نفت و گاز، علل مستقیم جنگ در افغانستان نیست ؛ اما شناخت انگیزه های سیاست درازمدت امریکا در قبال این کشور، حایز اهمیت است
کد خبر: ۵۶۱۸
برای نفت و گاز نیست که امریکا به افغانستان حمله کرده است ؛ اما افغانستان از دیرباز در طرح و برنامه های امریکا برای در دست گرفتن کنترل ذخایر نفت و گاز وسیع اما محصور در خشکی آسیای میانه ، جایگاه مهمی داشته است . گرچه انگیزه اصلی امریکا از حمله به افغانستان ، از میان بردن پناهگاه اسامه بن لادن در این کشور است ، اما یک هدف مادی تر دیگر، بویژه در جستجو برای یافتن حکومت جایگزین در کابل ، در دستور کار امریکایی ها قرار دارد. با سرنگونی رژیم طالبان ، امریکایی ها برای جایگزینی حکومت در کابل ، یک ملاک را مدنظر خواهند گرفت و آن این است که چگونه به بهترین نحو ممکن افغانستان را برای سرمایه گذاری های چند میلیارد دلاری در خط لوله نفت ایمن بسازند.درخصوص حوزه های عظیم نفت و گاز طبیعی ترکمنستان که درست در شمال افغانستان قرار دارد، دولت امریکا به مدت یک دهه از طرحهای گروههای تجاری تحت رهبری امریکا برای احداث خط لوله نفت از ترکمنستان به دریای عرب از طریق افغانستان و خط لوله گاز که با عبور از خاک افغانستان به پاکستان می رسد، شدیدا حمایت کرده است . این خطوط لوله نفت و گاز به چند طریق در خدمت منافع مهم امریکا قرار می گیرد: کشورهای نفتخیز آسیای میانه را از حوزه نفوذ روسیه خارج و مبنایی برای موقعیت قدرتمند امریکا در منطقه ایجاد می کند. با محدود کردن ارتباطات گاز ایران ترکمنستان و جلوگیری از اجرای طرح احداث خط لوله نفت ترکمنستان ایران به دریای عرب ، مانع از گسترش نفوذ ایران در منطقه می شود. منابع نفت و گاز امریکا را تنوع می بخشد و با افزایش منابع تولید، به پایین نگهداشتن قیمتها کمک می کند به شرکتهای نفتی و ساختمانی امریکا که منافع روزافزونی در منطقه دارند، سود می رساند. مقدمات رونق اقتصادی را در منطقه که بسیار بدان نیاز است ، فراهم می کند که خود ممکن است مبنایی برای ایجاد ثبات سیاسی باشد.در بیشتر سالهای دهه 1990 ، ایالات متحده ، هم با تشویق درگیر شدن شرکتهای نفتی امریکا و هم با تحمیل حمایت های مستقیم مالی و نظامی عربستان سعودی و پاکستان دو متحد اصلی خود در منطقه از طالبان ، از به قدرت رسیدن این گروه در افغانستان حمایت کرد. طالبان که به تصوری فوق العاده بدوی از مذهب تسنن پایبند بود، به علت آن که با مسلمانان شیعه در ایران )و نیز در داخل افغانستان ( سخت دشمن بود، منافع مضاعفی برای امریکا داشت.یک شرط اساسی برای احداث این خطوط لوله ، ثبات سیاسی در افغانستان است و امریکا مدتی تصور می کرد طالبان می تواند این ثبات را برقرار کند. اگر طالبان آشکارا اسامه بن لادن را که سابقا از حمایت امریکا بهره مند بود، تحمل نمی کرد و نگرشی بغایت سرکوبگرانه و کاملا ملموس نسبت به زنان و دیگر مسائل اجتماعی نمی داشت ، احتمالا امریکا به حمایت خود از طالبان ادامه می داد و کار احداث این خطوط لوله در اواخر دهه 1990 شروع شده بود. بی تردید ایران معتقد بود که در زمینه طرح درازمدت امریکا برای مهار ایران ، ایالات متحده در پشت پرده حمایت پاکستان و عربستان سعودی از طالبان قرار دارد؛ اما همچون بسیاری موارد پیش از آن ، سیاست خارجی امریکا که بر اصل "دشمن دشمن من ، دوست من است " مبتنی بود، به پیدایش شرایطی کمک کرد که طرحریزی فجایع نیویورک و واشنگتن را ممکن ساخت.مساله بسیار مهم در سیاست آسیای میانه ، توسعه اقتصادی در آذربایجان ، قزاقستان ، ترکمنستان ، ازبکستان و قرقیزستان است که همگی آنها ازجمله فقیرترین بخشهای اتحاد جماهیر شوروی سابق هستند. در بیشتر این کشورها، حکومت های دیکتاتوری اقتداگرا از بدترین نوع آن حکمفرما هستند. در10 سال گذشته ، امریکا حکومت های این کشورها را جذب می کرده و درهای این کشورها را به روی سرمایه گذاری های سودآور شرکتهای امریکایی میگشوده است.ترکمنستان ،ازبکستان ، تاجیکستان و قزاقستان ، سمت شرقی حوزه دریای خزر را تشکیل می دهند که در زیر آن ذخایر نفتی وجود دارد که با ذخایر نفتی عربستان سعودی و غنی ترین ذخایر گاز طبیعی جهان رقابت می کنند اگر روزنامه های تجارتی و پایگاه های شبکه صنعت نفت جهان را بخوانید، واژه هایی چون باورنکردنی ،عظیم و هنگفت در سرتاسر صفحاتی که حوزه های نفت و گاز حوزه دریای خزر را توصیف می کنند، به چشم می خورند اما مهمتر از آن این که ، این واژه ها با واژه های توسعه نیافته ،منزوی و به لحاظ سیاسی بی ثبات همراه هستند. می توان میلیاردها دلار در این منطقه سود برد، اما امکان دستیابی به این سود باورنکردنی به یک مساله بسیار مهم بستگی دارد: چگونه گاز و نفت این منطقه را می توان به بازارهای بالقوه آن انتقال داد؛ درست است که کشورهای آسیای میانه احتمالا بر روی دریایی از نفت و گاز قرار دارند، اما این کشورها از دریاهای اصلی و مراکز صنعتی بسیار فاصله دارند و عمیقا در کانون اسلام جای دارند.چند خط لوله جدید احداث شده است ، اما آن طور که می گویند، احداث تعداد بسیار بیشتری در مراحل مقدماتی است اما احداث این خطوط لوله میلیاردها دلار هزینه دربر دارد و هریک از مسیرهای احتمالی ازحوزه دریای خزر به غرب ، جنوب ، جنوب شرق و شرق ، مشکلات سیاسی بسیار جدی به همراه دارد. بنابراین ، با پایان اوضاع آشفته در افغانستان ، شرکتهای امریکایی و ژاپنی و دولتهای ترکمنستان ، افغانستان و پاکستان خیلی راحت میلیاردها دلار به جیب می زنند و امریکا به یکی از عوامل اصلی برنامه ریزی خود برای اعمال هژمونی )سلطه ( منطقه ای در آسیای میانه دست می یابد.خط لوله فعلی روسیه به پایانه عظیم نفتی در بندر نووروسیسک در دریای سیاه را می شد به حوزه های جدید در آذربایجان و سپس قزاقستان مرتبط کرد. طرح احداث این مسیر شمالی که کنسرسیوم خط لوله دریایی خزر متشکل از شرکتهای روس و خار جی در آن دخیل هستند، همچنان در دستور کار قرار دارد؛ اما احداث آن با موانع سختی روبه روست . اولین مشکل جنگ در چین است که مرحله نخست این خط لوله از آنجا می گذرد. دومین مشکل این است که امریکا دقیقا به دلایلی که روسیه به این خط لوله تمایل دارد زیرا احداث آن بسیار به نفع روسهاست با آن مخالف است.مشکل سوم این است که ترکیه از آمدوشد روزافزون تانکرهای نفت و گاز روسیه که از طریق تنگه 17 مایلی پرازدحام بسفر از دریای سیاه خارج می شوند، ناخرسند است . این تنگه ها دریای سیاه را به دریای مدیترانه وصل می کنند و در حال حاضر، روزانه فقط 7/1 میلیون بشکه نفت از طریق این تنگه ها به نقاط مختلف جهان حمل می شود.در اواخر سپتامبر امسال ، آذربایجان و گرجستان درخصوص حقوق عبور خط لوله گاز آذربایجان به ترکیه از طریق گرجستان که سال 2004 صدور گاز را شروع می کند، توافق کردند. درمجموع ، خط لوله گازی که از دریای خزر می گذرد، نزدیک به یک میلیارد دلار هزینه دربر خواهد داشت ؛ اما می تواند گاز آذربایجان را به بازارهای داخلی ترکیه یا بازارهای اروپا انتقال دهد. این خط لوله گاز با برنامه ریزی اتحادیه اروپا برای احداث شبکه خط لوله گاز که از دریای خزر شروع می شود و تا اقیانوس اطلس امتداد می یابد، مناسبت دارد. گرجستان هنوز از ثبات سیاسی برخوردار نیست ؛ اما مهمتر آن که این مسیر بویژه برای کشورهای ساحل شرقی دریای خزر یعنی ازبکستان ، تاجیکستان ، ترکمنستان و قزاقستان مسیر مناسبی نیست . شرکتهای نفتی هرمساله مربوط به خود دریای خزر را بغایت حساس تلقی می کنند؛ زیرا در اوضاع و احوال به هم ریخته ناشی از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سابق ، هیچ چارچوب قانونی پذیرفته شده برای اداره خود دریای خزر وجود ندارد. امریکا برای اجرای سریع این طرح ، سخت فشار آورده است ؛ هم به علت آن که با اجرای این طرح ، جریان بودجه های کلان برای سرمایه گذاری شروع می شود، و هم این که موقعیت ترکیه را در برابر ایران که امیدهای فعلی و قبلی برای تبدیل شدن به ژاندارم منطقه بودند تحکیم می کند.یک خط لوله احتمالی دیگر که برای شرق آسیا و ژاپن اهمیت زیادی دارد، خط لوله ای است که از ترکمنستان به شین جیانگ در چین و سپس به شبکه گاز چین در سواحل شرقی صنعتی این کشور و احتمالا به ژاپن می رود؛ اما مشکلی که بر سر راه اجرای این طرح قرار دارد، مسیر بسیار طولانی آن است بیش از7 هزار کیلومتر و این که در برخی مناطق این مسیر، زمینهای بسیار ناهمواری وجود دارد، بنا به مطالعه ای که شرکتهای میتسوبیشی ، آگزوکسون و شرکت ملی نفت چین به طور مشترک انجام دادند، احداث چنین خط لوله ای ممکن است بیش از10 میلیارد دلار هزینه دربر داشته باشد. این مشکل هم وجود دارد که این خط لوله برای جنبشهای جدایی طلب در ایالت های غربی چین ، به هدفی اغواکننده و آسیب پذیر تبدیل شود. شرکت ملی نفت چین اخیرا به علت اختلاف نظر بر سر قیمتها با قزاقستان برای احداث یک خط لوله نفت در شرق این کشور به توافق نرسید. با وجود این ، چین جدا به منابع نفت و گاز دریای خزر علاقه مند است و حتی به احداث یک خط لوله به دریای عرب با هدف وارد کردن نفت و گاز با استفاده از نفتکشهای غولپیکر ابراز تمایل کرده است.ترکمنستان مرزی طولانی با ایران دارد و در حال حاضر، یک خط لوله گاز این کشور را به مناطق شمالی ایران که بیشتر صنایع ایران در این مناطق قرار دارد متصل می کند. البته خود ایران از ذخایر بسیار بزرگ نفت و گاز برخوردار است ؛ اما این ذخایر در جنوب ایران در نزدیکی خلیج فارس واقع هستند. گسترش رابطه ترکمنستان و ایران می توانست برای هردو کشور سودآور باشد. مهمتر آن که مسیر دیگری را به سمت ترکیه و از آنجا به اروپا، یا به سمت اقیانوس هند در دسترس قرار می دهد. اما رونق اقتصادی در ایران چیزی نیست که واشنگتن خیلی به آن علاقه مند باشد. صرف نظر از مزخرفاتی که درباره کشورهای سرکش گفته می شود، نگرانی اصلی واشنگتن درخصوص ایران ، نقش این کشور به عنوان قدرت فائقه طبیعی در خلیج فارس است . وقتی شاه قدرت را در ایران به دست داشت ، این موقعیت ایران مورد ستایش قرار می گرفت ؛ اما با وقوع انقلاب ، این موقعیت مورد تنفر قرار گرفت . در حالی که شرکتهای فرانسوی ، ژاپنی ، ایتالیایی ، چینی ، مالزیایی و روسی به ایران که به لحاظ سیاسی ، دستخوش تحول است بازگشته اند، شرکتهای نفتی و ساخت وساز امریکایی مدتهاست که واشنگتن را تشویق می کنند موضع خود را درقبال ایران نرم تر و بویژه قانون مجازات های ایران و لیبی مصوب سال 1996 را لغو کند. اما تا زمانی که واشنگتن اطمینان داشته باشد که می تواند ایمنی منافع نفتی خود را در عربستان سعودی و دیگر کشورهای محافظه کار ساحل خلیج فارس در کنترل داشته باشد، بعید است که از خط لوله بزرگ ایران برای انتقال گاز حوزه دریای خزر حمایت کند.در صادرات گاز، با افزایش طول خط لوله ، قیمت گاز افزایش می یابد. کوتاهترین و ارزان قیمت ترین مسیر برای صدور نفت ترکمنستان و ذخایر عظیم گاز این کشور، مسیری است که از افغانستان می گذرد و برنامه ریزی جدی برای احداث خط لوله نفت و خط لوله گاز توسط شرکتهای امریکایی از مدتها پیش در دستور کار بوده است . کشورهای ترکمنستان ، ازبکستان ، افغانستان و پاکستان در سال 1997 توافق کردند خط لوله بزرگ گاز آسیای میانه را احداث کنند و با عبور از مناطق کمتر کوهستانی جنوب افغانستان به پاکستان و سپس احتمالا به بازار روبه توسعه هند می رسد. شرکت یونوکال ، شرکت توسعه و عمران پیشگام بود که دولت امریکا بسیار آن را تشویق کرد. در دسامبر1997 ، مقامات بلندپایه وزارت انرژی امریکا که در واشنگتن با وزیران رژیم طالبان دیدار میکردند، حمایت خود را از این اقدام اعلام کردند.قرار است قطر این خط لوله گاز 9/1 میلیارد دلاری 120 سانتی متر باشد و به طول 1217 کیلومتر از مرز افغانستان ترکمنستان به سمت جنوب و سپس شرق و معمولا به موازات جاده هرات به قندهار امتداد یابد و سپس مرز پاکستان را در کوئتا قطع کند و در مولات پایان یابد. دولت ترکمنستان موافقت کرده است یک خط لوله کوتاه را به حوزه گاز عظیم دولت آباد احداث کند. سالانه 20 میلیارد مترمکعب گاز طبیعی در این خط لوله جریان خواهد یافت و دولت ترکمنستان قول داده است ،708 میلیارد مترمکعب گاز به این کنسرسیوم تحویل دهد که معادل کل ذخایر حوزه دولت آباد است.این که کنسرسیوم چقدر از احداث این خط لوله سود خواهد برد، به عوامل زیادی بستگی دارد؛ بویژه به نوسانات در قیمتها و تقاضا برای گاز طبیعی در بازارهای شرق و جنوب شرقی آسیا؛ اما تردیدی نیست که سود هنگفتی نصیب این کنسرسیوم خواهد شد و این طرح برای پاکستان و ترکمنستان و نیز برای افغانستان بی اندازه سودآور خواهد بود اما گزارش شده که شرکت آرژانتینی بریداس که در مسابقه احداث خط لوله نفت از ترکمنستان به ساحل پاکستان در دریای عرب از طریق افغانستان ، رقیب شرکت یونوکال محسوب می شود، یک میلیارد دلار برای هزینه های انتقال بعلاوه احداث کیلومترها راه آهن و جاده و احداث ساختمان پاسگاه پلیس در هر20 کیلومتری خط لوله را که سربازان طالبان از آن محافظت خواهند کرد، پیشنهاد کرده است.دولت امریکا ترکمنستان را تحت فشار قرار داده است که کنسرسیوم سنت گاز به رهبری شرکت یونوکال را به شرکت بریداس ترجیح دهد. در سال 1997 کنسرسیوم سنت گاز قرارداد احداث خط لوله را منعقد کرد، اما زمانی که این کنسرسیوم آماده بود کار را شروع کند، اوضاع سیاسی در افغانستان ، که در اواسط دهه 1990 به نظر امریکایی ها امیدوارکننده می آمد، به وخامت گرایید. جنگ داخلی در افغانستان ادامه پیدا کرد و افراطگرایی فرهنگی طالبان و دشمنی این رژیم با زنان ، مثل بمب در رسانه های جهان صدا کرد و افغانستان به یک پایگاه تروریستی تبدیل شد در اوت 1998 امریکا به اردوگاه های بن لادن در افغانستان حمله کرد و4 ماه بعد، شرکت یونوکال از کنسرسیوم سنت گاز کنار کشید. ترکیب بی ثباتی ، فشار از جانب دولت امریکا و حملات سهامداران و گروههای طرفدار حقوق زنان در امریکا بسیار زیاد بود.در حالی که افغانستان درگیر جنگ داخلی و جنگ با امریکاست ، با وجود تلاشهای مکرر دولتهای پاکستان ، ترکمنستان و افغانستان برای شروع دوباره طرح سنت گاز، اجرای این طرح وسوسه کننده به تعویق افتاده است . با توجه به سود کلانی که از این طرح به دست می آید، گفته می شود که شرکت یونوکال سعی داشت سال گذشته دوباره به کنسرسیوم سنت گاز بپیوندد؛اما علاوه بر مشکلات آشکار این شرکت در افغانستان ، یونوکال را به علت بیگاری کشیدن از برمه ای ها در طرحی که این شرکت در تایلند و برمه اجرا می کرد، به دادگاه فراخوانده اند )اگر یونوکال در دادگاه محکوم شود، نخستین باری است که دادگاهی در امریکا یک شرکت امریکایی را در نقض حقوق بشر اتباع بیگانه در زمینه فعالیت های سودآور خود، مسوول می شناسد و در این صورت یونوکال باید میلیون ها دلار غرامت بپردازد( و دولت امریکا علیه میانمار مجازاتهای اقتصادی وضع کرده است که مانع از سرمایه گذاری جدید در این کشور می شود و علت عمده آن ، واکنش به استثمار نیروی کار اجباری در برمه توسط شرکت یونوکال است که حکومت دیکتاتوری میانمار آنها را سازمان داده بود.در این میان ، شرکت یونوکال همچنان شرکت پیشگام در این کنسرسیوم برای احداث خط لوله نفت 1700 کیلومتری که با105 سانتی متر قطر از شمال ترکمنستان به افغانستان و سپس به بندری پاکستانی در دریای عرب امتداد می یابد، باقی می ماند. یکی از سخنگویان شرکت یونوکال در سخنانی در کنگره امریکا با مباهات گفت که این خط لوله با خط لوله عظیم )و به لحاظ زیست محیطی مخاطره آمیزی ( که از آلاسکا میگذرد، مقایسه خواهد شد.مدیران یونوکال و مدیران ژاپنی ، این طرح 5/2 میلیارد دلاری را ارزانترین و آسانترین راهی می دانند که تاکنون برای انتقال نفت ترکمنستان به دریای عرب پیشنهاد شده است . نفت ترکمنستان را در بنادر این دریا می توان در نفتکش های غول پیکر که مقصد آنها ژاپن و کره و احتمالا چین خواهد بود، بار کرد.نفت و گاز، علل مستقیم جنگ در افغانستان نیست ؛ اما شناخت انگیزه های سیاست درازمدت امریکا در قبال این کشور، حایز اهمیت است . تعقیب منافع نفت و گاز به مدت بیش از نیم قرن ، سیاست دایمی امریکا در این منطقه بوده است . امریکا پس از آن که گروه مقاومت مجاهدین را برای مبارزه با نیروهای شوروی سابق در طول جنگ سرد تشکیل داد، به افغانستان علاقه مند شد و اجازه داد دست نشاندگان سابقش این کشور را ویران کنند. امریکا برای آن که دوباره ثبات لازم را برای اجرای عملیات نفت و گاز به دست آورد، سعی کرد نظر طالبان را جلب کند، تا آن که سرانجام حمایت های پیشین امریکا از جنگجویانی که با روسها می جنگیدند، به صورت وحشت تروریستی دامن امریکا را فرا گرفت.