مردم اغلب دلیل ازدواج خود را داشتن فرزند ذکر میکنند و در کشور ما اشتیاق به والد شدن در بیشتر جوانان وجود دارد. برای خیلی از آنها فرزند داشتن موهبتی الهی یا یک ضرورت فرهنگی است. هرچند بالا رفتن سن ازدواج و دیدگاه برخی مردم به مسئولیتهای والد شدن در میان قشر خاصی از جوانان بیمیلی به داشتن فرزند را دامن زده است.
تصمیم به بچهدار شدن تحت تاثیر عوامل متعددی قرار دارد که شرایط مالی، ارزشهای شخصی و مذهبی و شرایط پزشکی از جمله آنهاست. زنان دارای هویت جنسی سنتی، به احتمال بیشتری بچهدار میشوند. نوع شغل زن بیشتر از اشتغال او بر تصمیم بچهدار شدن تاثیر دارد، زنانی که مشاغل مدیریتی دارند، کمتر از زنانی که مشاغل سادهتری دارند بچهدار میشوند. اغلب جوانان از این امر آگاه هستند که بچهدارشدن به معنی سالها مشقت و مسئولیت است و فشار مالی و از دست دادن آزادی را از عوامل اصلی نخواستن یا به تعویق انداختن پدر و مادر شدن خود میدانند از عوامل دیگر پرهیز از والد شدن نگرانی از سلامت، ایمنی و زندگی سالم، اختلال در اشتغال مادر، مخاطرات بار آوردن کودکان در دنیایی که مملو از جرم و جنایت و جنگ و آلودگی است، فاصله افتادن بین زن و شوهر و زمان وقتگذرانی کمتر با همسر و ترس از عدم موفقیت در تربیت فرزند است، اما فرزند داشتن از نظر جوانان مزایایی هم دارد که شامل این موارد میشود: تبادل محبت و صمیمیت، تجربه کردن تحرک و سرگرمی که بچهها به زندگی آنها میافزایند، پذیرفتهشدن به عنوان عضو مسئول، تجربه فرصتهای تازه رشد و یادگیری که ارزش زندگی را چند برابر میکند، داشتن کسی که بعد از مرگ والدین زندگی را اداره کند، برخورداری از احساس موفقیت و خلاقیتی که از کمک کردن به رشد کودکان حاصل میشود و دوری از خودخواهی و آموختن فداکاری. فرزندان میتوانند در مواقعی مخصوصا در دوران پیری به والدین کمک کنند. امروزه ارزیابی دقیق محاسن و معایب بچهدار شدن به طور فزایندهای شایع است جوانان میخواهند در مورد والد شدن عمیقتر از گذشته فکر کنند و تعداد بیشتری از زوجها میخواهند در مورد والد شدن تصمیمات آگاهانهای بگیرند. این تامل بیشتر به بچهدار نشدن در سالهای اولیه ازدواج منجر میشود. فارغبودن زوجها از مسئولیت فرزندپروری در این سالها و داشتن فرصت شناخت بهتر و بیشتر و وقتگذرانی بیشتر زوجین با یکدیگر، آمادگی آنها را برای والد شدن بیشتر میکند و آنها میتوانند با آمادگی و آگاهی کامل وارد این مرحله از زندگی خود شوند تا فرزند خود را به نحو شایستهای تربیت کنند و زمینههایی را که ممکن است در آینده باعث آسیب اجتماعی، اعتیاد، جرم و... شود از بین ببرند.
رابعه موحد
روانشناس