حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
سوره مبارکه: مدثر، آیات مبارکه: 56 ـ 49
مخالفان اسلام، هیچ دلیلی برای نپذیرفتن آیات الهی و سخن وحی ندارند. اعراضکنندگان از سخن حق، از عقل و خرد بهرهای ندارند. کفار مغرورند و انتظار دارند که برای هدایت هریک از آنان به راه حق، دعوتنامهای خاص فرستاده شود. درخواستهای نابجای کفار برای ایمان آوردن، بهانهای بیش نیست. قرآن بستر مناسبی برای هدایت بشر است، لکن هدایت شدن و بهره بردن از این بستر، مشروط به خواست خود انسان است.
در تشبیه فرار کفار از قرآن، به فرار گورخر از شیر نکاتی نهفته است: فرار گورخر از شیر براساس عقل و شعور نیست. این فرار با وحشت همراه است. فرار با هدف خاصی صورت نمیگیرد. فرارکننده توان و فرصتی برای تجدید قوا ندارد و عاقبت اسیر خواهد شد.
«قَسْوَرَهٍ» از «قسر» به معنای قهر و غلبه و یکی از نامهای شیر است و در برخی موارد به معنای شکارچی نیز آمده است. به نظر میرسد مراد، فرار گورخر از شیر یا صیاد باشد.
در برخی روایات آمده است که ابوجهل و جماعتی از قریش به پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله گفتند: ما به تو ایمان نمیآوریم مگر آن که نامهای از آسمان بیاوری که عنوانش این باشد: از پروردگار جهانیان به فلان فرزند فلان و در آن رسما به ما دستور داده شود که به تو ایمان آوریم.
در آیاتی از قرآن کریم از توقع نابجای کفار سخن به میان آمده است: ما هرگز به تو ایمان نمیآوریم مگر آن که بر ما کتابی نازل کنی که ما بخوانیم(اسراء، 93) در آیه 124 سوره انعام نیز مشابه آیه 52 را میخوانیم که گفتند: ایمان نمیآوریم مگر آن که آنچه برای انبیا آمده است، برای ما نیز بیاید. در پاسخ این توقعات نابجا خداوند میفرماید: «اللَّهُ أَعْلَمُ حَیْثُ یَجْعَلُ رِسالَتَهُ»(انعام، 125) خداوند بهتر میداند که رسالتش را کجا قرار دهد.
داشتن توقعات نابهجا از خداوند (نظیر درخواست نامه از خداوند) نشانه حماقت است. انسان در انتخاب عقیده و اندیشه، مختار و دارای اراده است. گرچه انسان دارای اختیار است: «فَمَنْ شاءَ ذَکَرَهُ» اما خواست او به تنهایی کافی نیست و تا خدا نخواهد چیزی واقع نمیشود. تنها خداوند سزاوار آن است که از دستوراتش پیروی کنیم و اگر خلافی انجام دادیم، فقط اوست که میتواند ما را عفو کند و ببخشد.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....