حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
در کارنامه هنری جمال شورجه آمده او فارغالتحصیل کارگردانی از دانشکده سینما و تئاتر دانشگاه هنر است و کارگردان آثاری همچون 33 روز، وعده دیدار، باشگاه سری، خلبان، دایره سرخ، عبور از خط سرخ، حماسه مجنون، لبه تیغ، عملیات کرکوک، شب دهم روزنه و... بوده است. همچنین آثاری چون حماسه مجنون، لبه تیغ، عملیات کرکوک و شب دهم، قلم او به رشته تحریر درآمدهاند. شورجه تهیهکنندگی آسمان هشتم، نفوذی، دوشیزه و شب دهم را نیز به عهده داشته است.
روند ساخت و ویژگیهای ساخت یک اثر تبلیغاتی چگونه است؟
باید دید نامزدی که برای ریاست جمهوری انتخاب شده، چه رزومهای دارد؛ مثلا چه کارهایی انجام داده و چقدر در جامعه شناخته شده است. آیا پست و سمت مدیریتی داشته است. به فرض اگر هم داشته منشاء چه حسنات و برکاتی بوده است. چه برنامههایی پیشرو دارد و قرار است چه راهکارهایی برای حل مشکلات ارائه کند. همچنین گاهی سبک زندگی او نیز برای بخشی از اقشار یا عموم جامعه مهم است، یعنی اگر فرد نامزد ریاستجمهوری شناخته شده باشد بیشتر باید بر معرفی برنامههایش تکیه کرد، اما اگر چهره آشنایی نیست باید خود فرد را هم برای جامعه ترسیم کرد و نوع نگاه او را به مردم شناخت تا سبک و سیاق مدیریتیاش را در این اثر هنری بیابند.
نامزدها باید برنامههای خود را در این آثار ارائه کنند و یک پرسش بزرگ از مدیران شناخته شده وجود دارد اینکه اگر مشکلات متعددی در جامعه وجود دارد، امثال او چرا تاکنون افکار و اندیشههای ترمیم بخش خود را ارائه نکردهاند.
به نظر شما کارگردان یک فیلم انتخاباتی میتواند فیلم را آنطور که خود میپسندد به تصویر کشد؟
ویژگیهای تبلیغات نمیطلبد که مثلا به جزئیات و زندگی خصوصی یک فرد داخل شد. ممکن است در این راه محدودیتهایی وجود داشته باشد، اما شاید نامزد دیگری نسبت به این موضوع حساسیت نداشته باشد و بخواهد همسر و فرزندانش نیز در کنارش مطرح شوند.
البته نمیتوان اسم این موانع را محدودیت گذاشت، چون اینها معذوراتی هستند که گاهی به وجود میآیند. این به خود فیلمساز و جایگاه نامزد انتخاباتی نیز بستگی دارد. گاهی فیلمساز لزومی نمیبیند وارد برخی مسائل شود مثلا خانواده نامزد انتخاباتی در چه جایگاهی است یا این که شرایط و سطح زندگی آنها در چه حد است مگر آن که مخاطب بخواهد در این زمینه اطلاعات کسب کند و فیلمساز نیز این درخواست را درک کرده باشد و در فیلم خود به آنها بپردازد، البته ممکن است فیلمسازهای دیگر الزامی به پرداخت این موضوعات نبینند.
به نظرم پیش از همه اینها برنامههای نامزد مورد نظر مهم است و در یک فیلم تبلیغاتی انتخاباتی باید روی این مساله مانور داد، چراکه طی این مسیر محدودیتی برای کارگردان وجود ندارد و میتواند ایدهآلهایی را که به واقعیت نزدیک هستند برای آن نامزد انتخاباتی ترسیم کند خیلی ایدهآلیسمی و فراواقعی نگاه نکرده و برنامههای او مطابق با شرایط جامعه باشد. معتقدم غلو و نگاه صرفا ایدهآلیسمی و دست نیافتنی توفیقی برای نامزدها به همراه نخواهد داشت مگر آن که واقعبینانه باشد.
این فیلمها باید چه ویژگیای داشته باشند تا تاثیرگذار باشند و افراد بیشتری را پای صندقهای رای بکشانند؟
همه اینها به سلیقه و خلاقیت فیلمساز بستگی دارد و نمیتوان برای آن فرمول یا ویژگی آکادمیک مشخص کرد. او باید نیاز و نگاه جامعه را در نظر گیرد. ممکن است یک جامعه سرمایهسالار باشد. در این شرایط فیلمساز تبلیغاتی، باید به چگونگی مدیریت این سرمایه توسط فرد کاندیدا توجه کند، اما گاهی جامعه معتدل است یا سطح معیشت مردم پایینی دارد. در چنین شرایطی فیلمساز بر برنامههای نامزدها برای بهبود وضع اقتصاد و معیشت مردم تمرکز میکند.
هم مسیر بودن عقاید کارگردان و نامزد انتخاباتی مورد نظرش برای ساخت یک فیلم انتخاباتی ضرورت دارد؟
به طورحتم هر قدر فیلمساز با عقاید، اندیشه و روشهای مدیریتی آن نامزد همسو باشد در نوع تبیین و ساخت فیلم موثر است. مانند ساخت یک فیلم دفاع مقدس میماند اگر فردی به این موضوع اعتقاد داشته باشد اثرش نیز باورپذیرتر است و با عشق و علاقه کار میکند، اما اگر کار به یک تکنیسین سپرده شود و صرفا نگاه مکانیکی داشته باشد روح در آن جاری نخواهد بود. بنابراین معتقدم همگرایی فیلمساز با عقاید نامزد افراد بیشتری را تحت تاثیر قرار خواهد داد و باورپذیریش افزایش پیدا میکند.
آیا شهرت و جایگاه مناسب کارگردان انتخاباتی برای نامزد انتخاباتی توفیقی به همراه خواهد داشت؟
این را هم نمیتوان خیلی فرموله کرد، مثلا نمیتوان گفت یک فیلمساز مشهور جهانی میتواند فیلم بهتری برای یک نامزد انتخاباتی بسازد، اما یک مستندساز خلاق و فعال که شاید اسم و رسمی هم نداشته باشد از پس این کار بر نخواهد آمد. چون در گذشته دیدهایم فیلمسازهای بزرگ وارد میدان شدند، اما آثارشان مورد اقبال واقع نشده و از طرفی کارگردانهای متوسط آثاری ساختهاند که مورد وثوق بودهاند.
اگر فیلمساز بداند که چه میخواهد بگوید و با طرح و برنامه پشت دوربین قرار گیرد، همچنین مخاطب خود را بشناسد و بداند برای چه قشری از جامعه فیلم میسازد در کار خود موفقیت بیشتری کسب خواهد کرد.
پیروی برخی اقشار جامعه را از رای یک هنرمند یا ورزشکار چطور ارزیابی میکنید؟
معتقدم ساخت یک فیلم انتخاباتی حرکتی سیاسی محسوب میشود، در حالی که همه اقشار جامعه تفکر سیاسی دارند و کارگردانان بهعنوان طبقه فرهیخته جامعه از این امر مستثنا نبوده و بسیاری از آنها مورد اقبال بخشی از جامعه هستند.
برای برخی اقشار جامعه مهم است که مثلا ورزشکار و هنرمند مورد علاقهشان از کدام نامزد انتخاباتی حمایت میکند تا آنها نیز از انتخاب فرد مورد علاقه و معتمد خود پیروی کنند. البته هر قدر نگاهشان به سمت افراد دردشناس جامعه و اخلاقمدار باشد انتخاب بهتری به دنبال خواهند داشت؛ چراکه پیروی از انتخاب یک هنرمند یا بازیگر مشهور نمیتواند کار درستی باشد. شاید چنین فردی برحسب نیاز خودش از یک نامزد حمایت میکند، اما آن نامزد نتواند خواستههای ما را در برنامههایش بگنجاند.
معتقدم نگاه مردم باید به سمت افراد اهل فرهنگ و تدین باشد، به طور مثال اگر تحقیق کنیم آیتالله جوادی آملی به چه کسی رای میدهد بهتر است تا یک هنرمند یا ورزشکار، چراکه بهیقین ایشان با تمام هوش و ذکاوت خود آن فرد را انتخاب کرده است و رایش قابل مقایسه با فردی مانند شورجه نیست. پس بهتر است مردم نگاهشان به بزرگان باشد.
مریم احمدی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....