«تب انتخابات» کم کم از مرکز به مناطق مختلف کشور و همچنین لایه های اجتماع منتقل می شود.
کد خبر: ۵۸۹۱۱
پدیده ای مبارک که نوید حداکثر مشارکت ملی را می دهد؛ اما در این میان شاهد «بدعتی خطرناک» و کم سابقه از سوی عده ای از چهره های انتخاباتی و بازیگران سیاسی هستیم که آن ، ایجاد شکاف بین اقوام و طبقات مختلف اجتماع در جهت یک رویکرد حزبی و انتخاباتی است.
چنین رفتاری از هر جناح و شخصیتی پذیرفته نیست ، لکن اگر منصفانه به گفتمان انتخاباتی کشور نظر کنیم ، متاسفانه پژواک این رفتار ناصواب با مولفه اصلی اقتدار ملی (یعنی وحدت ملی ) را در یک جناح متمرکز می بینیم . بدین جهت انتظار مردم این است که بزرگان و عقلای جبهه دوم خرداد با توصیه وابستگان این جبهه ، مصالح ملی را دستخوش ناپختگی حزبی و فردی نسازند.
طی هفته های گذشته ، اظهارنظرهای متفاوتی با استفاده ابزاری از احساسات مردم در نقاط مختلف کشور ایراد شده است که شاخصه آن منکسر کردن آرای ملی به آرای قومی و منطقه ای است. بدترین این اظهارات نیز از کام سخنگوی دولت بیرون آمد که مردم قهرمان کردستان را به معیار قراردادن انگیزه های قومی به جای انگیزه های ملی فرامی خواند.
مسوول دیگری در دولت پیشاپیش سند 50درصد رای ترک ها را به نام خود زده و وعده های ناشدنی را به احساسات پاک مردم سنجاق می کند و از این قبیل رفتار رو به افزایش است.
اشاره به چند نکته: 1-تبار این افراد از لحاظ سیاسی به لایه ای از جبهه دوم خرداد (حزب مشارکت ) می رسد که در تارک شعارهای خود عبارت «ایران برای همه ایرانیان» را حک کرده بود.
شعاری محوری در انتخابات گذشته و اکنون سوال این است که برای چه آن شعار، امروز به گفتمان «کردستان برای کردها» یا «آذربایجان برای ترک ها» و احتمالا در فردا «لرستان برای لرها» و... تبدیل شده است؛ به راستی پاسخ این جبهه به پارادوکس میان شعارهای دیروز و رفتارهای امروز چیست؛
2-اگر بپذیریم طبق قانون اساسی مهمترین وظیفه رئیس جمهور ایجاد وحدت ملی و هماهنگی و همراستایی بین تمامی اقوام ، مذاهب ، صنوف و اقشار مختلف اجتماعی است ، از این «تئوری پردازان انتخاباتی» باید پرسید، چگونه به امری مغایر با قانون اساسی حکم می دهند؛
و اینان که امروز با این همه ادعا و شعارهای تو خالی مغایر با میثاق و وحدت ملی عمل می کنند، با چه انگیزه ای از ریاست جمهوری فردا سخن می گویند؛
3-بحث انتخابات ریاست جمهوری اساسا ملی است و ایجاد شکاف و گسست اجتماعی و قومی در این امر عواقبی مغایر با اهداف و امنیت ملی دارد.
4-دست آخر این که تحلیلی بدبینانه هم وجود دارد که چون پای مصالح ملی در میان است ، باید با محاسبه همین بدبینی ها به میدان انتخابات رفت. یکی از اعضای طیف رادیکال سیاسی می گفت : راهبرد این بار حزب... این است که مساله قومیت ها را محور کار قرار دهند. ابتدا با طرح چهره های حزبی که کاراکتر قومی دارند به تهییج و بالا بردن مطالبات اقوام مختلف می پردازند و با تحریک آنها به عدم برخورداری از «سهم شایسته» از حاکمیت ، آنها را به جدا پنداشتن سرنوشت خود از سرنوشت ملت سوق می دهند.
این تحریک و تهییج ادامه خواهد داشت و افراد فوق در مقطعی نامزدی خود را نیز اعلام می کنند. افرادی که نقش مهم آنها در رد صلاحیتشان آشکار می شود.
یعنی بعد از آن یک برانگیختگی و نارضایتی مصنوعی در اقوام مختلف تشدید می شود که یا رای اقوام یاد شده را به سوی نامزد خاص آن حزب سرازیر می کند] در صورت تایید صلاحیت [و یا نرخ مشارکت قومیت ها را در این مشارکت ملی به مینیمم می رساند. در این حالت حربه تبلیغاتی آنها این خواهد بود که رد صلاحیت نامزد مورد نظر ما مساوی است با کاهش مشروعیت مردمی و قومی نظام و... اگر این تحلیل درست باشد باید به این «تئوری پردازن انتخاباتی» هشدار داد که بازی با احساسات اقوام مختلف کشور و ساختن تصویری چندپارچه و نامتحد از ملت ، بازی با منافع و امنیت ملی و حرکتی در امتداد بیگانگان و دشمنان این مرز و بوم است.
تبلیغ شکاف بین اقوام با پیکره یکپارچه ملت و حاکمیت ، آگاهانه یا ناشیانه خیانتی بزرگ است. هوشیار باشیم.