکری بود که بر سیاق افکار خویش مساله فلسطین را مسالهای زاده استعمار میدانست و دستان امپریالیسم را آلوده به تضییع حقوق مسلمانان میدید. در توصیف شریعتی از مساله فلسطین دو عنصر غرب و اسلام دیده میشود. شریعتی، اسرائیل را رژیمی معرفی میکند که با اسلحه انگلیس، آمریکا و فرانسه، سرزمینی را اشغال کرده است و از سراسر اروپا، سرمایهداران را به یک کشور فقیر عربی میکشد و مردم آن را به صحرای سوزان سینا و اردن و سراسر آفریقا و خاورمیانه پراکنده میکند و دهقان مسلمان را در دهات خود محبوس میسازد. وی عامتر از بحث اسلامی، اسرائیل را نمادی برای سرمایهداری میداند.
این روشنفکر مسلمان به نقد روشنفکرانی نیز میپردازد که آدرس غلط میدهند و با بیان مفاهیمی چون انسانیت و دموکراسی از طرح مساله فلسطین سر باز میزنند، وی با لحن تند و انقلابی مختص به خود چنین روشنفکرانی را جادهکوبان و راهبلدان و کارچاقکُنان زبردست و مطمئن استعمار برای ورود و نفوذ آن در داخل کشورها میداند، این روشنفکران با تضییع، باورهای دینی و دلمشغولیهای وطنی آخرین سدهای ورود استعمار را به کشور از بین میبرند. از دیدگاه شریعتی ردپای امپریالیسم به صورت شرکت سابق نفت در ایران، کمپانی هند شرقی در هند، اتحادیه معدن در کنگو با صهیونیسم در کشورهای عربی تحقق یافته است و مبارزان ملی در ایران، هند، کنگو و فلسطین در یک سنگر و برای یک هدف مبارزه میکنند.شریعتی به نقل از استاد خود پروفسور برک، وجود آن دسته از روشنفکران در کشورهای عقبمانده که از مردم خود گریزان هستند، نشانه ناپختگی این جوامع میداند. شریعتی گمان میکرد باید همراه با نسل خویش حقوق فلسطین را مطالبه کرد. دکتر شریعتی در جای دیگر میگوید که سیل اتهامات، دشنام، جعل و تحریف علیه حسینیه ارشاد از زمانی آغاز و تشدید شد که مساله وحدت اجتماعی همه مسلمانان در برابر استعمار فرهنگی و اقتصادی و بویژه مساله فلسطین و خطر مشترک صهیونیسم طرح شد. برای شریعتی مساله فلسطین فقط یک تضییع حق نبود بلکه دستمایهای بود که مسلمانان باید در اقدامی مشترک علیه سرمایهداری متحد شوند.
اندیشمندان دینی در پیوند با جهان اسلام توجهی جدی به مساله فلسطین داشتند. در دیدگاه این اندیشمندان غرب به دنبال تقویت اسرائیل بود و مسلمانان باید در حمایت از فلسطین از اسلام حمایت میکردند. پس از انقلاب اسلامی دفاع از آرمان فلسطین ادامه یافت و سیاست خارجی ایران را جهت بخشید.
میثم قهوهچیان / جام جم
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....