حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
همانطور که میدانید چندی پیش شبکهای با نام مستند تاسیس شده و وظیفهاش نمایش و پخش آثار مستند داخلی و خارجی است.
اتفاقی که خود حرکتی مثبت است و میتواند مسیر سینمای مستند را تغییر دهد، اما در این میان آنطور که باید و شاید از این ظرفیت و شبکه استفاده نمیشود.
قبول کنیم از معضلاتی که سینمای مستند با آن دست به گریبان است، نبود ارتباط کافی میان مخاطب و اینگونه هنرهای تصویری است. هنوز مردم ما نمیدانند یک فیلم مستند میتواند همان قدر جذاب و سرگرمکننده باشد که فیلم داستانی درصدد سرگرمی است و هنوز نمیدانند آثار مستندی هستند که در دنیا نام سینمای ایران را بر سر زبانها انداختهاند و در این میان سهم جوایز سینمای مستند به مراتب بالاتر و بیشتر از سینمای قصهگوست.
اینها را نوشتم تا به شبکه مستند در سیما بازگردم که با این ظرفیت میتواند به یکی از شبکههای بسیار پرمخاطب تبدیل شود؛ ولی همواره تاسیس شبکهای تلویزیونی چیزی است و تامین خوراک لازم و برنامهریزی برای جذب مخاطب، چیزی دیگر.
این مهم، به همتی عالی نیاز دارد که نهتنها درباره شبکه مستند، بلکه درباره همه شبکههای تازه تاسیس و دیجیتال صدا و سیما میتواند درست باشد.
هیچ کار سختی نیست اگر تبلیغ شبکههای تازه تاسیس و برنامههای آن در شبکههای سراسری و پرمخاطب بهطور منظم صورت بگیرد و مردم را بتدریج با آنها آشنا کند.
این میتواند گام نخست باشد، اما در گام بعدی همین شبکه مستند میتواند برای فرهنگسازی و پیوند مردم و مخاطب عام با گونه مستند و نشان دادن واقعیت و ظرفیت بسیار بالای اینگونه برنامهریزی درست صورت دهد.
متاسفانه این واقعیتی است که سینما و سازمان سینمایی بشدت به سینمای مستند بدهکار است، چراکه نه سالنی را به این امر اختصاص داده و نه برنامهای در جهت جذب و آشنایی تماشاگر انبوه برای این مهم تاکنون ارائه کرده است، اما اکنون که تلویزیون متوجه اهمیت سینمای مستند شده میتواند با همکاری ارشاد و بویژه مرکز سینمای مستند و تجربی به خرید و نمایش آثار برجسته مستند اقدام کند.
بازهم تاکید میکنم نمایش این آثار بتنهایی کارساز نیست. در گام اول باید فرهنگسازی صورت گیرد و مخاطب را با اینگونه مهجور آشنا کرد.
اجازه بدهید مثالی بزنم. ورزش و بویژه فوتبال به فرهنگسازی نیاز ندارد و با خوی و فرهنگ ما ایرانیها عجین است. پس میبینید خیلی زود شبکه ورزش جای خود را باز میکند و به شبکهای پرمخاطب تبدیل میشود یا همینطور فیلمهای داستانی و سریال آنقدر برای عموم مردم شناخته شده هستند که در مدت کمی، شبکههای تماشا و نمایش جای خود را باز میکنند. هرچند همین شبکههای ورزش، تماشا و نمایش هم از همه ظرفیت خود استفاده نکردهاند، اما با این حال کار آنها آسانتر از شبکهای مانند مستند بوده و هست.
اما قبول کنیم چنین شبکهای مانند مستند مسیر سختتری دارد، برای رسیدن به هدف و یقین دارم اگر این گام بدرستی برداشته شود، با توجه به خوراک خوب و فیلمهای بسیار خوب مستندی که ما داریم و متاسفانه مردم از وجود آنها اطلاعی ندارند، میتواند به یکی از بهترین و تماشاییترین شبکهها تبدیل شود.
پس برای این فرهنگسازی باید برنامهریزی کرد و حساب شده گام برداشت و نباید شک کرد که هیچ کس بهتر از خود صدا و سیما و شبکههای پربیننده نمیتواند برای معرفی چنین شبکههایی پیشقدم شود.
محمدرضا لطفی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....