پرسش مسابقه کتبی، تشریحی طرح در ارتباط با پیامهای این جزء بوده و صندوق پستی1447ـ 16765 شبکه قرآن و معارف سیما آماده دریافت برداشتهای مخاطبان گرامی خواهد بود.
سوره مبارکه: قلم، آیات مبارکه: 52 ـ 48
خداوند در قرآن، حدود 20 مرتبه پیامبرش را به صبر دعوت کرده است زیرا ارشاد مردم به صبر و مقاومت نیاز دارد. منظور از صاحب حوت ـ مـاهـی ـ حضرت یونس پیغمبر(ع) است و کلمه «مکظوم» از مصدر «کظم» غیظ است و به معنای فرو بردن خشم؛ به همین جهت مکظوم را تفسیر کردهاند به کسی که خشم گلویش را گرفته باشد و نتواند به هیچ وسیلهای آن را خالی کند. در این آیه رسول خدا صلیاللّه علیه و آله و سلم را نهی میکند از این که مانند یونس(ع) باشد که هنگام مناجات با خدا مالامال از خشم بوده، میفرماید تو این طور مباش و این در حقیقت نهی از سبب خشم است و سبب خشم این که آدمی کمحوصله باشد و در آمدن عذاب برای دشمنانش عجله کند.
مراد از «نعمت پروردگار» که حضرت یونس دریافت کرد هم نعمت مادی است که به او رو کرد، زیرا او غرق نشد و ماهی او را بلعید، در شکم ماهی زنده ماند و سپس او را بیرون آورد و هم نعمت معنوی که توفیق عذرخواهی و پذیرش توبه او باشد، زیرا هیچ توبه و اطاعتی از انسان سر نمیزند مگر با توفیق الهی. با این که حضرت یونس مورد لطف قرار گرفت، پس چرا باز هم به بیابان خشک پرتاب شد؟ چنان که میفرماید: «فَنَبَذْناهُ بِالْعَراءِ وَ هُوَ سَقِیمٌ وَ أَنْبَتْنا عَلَیْهِ شَجَرَةً مِنْ یَقْطِینٍ» (صافات، 145- 146) ما او را در بیابان خشک فرو نهادیم در حالی که او بیمار بود و بوتهای از کدو بر بدن او رویاندیم تا شفا یافت. باید در پاسخ گفت: پرتاب به بیابان همراه با درمان بیماری لطف است، ولی پرتاب با توبیخ، مذمّت ابدی قهر است.
به جای آن که افراد را به خاطر یک لغزش طرد کنیم، آنها را تدارک کنیم، ضعفها را برطرف و آنگاه به آنان مسئولیت دهیم. توبه و گفتوگو با خداوند، راهی است برای دریافت نعمتهای ویژه.
در آغاز این سوره به تهمت جنون به رسولاللّه صلیالله علیه و آله اشاره شد و در این آیه که پایان این سوره است به این نسبت تصریح شده است. «لَیُزْلِقُونَکَ» از ماده «زلق» به معنای لغزیدن و به زمین افتادن و کنایه از هلاکت و نابودی است. آیه 51، بیانگر شدّت غضب کفّار است که هنگام شنیدن آیات قرآن میخواهند تو را نابود کنند. باید توجه داشت کینه دشمن جدی است، پس باید به هوش بود. آغاز سوره، سخن از قلم و نوشتن بود و پایان سوره، بیداری تمام جهانیان. شاید اشاره به این باشد که کلید بیدار شدن جهانیان، ابزار فرهنگی است. در واقع قرآن، وسیله غفلت زدایی است. قرآن، محدود به زمین و زمان خاصّی نیست، کتابی است جهانی و جاودانی برای همه ملتها.