همین که مدیر این سازمان و مدیران شبکهها از سازندگان یک مجموعه قدردانی کرده و از آنها دعوت میکنند تا خسته نباشیدی بگویند، از یک مدیریت هوشمندانه و روانشناسانه نشان دارد. این که زحمات یک تیم دیده و قدرشناسی میشود، خود انگیزه ایجاد میکند که این بسیار نیک و پسندیده است، اما در این میان، چند نکته گاهی از قلم میافتد که بد نیست آنها را هم مد نظر قرار دهیم؛ اول آن که بهتر است این مراسم و قدردانی فقط مختص سریالسازان نباشد و قبول کنیم زحمت ساخت یک جنگ، مستند، برنامه ترکیبی و حتی برنامه خبری و گزارشی، از ساخت یک سریال کمتر نیست و آنها هم به اندازه مجموعهسازان در چنین مراسمی، سهم و حق دارند.
بحث بر سر این نیست که عامدانه عدهای مورد تشویق قرار میگیرند و بقیه نادیده گرفته میشوند، اما نباید فراموش کرد برای برنامه یا مجموعهای که موفقتر و پربینندهتر است اعم از سریال، جنگ و حتی خبر و گزارش، تقدیر ویژهتری باید در نظر گرفته شود. این کار نشان میدهد مدیران و مسئولان این سازمان، در حال رصد برنامهها و تعداد مخاطبان هستند و این خود به نوعی ایجاد رقابت میکند.
در واقع، نبود حس رقابت است که باعث میشود هیچ انگیزهای در برنامهساز ایجاد نشود و در نهایت به جایی برسیم که برنامهای کممخاطب، به همان میزان تسهیلات بودجه بگیرد که یک برنامه موفق میگیرد. دیدهشدن قوتها در مراسم مناسبتی تقدیر از برنامهسازان تلویزیونی میتواند جرقهای برای ایجاد این فضا باشد.
حالا وقت عمل است
چندی پیش در همین ستون از حرکت خوب سازمان صداو سیما درباره شروع تفکیک جداسازی شبکهها و ایجاد شبکههای تخصصی سخن گفتم و آن را عملی شجاعانه و خوب نامیدم. باید قبول کرد امروزه مدیا و رسانه نسبت به گذشته بشدت تغییر ماهیت و شکل داده است. واقعا دیگر نمیتوان با فرمول حتی ده سال پیش در کار رسانه موفق بود و مخاطب جذب کرد و خوشبختانه مدیران سازمان هم این مهم را درک کرده و فهمیدهاند. به همین دلیل هم گامهایی برای تغییر فرم و ساختار برداشتهاند که یکی از آنها، ایجاد شبکههای تخصصی ازجمله ورزش، مستند، فیلم، نمایش و... است که خود باعث افزایش کمی شبکهها شده است.
گام نخست بخوبی برداشته شد و شکل گرفت، اما باید اذعان کرد این اقدام، تمام راه نیست و تازه شروع ماجراست. امروزه بیشتر شبکههای خوب و مهم تلویزیون به دلیل گستردگی مقوله رسانه به سمت تخصصیسازی پیش میروند و حال که ما این ابزار را فراهم کردهایم، میتوانیم این اسبابکشی را انجام بدهیم.
دیگر وقت آن است که تمام تولیدات سریالهایمان به سمت شبکه سریال، محصولات ورزشیمان به شبکه ورزش، مستندها به شبکه مستند و اخبارمان به شبکه خبر کوچ کند. این اتفاق دیر یا زود باید رخ دهد و هر شبکه مختص یک موضوع و قشر باشد تا با تفکیک مخاطب و شبکه عملا تماشاگران بیشتری را جذب کنیم وگرنه با پخش برنامههای تکراری شبکههای سراسری از شبکههای تخصصی، دستخالی میمانیم. باور کنیم دقیقا همین حالا، وقت عمل است و زمان را نباید از دست داد.
محمدرضا لطفی