زمانی می توانیم بگوییم دسترسی به ارتباطات و اطلاعات جدید نتیجه مثبتی داشته که به موازات تغییر در مصرف کالاها تولید هم در روستاها متحول شودانسان نیازمند ارتباط است و بدون ارتباط دچار فنای زودرس خواهد شد
کد خبر: ۵۸۲۳
هر چه دامنه ارتباطات به طور نهادینه شده وسعت بیشتر یابد، جامعه نیز از پیشرفت بیشتری برخوردار خواهد شد. طبق آمار سال 1375 حدود1455 نقطه روستایی از امکانات ارتباطی بهره مند شده اند. آنچه از آمار برمی آید، نشان این است که امکانات پیشرفته ارتباطی بنا به دلایل متعدد بین جوامع مختلف عادلانه توزیع نشده است و در مناطق مختلف یک کشور و یک شهر و محله های مختلف آن نیز بوضوح می توان این توزیع ناعادلانه را مشاهده کرد. واضح است که اگر این امکانات ارتباطی بدرستی به کار برده شوند و در روابط انسانی در جای درست خود قرار گیرند، شرایطی فراهم می شود که جوامع ، بسرعت رشد و توسعه یابند و اگر فرهنگ چگونگی استفاده از این امکانات به استفاده کننده نیز آموزش داده شود، بی شک در مدت زمانی کوتاه تر شاهد رشد اقتصادی، فرهنگی و بهداشتی روستاییان خواهیم بود ارتباطات جدید و تاثیر آن بر جوامع روستایی و بخصوص جوانان روستایی موضوعی است که درباره آن گفتگویی با دکتر محمود جمعه پور متخصص برنامه ریزی روستایی و عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی صورت داده ایم.شما با توجه به امکانات جدید ارتباطی ، جامعه روستایی امروز را چه نوع جامعه ای می دانید؛جامعه روستایی همان جامعه روستایی مقاوم در برابر تغییرات و دگرگونی ، تقدیرگرا و سنتی نیست ؛ در حال حاضر، بر این اساس نمی توان جامعه روستایی را تعریف کرد؛ بلکه می توان گفت جامعه روستایی یک مقیاس کوچکتر و ساده تری از سکونت گاه هاست در مقابل سکونت گاه شهری که یک مقیاس بزرگتر به شمار می آید؛ بنابراین باید با توجه به دیدگاه جدید نسبت به روستا و جامعه روستایی برنامه ریزی صورت گیرد.تحول در دسترسی به ارتباطات در جوامع روستایی چه تاثیری بر این جوامع گذاشته است؛یکی از ویژگی های جوامع روستایی سنتی ، روابط محدود در سطح درون جامعه و به صورت روابط بسته بوده که خود ناشی از ارتباط بسیار ضعیف و جزیی با دنیای بیرون از روستا بود؛ به عبارتی در یک روستای سنتی روابط محدود بیشتر در درون جامعه تعریف می شد و ارتباطات بیرونی روستا نیز بسیار محدود و از کانال های خاصی مثلا از طریق نظام ارباب و رعیتی و نظام واسطه گری بود. همین محدودیت ها باعث می شد تا ما با جامعه خاصی روبه رو شویم یک جامعه محدود و بسته با سطح تغییرات کند و جزیی که در خصلتهای جامعه روستایی به عنوان ویژگی های جوامع سنتی ذکر می شود و خود پیامد ارتباط محدود این جوامع با دنیای بیرون بوده است ؛ اما در حال حاضر به همان ترتیبی که در سطح دنیا و در جوامع شهری ارتباطات گسترش پیدا کرده ، جامعه روستایی هم از این گسترش بی نصیب نمانده است . اکنون در جامعه خودمان بیشتر روستاها به اکثر وسایل ارتباط دسترسی دارند؛ از رادیو و تلویزیون و تلفن گرفته تا رایانه و وسایل جدید صوتی و تصویری . این که واقعا اینها چه تاثیری بر جامعه روستایی گذاشته ، جای بررسی بیشتری دارد؛ ولی در هر صورت ، مرزهای بسته و محدود جامعه روستایی شکسته شده و برخی از قواعد به هم ریخته است . مثلا نظام اجتماعی حاکم بر روستا، جایگاه اجتماعی ریش سفیدان ، پایبندی به سنتها، پایبندی به محل زندگی دچار تغییر و تحول شده است . به عنوان مثال امروزه جوانان روستایی که به وسایل ارتباطی صوتی و تصویری و ماهواره ای دسترسی دارند، دقیقا به همان اندازه از الگوهای فرهنگی جوامع غربی تاثیر می گیرند که یک شهری تاثیر می گیرد. اگر در گذشته یک جوان روستایی پایبند به این بود که ریش سفید خانواده چه می گوید، امروزه به علت گسترش روابط، چندان پایبند نیست و می توان گفت به نوعی نقش ریش سفیدان کمرنگ شده است، اینها از بعد اجتماعی است .از بعد اقتصادی هم می توانیم به نوعی دیگر به مساله توجه کنیم ؛ در واقع دسترسی به امکانات ارتباطی باعث شده که روستاییان خود را با افراد شهری مقایسه کنند و تفاوت ها و نابرابری ها برای آنها سوال برانگیز باشد. یکی از عوامل اصلی مهاجرت های گسترده روستاییان به شهر به همین موضوع برمی گردد.درباره نقش گسترش ارتباطات در افزایش روند مهاجرت روستاییان بیشتر توضیح دهید؛در این چند ساله اگر بررسی کنیم ، می بینیم با وجود این که از نظر امکانات ، روستاها در وضعیت بهتری به سر می برند، ولی دسترسی به امکانات باعث ماندگاری آنها در روستاها نشده است ؛ چرا که دسترسی به ارتباطات گسترده تر و اطلاعات بیشتر این امکان را داده است تا خود را با جوامع دیگر مقایسه کنند. جوانها این امکان برایشان به وجود آمده که از نظر درآمد، شغل و نوع کار خود را با جوانان دیگر مقایسه کنند؛ چرا جوانان ما حاضر نیستند کار کشاورزی انجام دهند، به این دلیل که کار پر زحمت و کم درآمد کشاورزی را وقتی با کار پردرآمدتر و راحت تر شهری مقایسه می کنند، ترجیح می دهند آن را انجام دهند. به عنوان مثال در شهر به کوپن فروشی و دیگر شغلهای کاذب بپردازند. می توان گفت گسترش ارتباطات در تمامی شوون جامعه روستایی تاثیر قابل توجهی داشته است ؛ در نیازها و خواسته های افراد و بویژه جوانان ، در الگوهای آنها، در روابط اجتماعی و اقتصادی جوانان، در رفتارهای فردی و جمعی.با این توضیح به نظر می رسد گسترش امکانات ارتباطی نوعی دوگانگی در جوانان روستایی به وجود آورده است؛بله ، باعث دوگانگی شده است در واقع جامعه روستایی از نظر بستر و خاستگاه یک جامعه سنتی است ؛ در صورتی که ابزار و امکانات جدید وارد این روستاها شده ، بنابراین دوگانگی شدیدی بویژه بین نسل جدید، نوجوانان و جوانان روستایی ، با نسل قدیم در درون جامعه اتفاق افتاده است.نوعی دوگانگی شدید بین گروهی که به این امکانات و ارتباطات دسترسی دارند، مثل دانش آموزان و دانشجویان و تحصیلکرده های جوان روستایی با افرادی که در این محیطها نبوده اند. دوگانگی در سطح اجتماعی هم اتفاق افتاده ، از نظر اقتصادی شاید در درون روستا چندان دوگانگی اتفاق نیفتاده باشد؛ ولی این دوگانگی بین درون روستا و بیرون روستا اتفاق افتاده است ؛ یعنی شرایطی پیش آمده که یک جوان روستایی خود را با جوان شهری مقایسه کند و این دوگانگی خود را بیشتر نشان می دهد.پس برای ورود به عصرارتباطات چه باید کرد که آسیب کمتری به بار بیاورد؛دسترسی به امکانات ارتباطی خود به خود مقوله مثبتی است . باید ببینیم که واقعا چه کار باید کرد تا پیامدها و نتایج این ارتباطات هم مثبت باشد؛ در واقع ارتباطات در بسیاری از مواقع می تواند مانند دارو باشد؛ ولی همان طور که یک بیمار باید دارو را در زمان خاص با دز مشخص مصرف کند، در جامعه هم چنین است . برای وارد شدن به عصر جدیدی که در دسترسی به امکانات برای همه فراهم و ارتباطات در اختیار همه است ، نیاز به بسترسازی احساس می شود. ما باید ابتدا جوان روستایی را نسبت به دنیای خود یا نسبت به موقعیت و جایگاه خود آگاه کنیم . ابتدا باید در سطح جامعه یک خودشناسی نسبت به فرهنگ ، اجتماع ، ساختار اقتصادی و اجتماعی ، اصالت های تاریخی و سنتی و فرهنگی ایجاد کینم تا این افراد در مقابل دنیای جدید، اطلاعات جدید و در مقابل برداشته شدن مرزها دچار خودباختگی نشوند، همان اتفاقاتی که در سطح جهان سوم اتفاق می افتد و افراد در مقابل فرهنگ غرب دچار خودباختگی می شوند، در جوامع روستایی به صورت شدیدتر در مقابل فرهنگ شهری و فرهنگ غرب اتفاق می افتد و آن به دلیل فقدان شناخت روستایی به خود است.به نظر من بسترسازی و فراهم کردن بستر مناسب و در واقع گسترش ارتباطات براساس برنامه و جهت گیری مشخص می تواند باعث تقویت جنبه های مثبت توسعه ارتباطات و کاهش پیامدهای منفی آن شود. اساسا دسترسی به ارتباطات و اطلاعات مثبت و در واقع توان بالقوه است ؛ بنابراین ما باید بکوشیم ، همزمان با ورود اطلاعات و وسایل ارتباطی جدید به روستاها بستر مناسب را هم فراهم کنیم و جنبه های مثبت زندگی سنتی جوامع روستایی را تقویت کنیم و به افراد روستایی بشناسانیم.البته در دهه های اخیر با وجود این که روستاها از جنبه هایی مانند دسترسی به امکانات و سطح بالاتر زندگی رشد کرده اند؛ ولی در جنبه هایی هم رشد نکرده اند و به نوعی پسرفت دچار شده اند؛ به عبارتی "توسعه " اتفاق نیفتاده ، به این دلیل که تحول ، تمامی ابعاد زندگی روستایی و جوامع روستایی را دربر نگرفته است زمانی می توانیم بگوییم دسترسی به ارتباطات و اطلاعات جدید نتیجه مثبتی داشته که به همان ترتیبی که در مصرف کالاهای جدید در روستاها تغییر افتاده ، در بعد تولید هم تغییر اتفاق می افتاد. مانند راندمان تولید گندم که به طور متوسط چیزی حدود1500 کیلو در هکتار است ، افزایش پیدا می کرد2000 کیلو و یا بیشتر امروز کمتر به ذهن جوان روستایی خطور می کند که بگوید یک جوان روستایی مثلا در کشوری مانند هند5000 کیلو در هکتار برداشت می کند؛ ولی من هزاروپانصد کیلو؛ اما این مقایسه در مد لباس و خواسته ها و نیازها اتفاق افتاده است . روستاها دچار رشد و تحول در برخی از زمینه ها شده اند؛ ولی توسعه به مفهوم واقعی اتفاق نیفتاده است . از این رو می بینیم که این مساله باعث دوگانگی شده ، نیاز بیشتر، الگوی مصرفی در کنار یک درآمد ثابت و محدود که نتیجه اش مهاجرت می شود، منفی است ، می تواند مثبت باشد؛ ولی باید به این مساله توجه می کردیم که جوان روستایی که متوجه مد و مصرف می شود، باید به مسائل تولیدی هم توجه کند، باید بسترسازی می کردیم . مثلا به این نکته توجه می کرد که اگر فلان جوان فلان مد لباس را می پوشد با پول کشاورزی تهیه کرده است . تا حدودی به بعد اجتماعی و فرهنگی توجه کرده ایم ؛ ولی بعد اقتصادی ، بعد دانش تولید، اطلاعات تولید ترویج نشده است . یک جوان روستایی از نظر خواسته ها همان خواسته هایی را دارد که در جوامع دیگر است؛ اما از نظر تولید همان تفکر جوامع سنتی را دارد.ما در مقابل پدیده ای قرار داریم که نخست نمی توانیم در مقابلش مقاومت کنیم ، دوم این که نمی توانیم آن را نادیده بگیریم و در نهایت خودش یک ابزار مثبت است ؛ بنابراین باید با اندیشه و برنامه که برنامه خودش یک اندیشه به نظم درآمده است ، با این مساله برخورد کنیم . نمی شود مقابل آن مقاومت کرد و اصلا مقاومت در این مورد معنی ندارد ما باید خودمان را آماده کنیم ، بسترها را آماده کنیم ، در جامعه روستایی یک بستر خاص و در جامعه شهری هم بستر ویژه خود را.