تله‌فیلم «برنده» را کارگردانی مقابل دوربین برده که پیش از این فیلم متفاوت «صندلی خالی» را ساخته است

قصه و غصه نسل جوان

اگر فیلم «صندلی خالی» سامان آسترکی را دیده باشید، با دیدن تله‌فیلم «برنده» که از شبکه یک پخش شد، متوجه خواهید شد با کارگردانی مواجه هستید که در یک ساختارشکنی فرمی که البته وفادار به مولفه‌های قصه‌گویی است، داستانش را بدون آنارشیسم و ادا و اطوارهای پست‌مدرنیستی روایت می‌کند.
کد خبر: ۵۷۹۲۹۸

تله‌فیلم برنده از این حیث فارغ از مضمونی که دارد اتفاقی در عرصه تله‌فیلمسازی است که سطح کیفی آن را بالاتر از استاندارد معمول قرار می‌دهد. فیلم بشدت سینمایی بوده و سبک و سیاق تصویربرداری و حتی ساختاری که برای روایت قصه برمی‌گزیده نسبت به تله‌های دیگر متفاوت بوده و شاید به همین دلیل برای مخاطب تلویزیون کمی غریب و ناآشنا به نظر برسد. دکوپاژ (نمابندی) آستراکی در عین این که سینمایی است، اما شرایط مدیوم تلویزیون را در نظر می‌گیرد و فیلمساز تلاش کرده فرم را قربانی مضمون ملتهب قصه نکند.

برنده درباره نسل جوانی است که در بستر فقر و بیکاری در معرض آسیب‌های اجتماعی ـ اخلاقی بوده و فیلم با لحنی تقریبا گزارش گونه این موقعیت را به تصویر می‌کشد. قرار نیست در اینجا درباره مشکلات جوانان مثل بیکاری، اشتغال و امید به آینده شعار داده شود یا در بازنمایی این موقعیت اغراقی صورت گرفته و فضایی چرک و کثیف با هاله‌ای از تباهی و نفرت برجسته شود. بر این اساس فیلم لحن رئالیستی (واقعگرا) به خود گرفته و کارکردی مستند گونه پیدا می‌کند. در ضمن یکی از لایه‌های اصلی قصه، پرداختن به پشت صحنه فوتبال و زد و بندهای پشت پرده آن است که به نظر می‌رسد از شفافیت و صداقت بیشتری نسبت به برخی فیلم و سریال‌های مشابه برخوردار است.

آسترکی با آمیختن دو موضوع بیکاری و شیادی از طریق تداخل قصه صمد و میلاد به شکل جامعه‌شناختی و تحلیلی به بررسی سوژه پرداخته و انگار فیلم به شکل روایت موازی واجد دو قصه مستقل است. یکی قصه صمد و کشمکش‌های درونی و بیرونی‌اش برای یافتن کار، معیشت و خارج شدن از خاستگاه طبقاتی‌اش و دیگری ماجرای میلاد و موانع مشکلاتی که برای پیوستن او به باشگاه فوتبال وجود دارد. در واقع برنده یک ملودرام اجتماعی است که با رویکردی آسیب‌شناختی به مشکلات نسل جوان می‌پردازد بدون این که لحن نصیحت گونه‌ای به خود بگیرد یا تمایل به سیاه‌نمایی داشته باشد. میلاد یک نابغه فوتبال است که به دلیل جو ناسالمی که بر مناسبات حرفه‌ای این ورزش حاکم است نمی‌تواند جایگاه شایسته خود را پیدا کند، او حتی برای خرج و مخارج زندگی و تحصیلش حاضر است، لباس عروسک بپوشد و در رستورانی کار کند، اما صمد از این اتفاق ناخرسند بوده و تلاش می‌کند هر جوری شده برادرش را به جایگاه شایسته‌اش برساند. این در حالی است که خود او تازه از زندان آزاد شده و در پی کسب و کار است. آسترکی تصویر بی رحم جامعه را به نمایش می‌گذارد که در آن درست و پاک زیستن مشکل بوده و نتیجه کار این می‌شود تا صمد عهد خود را با خود بشکند و باز مجبور شود به سمت کارهای خلاف روی آورد که عاقبت این کار، باز هم میله‌های زندان است.

یکی از امتیازات مهم این تله‌فیلم بازی‌های خوب و روان بازیگرانش بویژه مهرداد صدیقیان است که در عین درونگرایی که دارد شخصیت طغیانگر صمد را نیز بخوبی به نمایش می‌گذارد. قصه بیشتر با محوریت صمد پیش می‌رود و شخصیت‌های دیگر در کنار داستانک‌های مرتبط با خط اصلی قصه به صمد پیوند می‌خورد. بازی خوب محمدرضا داوودنژاد در نقش دایی صمد را نباید نادیده گرفت. بویژه در سکانس داخل کامیون که با پدر صمد و میلاد مجادله کرده و بی‌مسئولیتی او را در ایجاد شرایط فرزندانش به باد سرزنش می‌گیرد. جالب این که فیلم در عین برخی کجروی‌ها و نابهنجاری‌های نسل جوان، نگاهی بدبینانه و از بالا به آنها نداشته و کارگردان از قضاوت مستقیم اخلاقی پرهیز می‌کند. او فقط موقعیت نابهنجار قصه را بازنمایی کرد و تا جایی که امکان داشته، لحن واقعگرای خود را حفظ می‌کند. بازی‌های خوب، لذت تماشای این تله‌فیلم را تضمین کرده و این نشان می‌دهد توجه به مقوله بازیگری که معمولا در تله‌فیلم‌ها کمتر به آن توجه می‌شود چقدر می‌تواند در جذب و رضایت مخاطب تاثیر‌گذار باشد.

اگر این بازی‌های خوب را در کنار شخصیت‌پردازی منطقی فیلم قراردهیم به ساختار محکم اثر پی می‌بریم. آسترکی تلاش کرده از تیپ‌سازی بپرهیزد و شیوه دیالوگ‌پردازی قصه این وجه را نمایان‌تر می‌کند. او از نگاه سیاه و سفید و تصویرسازی از آدم خوب و بد پرهیز کرده و تلاش می‌کند تصویر واقعی از آدم‌های قصه‌اش ارائه دهد. شکل تصویربرداری و سکانس‌های تقطیع‌شده و گاه یک نوع چرخش بصری در تدوین نماها ازجمله ویژگی‌های فیلمسازی آسترکی است که در فیلم صندلی خالی هم شاهد آن بودیم. نکته مهمی که در تله‌فیلم برنده قابل تامل است توجه به تجربه‌گرایی در فرم و ساختار اثر است که می‌تواند تله‌‌فیلمسازی را از این یکنواختی و یکدستی ساختاری رها کند.

سیدرضا صائمی / جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها