ما هم یاد بگیریم...
اصطلاح «عالم بی عمل» که از کلام شیرین سعدی شیرازی ، شاعر مشهور ایرانی به یادگار مانده است ، گاهی بیش از آن که فکر می کنیم کاربرد پیدا می کند. بعضی از آموزگاران در حالی دانش آموزان را به مطالعه و کسب علم دعوت می کنند که مدتهاست عادت مطالعه و دانش آموزی را از یاد برده اند. با این حساب ، دانش قبلی آموزگار، که بر اثر چندین سال کسب تجربه ، تقریبا در ذهن و برنامه آموزشی اش تثبیت شده است ، تبدیل به عنصری بی روح و فاقد اعتبار می شود.
عنصری که به خاطر غیرفعال بودن ، تاثیرگذاری اش را هم از دست می دهد. بی تردید بخشی از این کمبود ، به نقایص موجود در آموزگاران برمی گردد ، اما از سوی دیگر می توان این توقع را داشت که نظام آموزشی نیز با ارائه برنامه های مختلف بازآموزی و آموزش های ضمن خدمت در فراهم کردن شرایط مناسب تر تلاش کند ؛ ضمن این که ارائه الگوهای آزموده شده معلمان نوآور و تشویق و حمایت از این شیوه ها نیز می تواند زمینه را برای رقابت و بروز سایر انرژی های نهفته فراهم کند.
یک معلم جوان که 3 سال است تدریس می کند، معتقد است: «باید در تمام مدارس کارگاه های آموزشی و بازآموزی تشکیل شود. اگر معلم ها هم خودشان را موظف ببینند که دانششان را افزایش دهند ، رقابت بینشان بیشتر می شود.»
او اضافه می کند: «مدرسه باید عرصه پویایی و نوآوری باشد. بچه ها خلاقیت را از ما یاد می گیرند ؛ پس در درجه اول خودمان باید در محیط یک کلاس کوچک تحول ایجاد کنیم.
این طوری می شود انتظار داشت فرهنگ خلاقیت به وجود بچه ها نفوذ کند.»