کارشناسان و رسانهها این مسابقه را با توجه به شرایط محیطی و سایر نکات مرتبط با آن «غرش در جنگل» نامیدند. با این حال در همان روزهای نخست استقرار دو بوکسور آمریکایی در زئیر، بالای چشم فورمن در جریان یکی از تمرینات وی شکافت و علاوه بر تاخیر یکماهه در انجام این مسابقه فورمن مجبور شد تمریناتش را سبک کند تا مبادا جراحت بالای ابرویش دوباره سر باز کند. فورمن 39 سال بعد از آن تاریخ میگوید: «بهترین اتفاق برای علی در روزهای منتهی به مسابقه رویدادی بود که بر سر من آمد. یک مشتزن در روزهای تمرینش نباید ابایی از مشت خوردن توسط رقبای تمرینیاش داشته باشد، زیرا قوه تحمل او را بالاتر میبرد، اما من از ترس جراحت دوباره نمیتوانستم آنطور که باید تقلا داشته باشم و به رقبای تمرینیام تکلیف کرده بودم مشتی به سرم نزنند. شما چطور میخواهید یک مسابقه بزرگ بوکس را بدون اینکه در هفتههای منتهی به آن رقابت، بوکس کرده باشید، فتح کنید؟»
در همان روزها و در تاخیرهای رویداده در آن مسابقه، محمد علی دست به سفرهایی در سطح شهرهای زئیر زد و دائم نزد مردم آنجا محبوبتر میشد و به رسم و روال معمول خود هر جا فرصتی پیش میآمد با زخمزبان و متلکهایش فورمن را آزار میداد. با این حال فورمن همچنان صاحب شانس بسیار بیشتری از محمدعلی محسوب میشد، زیرا در ماههای منتهی به آن مسابقه علاوه بر فریزر، کن نورتون را هم در دیداری دیگر در کمتر از دو راند مرخص کرده بود.
با وجود این جریان مسابقه آن طور پیش نرفت که فورمن میخواست، محمدعلی با پذیرش این نکته که رقیب توان جسمانی بیشتری از او دارد، از ابتدا یک سیستم دفاعی را پیاده کرد. با این امید و هدف که رقیبش را خسته و سپس در موقع مقتضی تسلیم کند. او با سپرکردن دستهایش مقابل صورت خود هشت راند تمام ضربات فورمن را دفع کرد و فورمن چون کمتر میتوانست صورت محمدعلی را بزند مجبور شد ضربات پایانناپذیری را به بدن رقیب و به واقع به پهلوها و شکم او وارد کند. تحمل این ضربات بسیار سخت بود، اما بسیار بهتر از دریافت آنها روی چانه و پیشانی بود. به آرامی فورمن خسته شد و حملات و ضرباتش کمرنگ شد تا اینکه در راند هشتم علی با دیدن یک لحظه کندی و بیحفاظ بودن فورمن تعدادی ضربات پیاپی را به صورت وی وارد کرد و با اینکه هیچکدام بسیار سنگین و تعیینکننده نبودند، اما حتی این ضربات نیز برای ناکاوت شدن یک رقیب از نفس افتاده کفایت کرد.
اینچنین بود که فورمن به کف رینگ افتاد و پیش از آنکه داور در شمارش خود به عدد ده برسد قادر به ایستادن و ادامه کارش نشد و این پایان ماجرا بود. این به واقع اولین و آخرینبار در عمر طولانی ورزشی فورمن بود که ناکاوت شد.
39 سال بعد وی در شرایطی که هنوز سالم و سرحال است، این توضیحات اضافی و به واقع بهانههای افزون را برای قبول شکست در آن دیدار تاریخی برابر رقیبی که سالهاست به سبب ابتلا به پارکینسون غیرفعال و حاشیهنشین است، دارد؛ «طنابهای رینگ بیش از حد شل و باز بود و این به علی اجازه میداد که ضمن تکیه دادن روی آن تا آنجا که میتواند به سمت عقب متمایل و از مقابل من دور شود و مشتهایم کمتر به او بخورد. فکر میکنم کار آنجلو داندی (مربی علی) بود و او قبل از مسابقه طنابها را شل کرده بود. من یقین دارم که یکی از مربیانم نیز قبل از مسابقه داروی خوابآور و آرامبخش در لیوان آب من ریخته بود و به همین دلیل بود که من در جریان مسابقه زود خسته شدم و نتوانستم آهنگ خود را شدت بخشم.»
با این حال مسابقه زئیر همچنان در اذهان بهعنوان محل پیروزی تاکتیکهای مبتنی بر تفکر محمدعلی بر روشهای قدرتمندانه صرف فورمن تلقی میشود و فقدان تنوعهای تاکتیکی و اجرای یک سیستم تکراری و محدود توسط فورمن مقابل علی و هوشیاری بوکسور مسنتر در اداره جریانات مسابقه کارش را کرد و محمدعلی را مجدد قهرمان سنگینوزن دنیا و فورمن را متحمل یکی از خبرسازترین شکستهای تاریخ بوکس کرد. چیزی که حرف و حدیثهای بعدی فقط آن را عمدهتر و بزرگتر کرده و نه کوچکتر و مشکوکتر کردن آن به واقع این غرش رساتر و برنامه کاری حساب شدهتر محمدعلی در کینشازای زئیر بود که او را پیروز کرد و نه بهانهها و دلایلی که فورمن مطرح کرد و همچنان مطرح میکند.
وصال روحانی / جام جم