چه چیزی در نمایش «روز سیاوش» شما را جذب کرد که در آن حضور پیدا کردید؟
واقعیت این است که سودابه برای یک بازیگر نقشی وسوسهکننده است، خصوصا بازیگری که دوست دارد کار سخت انجام دهد و با کارهای سهل و آسان میانهای ندارد.
سودابه در قصه اساطیری شاهنامه نقش پررنگی دارد و این نیز دلیل دیگری برای جذابیت ایفای نقش اوست.
آقای گودرزی (شکرخدا) سالهاست در زمینه تئاتر فعالیت دارد و بیشتر کارهای ایشان نیز برپایه قصههای اساطیری است و خوشحالم که این قصهها را زنده نگه میدارد و کار مهمی انجام میدهد. فکر میکنم این نمایش ارزش این را دارد که دو ساعت برای تماشای آن وقت صرف شود تا این قصهها زنده نگه داشته شود.
نقش سودابه چه ویژگیای دارد؟
به نظر من نقشی سخت و منفی است. نقشی است که تک بعدی نیست و در اثر جبر روزگار منفی شده و شاید هر کس دیگری بجای سودابه بود همین کار را مرتکب میشد، حال نه به این خشونت ولی میتوانست چنین عکسالعملی را داشته باشد؛ چراکه او اسیر جنگی بوده و ناخواسته وارد حریم کابوس شده است.
باتوجه به اینکه شما نخستین بانویی هستید که در نقش سیاه نیز ایفای نقش داشتهاید، میتوان علاقه به نمایشهای سنتی و ایرانی را دلیل دیگری برای حضور در این نمایش دانست؟
چندان ارتباطی ندارد. البته باید بگویم من برای صحنه تئاتر یک ابهت قائلم، اصولا با آثاری که خیلی رئال هستند و مثل زندگی روزمرهاند یا آیتمهای تلویزیون ارتباط برقرار نمیکنم و پیش از این نیز چنین آثاری را در مجموعه تئاترشهر نیز تماشا کردهام و احساس کردم چندان کار جالبی نیست که نمایشی تا این اندازه رئال باشد و صحنه یک جادویی دارد که باید حریم آن را حفظ کرد.
البته بدم نمیآید مثلا قصه سودابه و سیاوش شکل مدرن و امروزی میداشت ولی احساس میکنم تاثیری که این شیوه اجرایی کلاسیک بر تماشاگران دارد هزار برابر بیش از شیوه مدرن و امروزی است.
فکر میکنم نمایش روز سیاوش نخستین نمایش کلاسیکی است که در آن حضور دارید.
بله نخستین نمایشی است که با این شیوه اجرایی در آن بازی میکنم.
چه تفاوتی با بازی در نمایشهای به قول خودتان رئال و امروزی دارد؟
این نوع نمایش بسیار سخت است و اگر حتی به عنوان بازیگر، یک و او را حذف کنیم یا زبان برای ادای یک کلمه نچرخد کار خراب میشود و مثل کار رئال نیست که بتوان آن را جمع کرد. اینجا دست بازیگر به اصطلاح روست و هر کاری کند تماشاگر متوجه آن میشود.
آیا در نمایش روز سیاوش نقش دیگری وجود دارد که شما دوست داشته باشید آن را بازی کنید؟
بله؛ من نقش مادر سیاوش که خانم رویا بختیاری آنرا بازی میکند، دوست داشتم؛ چراکه فکر میکنم یکی از نمایشیترین صحنههاست و ابتدای کار با ریتمی خوب آغاز میشود و من شروع این نمایش را خیلی دوست دارم و خیلی خوش ریتم است و تماشاگر کاملا جذب آن میشود. این نقش، نقشی کوتاه و بسیار تاثیرگذار است و فکر میکنم شکرخدا گودرزی به زیبایی آنرا نوشته و البته رویا بختیاری نیز بخوبی ایفای نقش کرده است.
رابطه شما با فریده دریامج بهعنوان بازیگر مقابلتان بیشتر به رابطه مادر و فرزندی شبیه است تا اینکه ندیم شما باشد. چرا؟
بهدلیل اینکه وقتی سودابه وارد دربار میشود دخترکی 10 ساله بوده و در واقع اصلا مادر به خودش ندیده واز روز نخست انیس را دیده و او حکم مادر را برایش دارد و در جایی نیز میگوید که مونس شبهای تار و اشکهای پنهانیام و این نشان میدهد که حتی از مادر نیز به او نزدیکتر است.
اگر خودتان تماشاگر این نمایش بودید زمان نمایش برایتان طولانی نبود؟
تعجب میکنم که چرا آنتراکت درنظر گرفته نشده است. گو اینکه زمان این نمایش در ابتدا بیشتر بود و حدود دو ساعت و نیم بود ولی واقعا کوتاهتر از این امکانپذیر نبود.
استقبال مخاطبان از این نمایش از دیدگاه شما چگونه بوده است؟
تماشاخانه سنگلج مخاطبان خود را دارد و فکر میکنم تماشاگران از نمایش روز سیاوش استقبال کردهاند. اگر تماشاگری با نگاه منفی به تماشای این نمایش ننشیند از این نمایش خوشش میآید؛ چراکه سعی شده نمایشی بینقص ارائه شود و زحمات زیادی برای آن کشیدیم.
پیمان شیخی / جامجم
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب در گفتگو با جام جم آنلاین مطرح کرد
رئیس سازمان غذا و دارو در گفتوگو با «جامجم» مطرح کرد
رئیس مرکز ملی اقلیم و مدیریت بحران خشکسالی در گفتوگو با «جامجم» تاکید کرد