حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
مروری بر خاطرات دورههای مختلف انتخابات نشان میدهد که نامزدهای انتخاباتی معمولا بدون برنامه هستند و آنچه بیشتر با عنوان برنامه معرفی میشود، یک سری موارد کلی را در بر میگیرد که اگر واژه شعار به آن اطلاق شود، منطقیتر است و فراتر از آن اینکه همین شعارها نیز به همان زمان تبلیغات محدود میشود و با روی کار آمدن یک رئیسجمهور، گرد فراموشی بر آنها مینشیند.
یکی از دلایل این آفت در کشور ما همان معضل همیشگی یعنی نداشتن احزاب فعال و تاثیرگذار است که در مورد آن زیاد صحبت شده و البته با توجه به شرایطی که وجود دارد چشمانداز چندان مثبتی در این زمینه دیده نمیشود. حال پرسش این است که در همین شرایط موجود چگونه میتوان نامزدها را به سمت ارائه برنامه برد و مردم چگونه میتوانند میان برنامه قابل تحقق و شعارهایی که در حد شعار باقی میمانند، تفاوت قائل شوند.
پاسخ به این پرسش، دغدغه بسیاری از فعالان و نخبگان سیاسی است و این روزها نشستهای زیادی در این زمینه برگزار میشود که یکی از آنها، نشستی بود که در برنامه دیروز، امروز، فردا با حضور عماد افروغ و عباس سلیمینمین برگزار شد.
شعارهایی که قابل اجرا نیست
البته این گونه نیست که نامزدهای انتخاباتی، بدون هرگونه برنامه باشند، ولی این برنامهها همان طور که اشاره شد کلی هستند و به گفته سلیمینمین کسانی که خودشان را برنامهمحور معرفی میکنند، فقط یکسری شعار کلی میدهند و با ورود به جزئیات مشخص میشود که این برنامههای کلی در عمل قابل اجرا نیست.
این مشکل که سلیمینمین به آن اشاره میکند دلایل متفاوتی میتواند داشته باشد که یکی از آنها بیتوجهی نامزدها به قوانین و چارچوبهای کلی پذیرفته شده در نظام جمهوری اسلامی است. به عنوان مثال بحث مذاکره با آمریکا، موضوعی است که رئیسجمهور به تنهایی نمیتواند در مورد آن تصمیمگیری کند و اتخاذ تصمیم نهایی در این زمینه بر عهده رهبری است؛ یا اینکه افزایش یارانهها نیز نیاز به رای موافق مجلس دارد و رئیسجمهور به تنهایی نمیتواند تصمیمی را در این زمینه عملی کند. با یک نگاه کلی به برخی دیگر از شعارها میتوان تشخیص داد که آیا در قالب قوانین کشور و برخی نقشههای راه از جمله قانون برنامه پنجم و سنـــدچشمانداز قابل اجرا هستند یا خیر.
نامزدها چه کنند
عماد افروغ در این زمینه در توصیهای به نامزدها و مردم میگوید: اجرای یک برنامه صرفا متوجه شخص و عامل و مجری آن نیست، بلکه برنامه یک رابطه است و کسی که میخواهد برنامه منسجمی را عرضه کند باید به چند نکته توجه داشته باشد که یکی از آنها داشتن تفکر ساختاری و درک صحیح انقلاب و روابط درونی آن است.
به گفته افروغ، یک نامزد انتخاباتی وقتی شعاری میدهد باید این شعار متناسب با ساختارهایی باشد که وجود دارد، ضمن اینکه نامزدها باید شناخت کافی از انقلاب و قانون اساسی و سند بالادستی داشته باشند و آسیبها و قوتهای موجود در جامعه و حکومت را درک کنند.
این توصیههای افروغ، راهکارهایی است که در صورت عملی شدن آنها از سوی نامزدها میتوان امیدوار بود تا آنها از دادن شعارهایی که با توجه به قوانین، ساختارها و شرایط کشور قابل تحقق نیست، بپرهیزند.
فضای هیجانی
یکی دیگر از علتهای نبود توجه کافی به برنامه نامزدهای انتخاباتی، شرایطی است که در ساختار انتخاباتی وجود دارد و به تعبیر سلیمینمین، فقط قادر است یک فضای هیجانی ایجاد کند که طبیعتا در یک فاصله کوتاه و در این فضای هیجانی، جامعه نمیتواند درباره برنامههای یک فرد به جمعبندی برسد.
سلیمینمین در این زمینه معتقد است: با توجه به کوتاه بودن زمان تبلیغات نمیتوان وارد بحث برنامهمحوری شد چراکه برنامهمحوری نیاز به یک مجموعه دیدگاهها در زمینه اقتصاد، سیاست، مسائل اجتماعی، فرهنگی و بینالمللی دارد و باید جامعه را به صورت کارشناسانه قانع کرد.
این مشکلی است که باز هم ریشه اصلی آن در نبود احزاب است چرا که وقتی فردی که به یک حزب، گروه یا جریانی شناخته شده وابسته است، وارد انتخابات میشود مردم با توجه به شناختی که از جریان سیاسی وی دارند میتوانند بلافاصله حدس بزنند که او چه دید و برنامهای به مسائل مختلف دارد.
افروغ در این زمینه معتقد است اشکالاتی که برنامهمحوری را تحتالشعاع قرار داده و این قدر قدرت مانور افراد را بالا برده است ارتباطی به ساختار رسمی کشور ندارد.
به گفته افروغ، ساختار رسمی کشور، مشکلی ندارد و ساختار پشتپرده است که باعث بروز مشکلات میشود.
راهکار
اما سلیمینمین راهکاری برای حل این مشکل ارائه میدهد و میگوید: میشود یکسری سوال به همه نامزدها عرضه کرد و آنها برنامههای خودشان را حول این مسائل عرضه کنند و این برنامهها از طریق نظام، تکثیر و در اختیار مردم قرار بگیرد.
وی با بیان اینکه این موضوع میتواند چند سود داشته باشد، میافزاید: اول اینکه فرصت جنجال از برخی که میخواهند جامعه را وارد یک وادی خاص کنند گرفته میشود، دوم اینکه در آینده یک سند و میثاق مکتوب بین نامزد و مردم وجود دارد و مردم میتوانند به آن استناد کنند.
ضرورت حضور بیشتر نخبگان
افروغ هم راهکار متفاوتی ارائه میکند و با تاکید بر اینکه نباید انتخابات را به زمان ثبتنام محدود کرد، معتقد است: انتخابات را باید فرآیندیتر دید و در این بین نقش نخبگان نقش برجستهای است. آنها باید افکار عمومی را روشن کنند و با تکیه بر نگاه برنامهای، برای مردم روشن کنند که کدام یک از این نامزدها قابلیت دارند و کدام ندارند.
به گفته افروغ باید توقع برنامهای مردم را هم ارتقا داد و نهادهای مدنی باید مردم را طوری تحریک کنند که توقع برنامهشان بالا برود.
این استاد دانشگاه میافزاید: البته هر برنامهای هم نباید در جمهوری اسلامی مورد قبول باشد، برنامه یکسری قواعد و اصول و گفتمان دارد. گفتمان انقلاب اسلامی باید در برنامهها مورد توجه جدی قرار بگیرد. روشنفکران و نخبگان ما باید هم توقع مردم را بالا ببرند و هم نامزدها را مجبور کنند که برنامه عملیاتی خود را ارائه کنند و بعد نخبگان این برنامهها را نقد کنند و در اختیار مردم قرار دهند.
افروغ در صورت محقق شدن این شرط، استفاده از شعار را هم بدون اشکال میبیند و میگوید: با فرض بر اینکه نامزد مورد نظر برنامه جامعی داشته باشد، هیچ اشکالی ندارد متناسب با این جامعیت، شعارهای مردمی هم انتخاب کند و اکثریت را هدف قرار دهد اما اگر صرفاً شعاری باشد که در پس آن برنامه نیست، نخبگان باید مردم را آگاه کنند که طرف فقط شعار میدهد و این شعارها قابلیت عملیاتی شدن ندارد.
به گفته این استاد دانشگاه، همین الان هم اگر نامزدی میآید و برنامههای خود را مطرح میکند این برنامهها باید به نقد کشیده شود و نخبگان و متخصصان باید درباره شعار نامزدها بحث کنند و آن را برای مردم توضیح دهند و نقد کنند.
اما سلیمینمین نسبت به شعار انتخاباتی با افروغ همنظر نیست. او گفت: افرادی که مدعی هستند و در مسائل سیاسی به زعم خودشان زیرک هستند، شعارهای جذابی ایجاد میکنند و این شعارها چون ریز نمیشود و به صورت کاربردی شکافته نمیشود، در ایام تبلیغات رسمی، فقط حرفهای کلی بیان خواهد شد.
مردم، یک شعار را دوبار تجربه نمیکنند
اگرچه تفاوت قائل نشدن میان برنامه عملیاتی و شعار، یکی از معضلات کشور ماست و این تشخیص با توجه به شرایط فعلی کشور کمی مشکل است اما نگاهی به تاریخ سی و چهار ساله انقلاب نشان میدهد که مردم از گذشته درس میگیرند و نسبت به شعارهایی که بر زمین میماند واکنش نشان میدهند.در همین زمینه سلیمینمین معتقد است وقتی در گذشته مطالعه میکنیم، میبینیم شعارگرایی، یک بردی دارد و مردم هم قطعاً برخی از شعارها را بعد از یک بار تجربه، دوباره تجربه نخواهند کرد و به فردی که در جامعه غفلت ایجاد کرده، فرصت دوباره نمیدهند.
نامزدها باید به این موضوع توجه داشته باشند و شعارهایی متناسب با شرایط و مقتضیات کشور انتخاب کنند و بدانند که اگر فقط با انتخاب شعار جذاب به دنبال رای مردم باشند در صورت به عهدهگیری امور، باید نسبت به این شعارها پاسخگو باشند.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....