در ستایش صداقت و سادگی

کمتر اتفاق می‌افتد مجموعه تلویزیونی به سری دوم برسد و بتواند باز هم رضایت مخاطبان خود را جلب کند. سیروس مقدم که در یک دهه گذشته پرمخاطب‌ترین سریال‌های تلویزیونی را ساخته، این بار برای اولین‌بار سراغ ساخت دومین قسمت یک سریال رفت و در تولید آن هم موفق بود. بازشناسی عناصر موثر در موفقیت پایتخت را می‌توان به عنوان یک مدل برای تولید مجموعه‌های مشابه مورد تامل قرار داد. در واقع پایتخت یک الگوی موفق در سریال‌سازی است که توانسته طیف متنوعی از مخاطبان را پای تلویزیون خود بنشاند. شخصیت‌پردازی منطقی، بازی‌های شاخص، تعلیق و روایت داستانی مناسب و مفاهیم انسانی ـ اجتماعی موجود در درام دست به دست ‌داده تا پایتخت 2 حتی به انسجام و پختگی بیشتری در کلیت ساختاری دست یابد.
کد خبر: ۵۵۲۴۹۸

جالب این که حتی یک شیء و ابزاری مثل کامیون به یک عنصر موثر دراماتیک تبدیل‌شده که در کنار یک داستان جاده‌ای توانسته با خلق موقعیت‌های جذاب نمایشی، فضایی مفرح و دلنشین ایجاد کند که انتقال پیام‌های اخلاقی آن هم به دور از شعارزدگی یا اغراق‌های سطحی است؛ البته یگانگی در مضمون و انسجامی که در خط اصلی داستان «پایتخت 1» وجود داشت در سری دوم کمرنگ‌شده است. اگر در سری اول پایتخت مساله مهاجرت به مرکز و آسیب‌های آن به عنوان تم اصلی، دستمایه کار قرار گرفته بود در سری دوم این نگاه از موقعیت‌های اخلاقی و مشکلات اجتماعی فراتر رفت که شاید در ظاهر وحدت موضوعی را از قصه گرفت، اما ظرفیت‌های نمایشی بیشتری به کارگردان داد تا بتواند روی سوژه‌های مختلف بیشتر کار کند. در اینجا هم البته با یک قصه جاده‌ای مواجه هستیم که در یک سفر پر ماجرا در هر قسمت بخشی از این مفاهیم اخلاقی ـ اجتماعی را بازنمایی کرده و به تصویر می‌کشد. در یک قسمت با در میان کشیدن نامه نوشتن به رئیس‌جمهور وارد حوزه‌های سیاسی و روایتی انتقادی از برخی کنش‌های نامتعارف سیاسی می‌شود.

در قسمتی دیگر احترام به بزرگ‌ترها و سالمندان را برجسته می‌کند یا مثلا در فرازهایی دیگر از قصه به مفاهیمی مثل نوع‌دوستی و مساله اهدای عضو می‌پردازد، اما در طرح همه این مفاهیم به سویه دراماتیک موقعیت پایبند بوده و در دام شعارزدگی گرفتار نمی‌شود. توجه به جزئیات قصه و فضاسازی‌های مناسب در کنار طنازی‌های هوشمندانه و بازی‌های دلنشین بازیگران بویژه محسن تنابنده و احمد مهران‌فر که پاس‌کاری‌های خوبی با هم دارند، مخاطب را به درون موقعیت‌های همذات‌پندارانه پرتاب می‌کند و از این طریق تماشاگر در عین لذت‌بردن از موقعیت‌های داستانی، مفاهیم اخلاقی پنهان در درون قصه را ناخودآگاه پذیرفته و درونی می‌کند.

یکی از مفاهیم اصلی که در پایتخت در موقعیت‌های متعددی برجسته‌شده و در اشکال مختلف بازنمایی می‌شود، تاکید بر صداقت و سادگی در رفتار اجتماعی است که مصادیقی از آن را می‌توان در مواجهه ارسطو با شعله و اراده او برای اهدای کلیه به برادر بیمارش ردیابی کرد. گاهی برای آسیب‌شناسی یک رفتار انسانی و نمایش آثار سوء آن می‌توان به شکل مثبت‌گرایانه‌ای به نمایش رفتارهای صحیح پرداخت و مثلا به جای ترسیم شخصیت‌های منفی به بازسازی شخصیت‌های مثبت و جاذبه‌های آن پرداخت.

در «پایتخت 2» این امکان وجود داشت که تماشاگران از قبل با شخصیت‌های قصه آشنا بودند و یک نوع تعلیق از پیش تعیین‌شده، شکل گرفته بود تا مخاطب شخصیت‌های آشنای خود را در موقعیت‌های تازه ببیند و قصه آنها را دنبال کند. طبیعت زیبایی شمال در کنار استفاده درست از لهجه و گویش محلی و داستانک‌های درهم تنیده به خط اصلی قصه نیز از جمله مواردی بود که بر جذابیت کار افزود.

تسلط خوب محسن تنابنده به زیر و بم‌های لهجه شمالی و خلاقیت احمد مهران‌فر در بازسازی شخصیت ارسطو را هم باید به این موارد اضافه کرد. مثلا تکیه کلام‌هایی که هر دو شخصیت اصلی سریال درموقعیت‌های مختلف استفاده می‌کردند به ایجاد طنز کلامی کمک کرد که در کنار کمدی موقعیت کل سریال و البته رگه‌هایی از طنز شخصیت‌محور در نهایت به یک مجموعه طنز متفاوت و تمام عیار بدل می‌شود. نگاه دقیق به ظرفیت‌های زبانی ـ کلامی و تزریق آن در موقعیت‌های پر از تضاد و دوگانه اجتماعی موجود در قصه و مهم‌تر از همه بار دراماتیکی آنها موجب شد تا پایتخت به بهترین سریال نوروزی امسال بدل شود.

از جمله جذابیت پایتخت توجه هوشمندانه سیروس مقدم و نویسندگان مجموعه به مسائل روز و الصاق آن به قصه است. مثلا افزایش قیمت‌ها و مشکلات اقتصادی با فرض پیوندزدن یک برنامه تلویزیونی با فرازهایی از داستان نمونه‌ای از این دست است. اساسا قصه پایتخت و جزئیات دراماتیکی آن بشدت با زندگی روزمره و واقعیت‌های اجتماعی نزدیک است و طبقه‌ای از اقشار اجتماعی را مورد بررسی قرار می‌دهد که برای اکثر مخاطبان آشنا و ملموس بوده و به همین واسطه آنها خود را به این آدم‌ها و غم و خوشی‌هایشان نزدیک می‌بینند.

پایتخت نشان داد که چگونه می‌توان با استفاده از ظرفیت‌های بومی و فیلمنامه‌ای فکرشده و جزئی‌نگر و خلق موقعیت‌های کمیک در کنار طنازی‌های فردی یک طنز تلویزیونی جذابی خلق کرد که از لوده بازی‌های متعارف به دور بوده و درعین سرگرم‌کننده بودن و خنداندن مخاطب، درس زندگی و چگونه زیستن را نیز به آنها آموزش دهد. پایتخت بیش از هر چیز در ستایش صداقت و سادگی حرکت کرده و آنچه را در جامعه امروز به یک کیمیای اخلاقی بدل شده است به شکل شیرین و هنرمندانه‌ای روایت می‌کند.

سید رضا صائمی / جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها