حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
بسیاری از کارشناسان معتقدند شناخت جامعه و شناخت ذائقه مخاطب یک اصل مهم در برنامهسازی است. اگر برنامه بتواند با مخاطب ارتباط برقرار کرده و آن را در دریافت مفاهیم مورد انتظارش بویژه در کار حساس انتخابات اقناع کند، مشارکت عمومی یکی از دستاوردهای آن برنامه خواهد بود. مهدی مهدیقلی با نگاهی کارشناسانه درباره یک برنامه انتخاباتی استاندارد صحبت کرده است. او متولد 1357 شمیران، از سال 84 فعالیت رسانهای خود را با رادیو آغاز کرده است. مهدیقلی اکنون مجری ـ کارشناس برنامه «جهان سیاست» رادیو ایران و مجری ـ کارشناس برنامه «نگاه یک» در شبکه یک سیماست.
به نظر شما یک برنامه انتخاباتی خوب باید چه ویژگیهایی داشته باشد؟
ببینید ما در مورد انتخاب صحبت میکنیم. انتخاب با انسان همزاد است. یعنی انسان همواره در حال انتخاب است. انتخاب بین صواب و ناصواب، خیر و شر و... است. طبیعتا و منطقا انتخاب باید بهخوبی و نیکی میل کند، اما برای انتخاب خوب، وجود یک راه مناسب و همچنین راهنمای مناسب ضروری است. کما اینکه در قوانین الهی و انسانی هم این موضوع وارد و البته جاری است.
رادیو و تلویزیون و برنامههای انتخاباتی آنها هم در همین خصوص ارزیابی میشوند و البته این برنامهها حساسیت بیشتری دارند، چون به انتخابات مربوط میشود که در سرنوشت انسان چه در حوزه فردی و چه در حوزه اجتماعی موثر است. به نظرم مقوله فرهنگسازی مهمترین رکن یک برنامه انتخاباتی خوب است. یعنی چه؟ یعنی اینکه یک برنامه انتخاباتی خوب نباید صرفا در جهت ایجاد شور انتخاباتی عمل کند، بلکه علاوه بر آن باید در جامعه هدف خودش، این فرهنگ را نهادینه کند که اولا انتخاب کردن و ثانیا خوب انتخاب کردن و بهترین را برگزیدن به مثابه مشارکت در یک انتخابات همهجانبه اولین و مهمترین گام برای رسیدن به مدینه فاضلهای که فارغ از سلایق شخصی میشد برای یک جامعه متصور بود.
یعنی با کمک برنامه انتخاباتی فرد رایدهنده باید به این درک از اهمیت انتخابات برسد. باید به مخاطب برای تحلیل درست شرایط به معنای شناخت شرایط سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و... کمک کند تا بتواند شایستهترین را انتخاب کند. بنا بر نظر صاحبنظران حوزه جامعهشناسی، جامعه تحلیلگر زودتر به سر منزل مقصود و صواب میرسد. حالا برای رسیدن به اهدافی که عرض کردم باید از زبان هنر به عنوان یک امر متنفذ و تأثیرگذار بهره گرفت که من فکر میکنم این وجه موضوع کمتر مورد توجه قرار میگیرد. متأسفانه دوستان ما در حوزه برنامهسازی بویژه برنامههای سیاسی و اقتصادی که ذاتا قابلیت انعطافپذیری کمتری نسبت به دیگر موضوعات دارند از زبان هنر برای انتقال هر چه بهتر مفاهیم به مخاطبان استفاده در خور توجهی نمیکنند. هرچند تلاشهایی صورت میگیرد.
مجری، یک برنامه انتخاباتی را باید بر مبنای چه خصوصیاتی انتخاب کنند و این مجری باید به چه مسائلی تسلط داشته باشد؟
این که میتواند موثر باشد یا نه بهطور حتم میتواند، اما اجازه بدهید در پاسخ به این پرسش شما و به این بهانه ابتدا نگاه جامعتری نسبت به بحث اجراهای رسانهای داشته باشیم. ببینید صفت مجری کاملا واضح است. مجری یعنی فردی که اجراکننده برنامهها و سیاستهای از پیش تعیین شده است. مجری جزئی از کل است. درست است که مخاطب مجری را میبیند یا صدایش را میشنود، اما این امر نباید بر یک مجری مشتبه شود که این برنامه شخصی من است و همه در جهت خدمت به من تلاش میکنند. ما نمونههایی داشتیم از این که برخی مجریان سعی کردند برنامهای را که با زحمت چند نفر از عوامل پشت صحنه، چه در حوزههای فنی و چه در حوزههای فکری به مخاطب عرضه شده، به نام خودشان کنند که حتما یک امر مذموم شده است، اما بخشی از همه بودن، این معنی را هم دارد که همه آنچه در برنامه اتفاق میافتد به عهده مجری نیست. بلکه نگاه به موضوع و سیاستهای برنامهسازان در سطوح مختلف از مدیریت تا اجرا مهم است.اما مجری به عنوان شخصی که به نمایندگی از گروه برنامهساز با مخاطب در ارتباط مستقیم قرار میگیرد باید به بهترین شکل ممکن و وفادارانه بدون در نظرگرفتن سلایق و علایق شخصی مفاهیم را عرضه کند. این موضوع درباره همه برنامهها صادق است و البته در برنامههای انتخاباتی اهمیت دوچندانی پیدا میکند، مجری باید به اجزای اجرا به معنای تخصصی که در رسانه ملاک هست مثل صدا و تصویر مناسب، نوع ارتباطگیری مطلوب و البته مبادی به آداب بودن مسلط باشد. حالا برنامه از هر نوعی میخواهد باشد. صرف کارشناس بودن نمیتواند دلیل خوبی برای مجریگری باشد، اما در مورد برنامههای انتخاباتی باید دید برنامههای انتخاباتی از چه جنسی است؟ برنامه گفتوگومحور با یک برنامه ترکیبی که بیشتر قالب اجتماعی دارد، متفاوت است. من فکر میکنم منظور شما برنامههای انتخاباتی گفتوگومحور است. در این نوع برنامهها تسلط مجری بر موضوعات سیاسی و اقتصادی و اصولا آنچه در گفتوگو با نامزدها یا کارشناسان مورد استفاده قرار میگیرد، حتما لازم است.
فکر میکنید مدیران رسانه ملی تا چه میزان باید دست مجری را بازگذارند و آیا مجری میتواند بر جریان روبه رشد یا زوال برنامه تاثیرگذار باشد؟
ببینید معتقدم مجری برنامه گفتوگومحور و مشخصا برنامههای سیاسی باید تقریباً پاسخ سوالهایی را که میخواهد مطرح کند، بداند و برای آنها برنامه داشته باشد و این قدرت را داشته باشد که پاسخ مهمان و مصاحبهشونده را در لحظه درک و تحلیل کند و البته در عین حال ارتباط با دوربین، میکروفن یا بهتر بگویم مخاطب و پشت صحنه را هم داشته باشد. حالا در برنامه زنده که ظرافتهای آن را هم باید اضافه کرد، دست مجری چقدر باز باشد، باید بگویم هر قدر حدود و ثغور بحث از پیش مشخص شده باشد مجری هم راحتتر به اجرای برنامه میپردازد، اما واقعا در رسانه ملی و در بحث انتخابات موضوع ساده نیست. یعنی دوستان در حوزههای مدیریتی باید به گونهای سیاستگذاری کنند که له یا علیه فرد، حزب، جناح و جریان خاصی موضوعی مطرح نشود و خُب این امر برنامهریزی و اجرا را سخت میکند. کار دشواری است، اما مجری باید بیطرفانه و در عین حال هوشیار برنامه را مدیریت کند.
اگر بخواهید آسیبشناسی بر برنامههای انتخاباتی تلویزیون داشته باشید، به چه مباحثی اشاره خواهید کرد؟
در سوال ابتدایی عرض کردم به نظرم ضعف استفاده از ظرفیتهای هنری مهمترین آسیب است، اما اگر باز به برنامههای گفتوگومحور رجوع کنیم و مصداق این نوع برنامه را در انتخابات، مناظرات در نظر بگیریم( داخل پرانتز باید عرض کنم بنده اطلاع دقیقی از برگزاری مناظرات بین نامزدها ندارم) پس ارجاع من به مناظرهها موید برگزار شدن یا نشدن مناظرهها نیست. مقصود هرگونه مباحث دوطرفهای است که درباره انتخابات برگزار میشود. نبود یک محور مشخص در مناظرهها میتواند ایراد اساسی باشد. یعنی اگر برای هر بخش و دقایق از مناظرهها سوالات مشخصی درباره سیاست داخلی، سیاست خارجی، اقتصاد و... مطرح شود، ضمن این که میتواند برنامه را هدفمند کند در عین حال میتواند از طرح مباحث غیرضروری و بعضا با هدف منظور خاص جلوگیری کند یا فرصت طرح آن را به حداقل برساند. یعنی رسانه در این نوع از برنامهسازی اولا فضا را آماده کند برای عرضه برنامههای نامزدها یا نمایندگان آنها تا در برنامهها حاضر میشوند و ثانیا با سوالات موشکافانه کمک کند به قوه تحلیل هر چه بهتر مخاطبان.
به عنوان یک مجری معتقدید باید چه رفتاری در پیش گرفت تا یک برنامه علاوه بر جذاببودن از جنجالهای کاذب دور بماند؟
اگر برنامهها با هوشمندی و ظرافت و دقتی که من در همکاران مدیریتی و کارشناسان سراغ دارم بستر را برای طرح مباحث کارشناسی فراهم کنند و این قاعده را هم به شرکتکنندگان در برنامهها، چه نامزدها و چه نمایندگان آنها ابلاغ کنند که باید در چارچوب سوالات پاسخگو باشند. این هدف مورد نظر شما و البته جامعه محقق میشود، اما واقعا مشارکت طرفین مناظرات یا گفتوگو هم لازم است، البته اگر فردی با مقاصد مشخص این قاعده را رعایت نکرد و به جای طرح برنامهها و نقد منطقی برنامههای رقبا به جنجالآفرینی روی آورد باید منتظر قضاوت مردم بنشیند و خوب این امر خودش یکی از مصادیق رعایت نکردن قوانین و اخلاق است که فکر میکنم در منظر مردم حسن رعایت آنها جایگاه ویژهای دارد.
برنامههای تلویزیون باید چه مسیری طی کنند تا افزایش مشارکت عموم مردم در انتخابات را به دنبال داشته باشند؟
من از شما خواهش میکنم سوال را به شکلی مطرح نکنید که نقش بیبدیل رادیو مغفول واقع شود. به یقین رادیو بهعنوان یک رسانه اصیل و با نجابت تاثیرات خاص و بسزایی دارد که قابل کتمان نیست، هرچند به نظرم مظلوم واقع شده است. با تاثیر یک برنامه خوب، انتخاب خوب و شایسته گزینی هم در جامعه هدف اتفاق خواهد افتاد و لازمه تحقق این مهم، شناخت کافی از مخاطبان و سلایق آنها را لازم دارد.
ببینید در دیدگاهی فقهی که نظام ما بر این مبنی استوار است، مشارکت در انتخابات یک فریضه است. پس بخشی از مسیر طی شده است اما این، همه کار نیست. ما در عرصه سیاست و رسانه با تقابلات و مهمتر از آن با تخاصمات مواجه هستیم. اینجاست باید کار کارشناسی به معنای سیاسی در برنامهسازی صورت گیرد و با عرضه مناسب نیل به هدف میسر شود.
مریم احمدی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....