نوجوان معصومی که میتوانست زنده باشد و سالهای سال از بودن در کنار پدر و مادر و دوستانش لذت ببرد، فقطبهخاطر اهمال مدیریت مدرسه فوتبالی که در آن عضویت داشت، حالا در میان ما نیست. مادر «رضا» میگفت در روز حادثه با او تماس میگیرند و میگویند پسرش شرایط خوبی ندارد، اما به جای آنکه رضا را به بیمارستان منتقل کنند او را با حالتی بیهوش میفرستند در خانه تا خانوادهاش پیگیر وضعیتش باشد. والدین رضا هم بلافاصله پسرشان را به بیمارستان میبرند، اما دکتر به آنها میگوید شاید اگر ده دقیقه زودتر به بیمارستان منتقل میشد، میتوانستند او را احیا کنند.
به همین سادگی، به همین تلخی. پسربچهای بیگناه از دست رفت، بدون آنکه کسی جوابگو باشد. روی تابلوی آن مدرسه فوتبال نوشته شده بود با کادری مجرب! پیراهن و شورت ورزشی هم اهدا میشود! اما ننوشته بود این مدرسه فوتبال مسئولیتی در قبال جان فرزندان شما ندارد. آنها فقط به آن شهریهای فکر میکنند که از خانوادهها میگیرند، که در غیر اینصورت باید حداقل یک پزشک عمومی را هم به استخدام درمیآوردند تا اگر روزی توپی به قلب بازیکنی برخورد کرد و این قلب از کار افتاد، کسی باشد که بفهمد این بچه را باید با آمبولانس به بیمارستان منتقل کند، نهاینکه پیکر بی جانش را بخواباند روی صندلی یک خودروی سواری و او را فرستاد در منزلش.
کم نیستند تعداد مدارس فوتبالی که با هزار و یک امید و آرزو خانوادهها را به ثبتنام فرزندانشان ترغیب میکنند، اما آیا تعداد مدارسی که مدیریت آنها در قبال سلامت و جان این جگرگوشهها، خود را مسئول میداند هم زیاد است؟
نمیدانیم اما امیدواریم افسوس ابدی مادر و پدر رضا، که دلشان در همین دو سه روز به اندازه یک عمر فاصله برای خنده فرزندشان تنگ شده، بهانهای شود برای نظارت بیشتر مسئولان روی کم و کیف اداره مدارس پرشمار فوتبال در آستانه تابستانی که پیش رو داریم.
رضا پورعالی / گروه ورزش