گفت‌گو با محمد بحرانی، صداپیشه عروسک ببعی و آقوی همساده

برای گفتن بع و نع استرس داشتم!

اشاره: ببعی با آن جثه کوچک و صدای بم، یکی از جذاب‌ترین عروسک‌های برنامه کلاه قرمزی است. او که انگار در سرزمین دیگری بزرگ شده و کم‌کم دارد زبان فارسی را یاد می‌گیرد، امسال در «کلاه قرمزی 92» بیش از سال گذشته با اطرافیانش ارتباط گرفت و بیشتر خودش را به رخ کشید. محمد بحرانی کسی است که به جای ببعی حرف می‌زند. او در دانشکده هنرهای زیبا و دانشگاه تربیت مدرس بازیگری و کارگردانی خوانده و از سال 1380 با تلویزیون همکاری دارد. بحرانی همراه بهادر مالکی، محمد لقمانیان و بنفشه صمدی از اواخر سال 89 همکاری‌اش را با گروه کلاه قرمزی آغاز کرد و صدایش برای ببعی پذیرفته شد. تضادی که بین صدای بحرانی و جثه ببعی وجود دارد مهم‌ترین علت این انتخاب بوده و البته بحرانی هم به درستی از این تضاد بهره گرفته است.
کد خبر: ۵۵۵۰۷۷

آقای بحرانی! ببعی امسال بیشتر به حرف افتاد، حتی آواز خواند و انگار عاشق هم شد. جریان از چه قرار است؟

پیش از شروع تصویربرداری ما یک دوره دو ماهه تمرین کردیم و خیلی چیزها در این تمرین‌ها شکل گرفت. در همین تمرین‌ها بود که قرار شد امسال ببعی بیشتر از سال قبل حضور داشته باشد، حرف بزند و آواز بخواند.

شما به زبان انگلیسی مسلط هستید؟

بلدم اما مسلط نیستم. خوشبختانه جملات طولانی ببعی خیلی معنادار نیستند و گفتن عبارات و جمله‌های ساده انگلیسی هم به تسلط نیاز ندارد.

اما ادا کردن جملات بی‌معنای انگلیسی هم کار ساده‌ای نیست!

خب بعضی کلمات را در ذهنم دارم و بسیاری از مواقع هم از آقای حبیب رضایی مشورت می‌گرفتم.

در روند تمرین‌ها چه اتفاقی افتاد که ببعی این‌طور زبان باز کرد و دست آخر از اصطلاحات خاص زبان فارسی هم استفاده می‌کرد؟

وقتی یک عروسک مدتی در یک برنامه حضور داشته باشد و مخاطبان با او ارتباط برقرار کنند، آرام آرام جایگاه خودش را پیدا می‌کند و براساس این جایگاه می‌تواند حضور فعال‌تری داشته باشد. ببعی سال 89 وارد جمع عروسک‌های کلاه‌قرمزی شد و از سال 90 ما شاهد حضور او در برنامه کلاه قرمزی بودیم. در این مدت آقای طهماسب، جبلی، من و بقیه اعضای گروه نقش و حضورش را بهتر درک کردیم و برایش نقش‌های تازه در نظر گرفتیم. طبیعی است همه ما این عروسک را بیشتر شناخته بودیم و درباره‌اش ایده‌ها و پیشنهادهایی داشتیم. نظراتی که همه ما درطول تمرین‌ها ارائه می‌کردیم در نهایت با نظر کارگردان، منجر به تغییراتی در ببعی شد که امسال دیدیم.

ایده علاقه‌مندی ببعی به مهناز افشار و حس و حال غمگین و عاشقانه او بعد از رفتن این بازیگر از کجا آمد؟

باورتان می‌شود که یادم نمی‌آید این ایده مال چه کسی بوده؟ نه به این دلیل که حافظه‌ام یاری نمی‌کند بلکه به خاطر این‌که همه ایده‌های ما از جرقه‌هایی کوچک شکل می‌گرفتند. هر کسی چیزی به ایده اولیه اضافه می‌کرد و پیشنهادی می‌داد تا این‌که در نهایت به نقطه مطلوب می‌رسیدیم و همه احساس رضایت می‌کردند. در این صحنه بخصوص، شاید آقای طهماسب از من خواسته باشد چیزی بگویم یا عروسک‌گردان حرکت خاصی انجام داده باشد و همین جرقه‌ای شده باشد برای شکل‌گیری صحنه‌ای که شما دیدید و در ذهنتان ماند.

آیا برای ارائه ایده‌های تازه الزامی هم در کار بود؟

همه ما با عشق و علاقه خودمان را ملزم می‌کردیم به داستان‌های این برنامه و عروسک‌هایش فکر کنیم. تک‌تک افراد گروه در خانه به شخصیت‌های این مجموعه فکرمی‌کردند و نظراتشان را یادداشت می‌کردند تا در جلسات تمرین طرح کنند و با همفکری دیگران آن را بپرورانند.

پس با عروسک‌گردان‌ها هم تعامل داشتید؟

بله، قطعا. عروسک ببعی را سال 90 و 91 خانم بنفشه صمدی بازی داده و امسال پیمان فاطمی عروسک‌گردان ببعی بود؛ البته امسال هم خانم صمدی در چند برنامه همراه ما بود. به اعتقاد من این دو نفر از بهترین عروسک‌گردان‌های ایران هستند. آنها بیش از ده سال سابقه دارند و بسیار خلاقانه عمل می‌کنند. خیلی وقت‌ها حرکت‌های آنها و فرم‌هایی که به بدن ببعی می‌دادند به من ایده می‌داد.

ببعی از روز اول برای شما چطور تعریف شده بود؟

بره‌ای که خیلی کم حرف می‌زند؛ فقط می‌گوید بع و نع.

برای شما کسالت بار نبود هر روز سر کاری حاضر شود که قرار است یکی دو بار بگویید بع و نع... !؟

نه ابدا. من با عشق و علاقه سر این کار حاضر می‌شدم. روند تمرین‌ها برای من بسیار آموزنده و دلپذیر بود. دستاوردهای من از این کار قابل مقایسه با هیچ رقمی نیست چون در این تمرین‌ها ما با چالش‌های متعددی روبه‌رو می‌شدیم که بسیار آموزنده بودند؛ مثلا چالش‌هایی در زمینه بازیگری، نمایش، فن بیان، حتی سبک زندگی... بنابراین اگر قرار می‌شد همین بع یا نع را هم نگویم باز هم در این تمرین‌ها حاضر می‌شدم. شاید باورتان نشود اما من حتی برای گفتن همین دیالوگ‌ها هم روزهای اول اضطراب داشتم. نمی‌دانستم قرار است چه اتفاقی بیفتد و من چه باید بکنم. اما خب به دانش و تجربه آقای طهماسب و دیگر دوستان در این مجموعه، اعتماد کردم و آرام آرام همه چیز عوض شد. ببعی هم سهم بیشتری را از آن خود کرد.

آقای بحرانی! اهل شیراز هستید؟

بله.

برای همین آقوی همساده شیرازی شد؟

سرنوشت آقوی همساده هم مثل ببعی بود. ابتدا آقای طهماسب گفتند آقوی همساده شخصیتی است که به مشکلاتش می‌خندد و آنها را با خوشحالی تعریف می‌کند. بعد همه تست دادیم و قرار شد من صداپیشه این عروسک باشم. آقوی همساده هم مثل ببعی و بقیه شخصیت‌های این برنامه، در تمرین‌ها شاخ و برگ پیدا کرد.

با توجه به این‌که آقوی همساده ژست‌های (نمایش‌های رفتاری) خاصی دارد، عروسک‌گردان چقدر به شما در هویت بخشیدن به این عروسک کمک کرد؟

خیلی زیاد. خانم شیما بخشنده یکی از عروسک‌گردان‌های با تجربه و خلاق کشورمان است که حضورش کمک زیادی به من کرد. می‌توانم ادعا کنم بخش اعظم جان بخشیدن به عروسک‌ها کار عروسک‌گردان است و چون حضورش در کنار عروسک دیده نمی‌شود نباید تلاش‌ و زحماتش را ندیده گرفت. به نظر من در مورد عروسک‌های مجموعه کلاه قرمزی جدا از آقایان طهماسب و جبلی که هسته اصلی و مغز متفکر کار هستند مهم‌ترین وظیفه در ابتدای امر بر دوش خانم محبوب بود که چهره، اندام و لباس عروسک‌ها را طراحی کرده و به آنها هویت داده است. در مرحله بعدی عروسک‌گردان و صدا پیشه در کنار هم و ضمن تعامل با یکدیگر به این عروسک‌ها جان داده‌اند.

گاهی یک حرکت جالب عروسک‌گردان به صداپیشه کمک می‌کند تا دیالوگی جذاب بگوید یا گاهی یک دیالوگ خوب و بموقع باعث می‌شود عروسک‌گردان حرکتی خلاقانه انجام دهد. مثلا عروسک‌گردان دست آقوی همساده را روی شکمش می‌گذارد و به من اعلام می‌کند باید بخندم. در واقع ما چون یک گروه هماهنگ هستیم همه اعضای گروه در کسری از ثانیه با هم هماهنگ می‌شوند و پیام‌های یکدیگر را می‌گیرند.

در سکانس‌هایی که ببعی و آقوی همساده با هم بودند، نماها جداگانه تصویربرداری می‌شد یا شما همه صداها را با هم اجرا می‌کردید؟

نمای جداگانه نداشتیم. اما آقوی همساده به خاطرنوع شخصیت پردازیش و این‌که بیشتر تک‌گویی می‌کند معمولا در جمع‌ها حضور نداشت و گاهی اگر با هم در صحنه بودند به نوبت صحبت می‌کردند.

سخت نبود بیانتان را یکباره از انگلیسی به لهجه شیرازی برگردانید؟

اگر صحنه عروسی خانم بزرگ را به یاد بیاورید که همه عروسک‌ها جمع بودند و آقای حمید جبلی به جای کلاه قرمزی، پسرخاله، خانم بزرگ و چند عروسک دیگر حرف می‌زد متوجه می‌شوید من نباید از سختی کار گلایه کنم!

آذر مهاجر/ گروه رادیو و تلویزیون

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها