باید پذیرفت اختصاص کنداکتور پخش آخر هفته شبکههای مختلف به فیلمهای تلویزیونی تاثیر بسزایی در افزایش تولید آنها داشته است. حال آن که هنوز بسترهای لازم برای بهبود و ارتقای سطح کیفی آنها فراهم نیست. البته بستر سازی برای افزایش کیفیت این آثار از نظر محتوایی و ساختاری نیازمند فضاسازی خاصی نیست، بلکه میتوان با در نظر گرفتن بودجهای بیشتر، زمان کافی برای مرحله پیش تولید، دقت در انتخاب بازیگران متناسب با ویژگی نقشهای تعریف شده در فیلمنامه، بازنویسی و توجه به اصول فیلمنامهنویسی در نتیجه نهایی یک فیلم تلویزیونی سهم داشت. گسترش و ترویج نگاه نظارتگرایانه بر این نوع از آثار باعث میشود کارگردانها و گروه دستاندرکار یک اثر در مرحله ساخت نگاهی جدی به کار داشته و به فیلم تلویزیونی به عنوان یک اثر سینمایی متعلق به رسانهای دیگر نگاه کنند.
هرچند پخش تلویزیونی یک فیلم به لحاظ فنی و تجهیزات مورد کاربرد برخی مشخصهها را به برآیند نهایی اثر تحمیل میکند، اما این گفته را نمیتوان توجیهی برای سهلانگاری در مرحله ساخت اثر دانست.
گاهی بودجه ساخت تلهفیلمها از سوی نهاد و مراکزی تامین میشود و فیلم به سمت و سوی سفارشی شدن سوق پیدا میکند. جنبههای تجاری و تبلیغاتی در فیلمها اگر به صورت کنترل شده و هوشمندانه صورت نگیرد میتواند به ضعفهای احتمالی آثار دامن بزند. گذشته از این، بسیاری از فیلمهای تلویزیونی سفارشی تاریخ مصرف دارند و برای زمان حال ساخته شدهاند. به روز بودن فیلمها اگرچه معیاری برای قابل قبول ارزیابی کردنشان است، اما ماندگاری این آثار را خدشهدار میکند. موضوعی که میتواند برای تلویزیون سودآور باشد و در زمینه جذب مخاطب موفق عمل کند و پخشهای دوباره و چند باره یک فیلم تلویزیونی را ممکن سازد.
از سویی شاهد هستیم برخی مجموعههای تلویزیونی پس از پخش بهصورت خلاصه و در 90 دقیقه تدوین میشوند و در قالب فیلمهای تلویزیونی به پخش میرسند. این قالب با وجود تمام مزیتهایی که دارد با یک مساله اساسی روبهروست. این که باید بررسی کرد قصه یک سریال تا چه میزان ظرفیت خلاصه شدن دارد تا جایی که بتواند همچنان گرههای داستانی را در خود مستتر داشته و روایت نسبتا کاملی از داستان ارائه کند. در واقع محصول نهایی این دستکاری باید چیزی ورای سریال باشد و در عین حال معرف مناسبی برای قصهای که پیش از این یک بار و به شیوهای مبسوط بازگو شده است.
احمد رضا علیزاده