حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
براساس ابعاد سهگانه وجود انسان میتوانیم نقش رسانه را برشماریم، وقتی ابعاد انسانها (ذهنی ـ عقلی، احساسی ـ عاطفی و علمی ـ رفتاری) را مورد بررسی قرار میدهیم. برای جاریشدن فرهنگ مهدویت در جامعه، رسانه باید بتواند تمام وجوه سهگانه انسانها را به فرهنگ مهدویت سیراب کند. در حوزه ذهنی رسانه باید تلاش کند که دانشافزایی مهدوی را در جامعه توسعه دهد، یعنی جامعه را با معارف مهدوی و آزادهخواهی مهدوی به طور کامل آشنا کند تا آنجا که عموم مردم به طور کامل با معارف مهدوی آشنا شوند. نقش اول رسانه در این زمینه دانشافزایی است، اقناع عقلی و ذهنی مردم در زمینه معارف مهدویت و بیان مستدل و مستند معارف مهدوی برای مردم با هدف دانشافزایی مهدویت، در بخش دوم بعد احساسی ـ عاطفی انسانهاست، یعنی در این زمینه نقش رسانه شورآفرینی است، یعنی ایجاد ارتباط عاطفی و احساسی میان مردم به عنوان منتظران و امام موعود(عج)، یعنی رسانه باید بتواند این نیاز معنوی مردم را پاسخ دهد.
رسانه باید یک پیوند عاطفی و احساسی را میان مردم و امام خودشان برقرار کند، یعنی مردم تنها با بعد شناختی زندگی نمیکنند، آنچه مردم را به حرکت وادار میکند، بیشتر بعد عاطفی و احساسی است که این در آموزههای شیعی کاملا پررنگ است. از نظر بعد علمی ـ رفتاری یعنی این دو مرحلهای که قبلا اشاره شد در نهایت منجر به این شود که مردم رفتار مهدویپیشه کنند، یعنی آموزههای مهدوی تجلی پیدا کند در رفتار مردم و برای نمونه دوری از ظلم، رفتار عادلانه و تفکر مهدوی در زندگی مردم جاری شود. جوامع و جریانهای مخالف فرهنگ انتظار از این ابزار برای پیشبرد اهداف خود بیش از ما بهره بردهاند برای جبران این خلأ چه باید کرد. نظام سلطه سعی کرده بهترین بهرهبرداری را از موضوع آخرالزمان و ظهور منجی داشته باشد و با استفاده از ابزارهای رسانهای خود و عقبه پرقدرت مانند سینمای هالیوود بتواند اولا آن جامعه موعود خود را برای جهانیان عرضه و آنرا بسیار زیبا و جذاب جلوه دهد. متأسفانه ما صرفا تلاش کردیم معارف مهدوی خود را تنها با استفاده از ابزار مکتوب و رسانههای گفتاری مانند منبر و گفتوگو و سخنرانی در جامعه جاری کنیم، در حالی که نسل امروز، نسلی است که در کهکشان تلویزیون و رسانههای دیداری و شنیداری سیر میکنند و از فضای نوشتار تا حد زیادی فاصله گرفته است. باید از آموزههای جذاب مهدویت که در منابع اصلیمان به طور تفصیل وجود دارد، استفاده کنیم.
آموزههای آخرالزمان غربیها از نظر محتوا چندان زیاد نیست و مجموعه آموزههای آخرالزمانی عهد قدیم و عهد جدید از ده صفحه تجاوز نمیکند، اما بر مبنای همین صفحات محدود توانستهاند این همه فیلم سینمایی، مستند و... بسازند، ولی ما که چندهزار روایت مهدوی داریم که در آنها تمامی ویژگیهای ظهور ظاهری منجی و جامعه موعود و همه مراحل قبل از ظهور به روشنی بیان شده، کاری در این زمینه انجام ندادیم. ما با وجود این منبع سرشار به طور یقین باید در بیان و در تبیین جامعه موعود مورد نظر خودمان و معرفی منجی موعود خیلی موفقتر باشیم. باید قابلیتهای رسانه را بیشتر درک کنیم و بتوانیم از قابلیتهای آن، جلوههای ویژه تصویری و جذابیتهای رسانه استفاده کنیم. وقتی هم که بخواهیم نقد کنیم نقدها را نباید آلوده به اغراض سیاسی و غیرالهی کنیم یعنی وقتی که مخاطبان این نقدها را میشنوند یا میخوانند کاملا احساس کنند که ناقد صرفا براساس هم و غم دین و باور عمیق خودش به فرهنگ انتظار دارد جریان مخالف را نقد میکند و اغراض سیاسی، مادی و جناحی در این میان وجود ندارد پس در بخش دوم نقد عالمانه، منصفانه و به دور از هرگونه اغراض سیاسی و جناحی میتواند در واقع پادزهری در مقابل جریانهای انحرافی باشد.
قطعا برای تبلیغ و ترویج فرهنگ مهدویت در جامعه نیازمند بهرهگیری از تشکلهای مردمنهاد و سازمانهای مردمی هستیم. اساسا با ورود سازمانهای دولتی به طور مستقیم در این حوزه موافق نیستم، تجربه 30 سال گذشته تبلیغ دینی در جامعه ما نشان داده است که تبلیغ از کانالهای رسمی دولتی بیشتر موجب دلزدگی مردم میشود تا جذب آنها. نقش دستگاههای دولتی در این حوزه صرفا باید پشتیبانی و تقویت نهادهای مردمی باشد یعنی آن چیزی که در صحنه وجود دارد تشکلهای مردمی و مردمنهاد و گروههای خودجوش مردمی است و دستگاههای دولتی باید پشت صحنه باشند یعنی دستگاههای دولتی باید با دوریگزیدن از اسم و نام و آرم و نشان خودشان و صرفا قربت ألیالله وارد میدان شوند اگر میخواهند فرهنگ مهدویت را در جامعه جاری کنند باید صرفا به پشتیبانی و تقویت جریانهای اصیل مهدوی بپردازند.
دکتر ابراهیم شفیعیسروستانی / جامجم
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....