به سوی مدارس یادگیرنده

7 سال پیش ، زمانی که دانش آموز کلاس دوم دبیرستان بود ، آقای م. معلم جغرافی شان یک جزوه کپی شده ، پر از سوالات اضافی و نکته و تست و نقشه بهشان داده بود تا پیش از امتحان بخوانند.
کد خبر: ۵۸۲۷۳
گفته بود هرکس این سوالات و نکته ها را بخواند ، دیگر به کتاب درسی احتیاجی ندارد. آنها جزوه را از اول تا آخر خوانده و جواب سوالها را که خلاصه ای از مباحث کتاب بود ، حفظ کرده بودند. مهر امسال ، برادر کوچکترش وارد کلاس دوم دبیرستان شده بود.
اسمش را در همان مدرسه ای نوشته بودند که 7 سال پیش او هم در آنجا درس خوانده بود. امتحانات پایان ترم که شروع شد ، فهمید آقای م. هنوز در آن مدرسه جغرافی درس می دهد.
دست برادرش یک جزوه کپی شده دید که نمونه سوالات و نکته ها و تستهای کتاب درسی را در آن جمع کرده بودند. جزوه را شناخت. همان جزوه قبلی بود. فقط کمرنگ تر شده و صفحه هایش سیاه تر شده بودند...7 سال بود که آقای م. از روی آن کپی می گرفت و می داد دست بچه ها...زیستن در دنیایی که هر ثانیه بر میزان دانش آن افزوده می شود ، زیستن دشواری است. در چنین دنیایی ، هر لحظه همه چیز دچار تغییرات اساسی می شود و آدمها ناچارند خود را با این تغییرات تطابق دهند. برای آنها که تلاش کنند بر میزان دانش عمومی شان بیفزایند نیز زیستن در این فضا ، نیاز به سرعت و انرژی فوق العاده ای دارد.

  • بعضی از آموزگاران در حالی دانش آموزان را به کسب علم دعوت می کنند که خودشان دانش آموزی را از یاد برده اند

  • سهم آنان که به نوعی در انتقال دانش بشری نقش دارند ، در این میان بیشتر است. آنچه تولید می شود ، نیاز به واسطه ای امین دارد که ضمن برخورداری از آن دانش ، مهارت و توانایی لازم را در انتقال آن نیز داشته باشد.
    راستی معلمان که برجسته ترین و مهمترین عامل انتقال دانش بشری به نسل جوان و نوجوان هستند ، خود چه میزان به این دانشها مسلطند؛


    کسب حداقل ها



    براساس قوانین ، برای تدریس در مقاطع مختلف آموزشی ، حدودی از تحصیلات و آگاهی ها ، ضروری است. بر این اساس ، معلمان دوره ابتدایی حداقل دیپلم ، معلمان دوره راهنمایی حداقل فوق دیپلم ، معلمان دوره متوسطه حداقل لیسانس اند.
    در بسیاری از موارد ، نیروهای جوان تر که تحصیلاتی بالاتر از حدود یاد شده دارند ، در مقاطع مختلف تحصیلی مشغول به تدریس اند ؛ یعنی در واقع چه بسیارند معلمانی با سطح تحصیلات لیسانس که در مقطع ابتدایی مشغول به کارند و در بسیاری از موارد افرادی با مدرک دکتری ، در دبیرستان ها تدریس می کنند. این در واقع شکل صوری و ظاهری ماجراست.
    چرا که دقیقا روشن نیست چه تعداد از این آموزگاران از صلاحیت های علمی لازم برای تدریس برخوردارند. بنا به گفته مریم جهانبخش کارشناس آموزش ابتدایی ، تدریس احتیاج به مجموعه ای از مهارت های پایه دارد: «برای تدریس در هر یک از مقاطع ، برخورداری از سطح علمی قابل قبول ، تنها یک امتیاز است. یک معلم علاوه بر اینها، باید از قدرت انتقال دانش ، روان شناسی و مدیریت نیز بهره مند باشد».
    با فرض این که کسب مدارج علمی لازم ، فرد را به سطح مطلوبی از آگاهی برای کسب جایگاه معلمی می رساند ، باز این نکته مورد تردید است که سایر شرایط لازم چقدر توسط معلمان کسب شده اند؛


    همه چیز تجربه نیست



    رویکرد اکثریت مدیران مراکز آموزشی ، بر استفاده از معلمان و دبیران باتجربه و کارآزموده است.
    مدیر یک دبیرستان غیرانتفاعی می گوید: «مسلما برای تکمیل کادر آموزشی مان ، افراد باتجربه را ترجیح می دهیم. هم خودمان نسبت به عملکرد آنها مطمئنیم و هم خانواده های دانش آموزان به این شیوه راغب ترند».
    با این نگاه ، دیگر به روز بودن شیوه ها و روشهای آموزشی فرد، چندان مهم نیست. آنچه اهمیت دارد ، سابقه او در امر تدریس است ؛ بی آن که در نظر گرفته شود این نکته قابل تامل ، شرط لازم و کافی برای توفیق در کلاس درس نیست. در شرایط موجود و با توجه به وضعیت حاکم بر نظام آموزشی کشور ما، انگیزه تحول و تغییر در روشها و شیوه های فردی ، چندان وجود ندارد.
    اگر شیوه ها تغییر کنند ، این تغییر معمولا از بالا صورت می گیرد ؛ یعنی کل نظام آموزشی تغییر می کند. با تغییر شکل و محتوای کتابهای درسی ، در عمل تغییر چندانی در شیوه های تدریس اتفاق نمی افتد. شهین مقامی دبیر فیزیک که 20 سال است تدریس می کند ، می گوید: «تا به حال احساس نکرده ام باید تغییری در روشهای خودم ایجاد کنم.
    مطالب همان هاست که قبلا بود...بعضی از مباحث جدید را هم بسرعت می توان در مباحث قبلی گنجاند.» این دبیر ، به گفته خودش و اظهارات شاگردانش ، گنجینه ای از سوالات و جزوه های آماده درسی دارد که با کمی تغییر، در هر سال تحصیلی مورد استفاده قرار می گیرند.


    مدارس یادگیرنده



    این اتفاق در حالی در کشور ما می افتد که در بسیاری از کشورهای دنیا، نظام آموزشی و شیوه های تدریس ، هر لحظه در حال بازسازی و تغییر است ، معلمان در سراسر دنیا می کوشند شیوه های تدریس خود را روز آمد کنند. این روزآمدی ، شیوه های ارزیابی و تحلیل آموخته ها را نیز در بر می گیرد. در واقع ، آنچه در آموزش های نوین مورد توجه است ، مساله «یاد گرفتن» است که باید در همه سطوح و نه تنها در میان دانش آموزان اتفاق بیفتد. اصطلاح «مدرسه یادگیرنده» اصطلاحی است که برای تبیین همین مفهوم به کار می رود.
    براین اساس ، فرآیند یادگیری ، نخست باید در مدرسه و معلمان اتفاق بیفتد و در حقیقت مدرسه یادگیرنده ، مقدمات را برای انتقال دانش فراهم می کند. کم نیستند مدارس و معلمانی که به شیوه های گوناگون و گاه به شکل خود انگیخته و انفرادی ، در صددند یادگیری را ابتدا از خود شروع کنند و سپس به دانش آموزان انتقال دهند. مدیر یک مدرسه راهنمایی پسرانه در تهران ، بیشتر از 10 سال است تلاش می کند با ابداع شیوه های نوین ، این روند را سرعت ببخشد. «پیش از هر چیز تلاش می کنیم معلمانمان را از طریق دوره های آموزشی تکمیلی مستمر، به روز کنیم.
    خیلی از روشهای ما تقلیدی است از روشهایی که قبلا در جاهای دیگر امتحان شده اند. با این حال ، همه معلمان مدرسه ما، بعد از مدتی حس می کنند اگر در میزان آگاهی شان تغییری ایجاد نکنند ، از گردونه سریع مدرسه ، عقب می افتند.» این مدیر که در سراسر مدرسه اش آثاری از نوآوری و تغییر دیده می شود، معتقد است: «در شرایطی که بچه ها از طریق اینترنت و سایر رسانه ها، بسرعت در جریان اتفاقات و رویدادهای علمی و غیرعلمی قرار می گیرند ، نمی توان با دانش بایگانی شده و خاک خورده دوران تحصیلات دانشگاهی مان سر کلاس برویم.»


    ما هم یاد بگیریم...



    اصطلاح «عالم بی عمل» که از کلام شیرین سعدی شیرازی ، شاعر مشهور ایرانی به یادگار مانده است ، گاهی بیش از آن که فکر می کنیم کاربرد پیدا می کند. بعضی از آموزگاران در حالی دانش آموزان را به مطالعه و کسب علم دعوت می کنند که مدتهاست عادت مطالعه و دانش آموزی را از یاد برده اند. با این حساب ، دانش قبلی آموزگار، که بر اثر چندین سال کسب تجربه ، تقریبا در ذهن و برنامه آموزشی اش تثبیت شده است ، تبدیل به عنصری بی روح و فاقد اعتبار می شود.
    عنصری که به خاطر غیرفعال بودن ، تاثیرگذاری اش را هم از دست می دهد. بی تردید بخشی از این کمبود ، به نقایص موجود در آموزگاران برمی گردد ، اما از سوی دیگر می توان این توقع را داشت که نظام آموزشی نیز با ارائه برنامه های مختلف بازآموزی و آموزش های ضمن خدمت در فراهم کردن شرایط مناسب تر تلاش کند ؛ ضمن این که ارائه الگوهای آزموده شده معلمان نوآور و تشویق و حمایت از این شیوه ها نیز می تواند زمینه را برای رقابت و بروز سایر انرژی های نهفته فراهم کند.
    یک معلم جوان که 3 سال است تدریس می کند، معتقد است: «باید در تمام مدارس کارگاه های آموزشی و بازآموزی تشکیل شود. اگر معلم ها هم خودشان را موظف ببینند که دانششان را افزایش دهند ، رقابت بینشان بیشتر می شود.»
    او اضافه می کند: «مدرسه باید عرصه پویایی و نوآوری باشد. بچه ها خلاقیت را از ما یاد می گیرند ؛ پس در درجه اول خودمان باید در محیط یک کلاس کوچک تحول ایجاد کنیم.
    این طوری می شود انتظار داشت فرهنگ خلاقیت به وجود بچه ها نفوذ کند.»



    نعیمه دوستدار
    newsQrCode
    ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

    نیازمندی ها